جواب نورا برکلاین فعال سیاسی چپ رادیکال، رفیق و شریک زندگی ام به فحاشی های پی در پی اراذل و اوباش وابسته به جمهوری اسلامی Answer to sexist insults and threats by supporters of the Iranian regime

 

“من می خواهم “زنت” و مادرت را بکنم”!

ترجمه ی حسن معارفی پور

ایا واقعا این تنها جوابی است که شما در جواب به فعالیت ها و برنامه های سیاسی حسن معارفی پور دارید؟

به عنوان دوست دختر او ( نه زنش، چون ما برای عشمقان به هیچ مشروعیت مذهبی و دولتی نیاز نداریم)، بگذار به شما ها بگویم که هر کدام از ما برای خود صاحب شخصیت مستقل است. اگر شما به دنبال ان هستید که بر علیه یک نفر موضع گیری کنید، این دیگر چه معنی ایی دارد که نفر دیگری را تهدید کنید؟ تهدید به تجاوز یک انسان، ایا تنها جواب سیاسی شما و جهت گیری تان در مقابل نقد رادیکال یک انسان دیگر (حسن معارفی پور) است؟

این روشن است که شما هیچ برهان با محتوایی ندارید و قافیه شدیدا بر شما تنگ شده است، که اینگونه به بی حرمتی به جای جواب سیاسی و برهان در جواب نقد های حسن معارفی پور پناه می برید.

شما نمی فهمید که با این عمل خودتان را مورد بی حرمتی قرار می دهید. شما خود را با این کار یک متجاوز خطاب می کنید. شما به من، حسن و هر کس دیگری که ان را می خواند، می گویید که در پی انجام عملی هستید، بدون اینکه اجازه ی من برای انجام این عمل را در نظر گرفته باشید. شما با این کنش نشان می دهید که  مسائلی که به زنان مربوط می شود، قبل از انکه مسائلی باشند که به خود زنان مرتبط باشند، به شکلی از اشکال مسائلی هستند که به مردانی مرتبط اند که بر روی انان اعمال قدرت می کنند، اما هیچ کدام از شما اعمال قدرتی بر من ندارید و نمی توانید داشته باشید. ممکن است تصور این مساله برای شما سخت باشد: اما من یک انسان مستقل هستم و هر طور که دوست دارم و عقلانی می دانم، البته در رابطه ی اجتماعی با زندگی دیگران و بدون ضرر رساندن به انان، زندگی می کنم بدون اینکه خودم را دست کم بگیرم و اعمال قدرت بر خودم را قبول کنم.

زمانی که می گویید به من تجاوز می کنید، شما نمی دانید که این عمل یک عمل یک طرفه است و با این کار، نه تنها من، بلکه تمام زنان را به عنوان ابژه نگاه می کنید.

 این شکل از اعتراض شما (ابژه یی کردن زنان) نشان می دهد، که تا چه اندازه ضروری است یک انقلاب رادیکال اجتماعی برای در هم شکستن کل سیستم صورت پذیرد، سیستمی که بر اساس مذهب و مردسالاری تلاش می کند زنان را به عنوان نیمی از کل جامعه از انسانیت و انسان بودن تهی کند- سیستمی که بر اساس ارعاب، تبعیض و تفرقه انداختن بین انسان ها شکل گرفته است و انسان ها با منافع مشترک را متفرق می کند، تا بتواند به حاکمیت دیکتاتوری خود ادامه دهد. سیستمی که در نهایت از طریق استثمار و بهره کشی از توده ی مردم به منافعش می رسد.

اما توده ی مردم دیگر از این سیستم بیزارند و کاردشان به استخوان رسیده است. مردم دیگر بیشتر از این، این میزان از فشار، محدودت و سرکوب را تحمل نمی کنند. توده های مردم در سطح وسیع به دنبال تغییر رادیکال این سیستم هستند.

به خاطر این مسائلی که بالاتر اشاره شد، است که نقش و حضور زنان در این انقلاب تا این اندازه حیاتی است: ما همه در جنگ با نظامی هستیم که تلاش می کند با تفرقه اندازی بین انسان ها و تقسیم انان در گروه های مختلف و بهره گیری از مذهب برای مشروعیت دادن به تفرقه بین انسان ها به حیات خود ادامه دهد، این سیستم چیزی جز سرمایه داری نیست، نظامی برای استثمار از طبقه ی کارگر بنا نهاده شده است. ما برای نظامی مبارزه می کنیم که در ان اختلاف طبقاتی رخت بر بندند و تمام انسان ها از حقوق برابر برخوردار باشند، انسان ها بر اساس جنسیتشان طبقه بندی نشوند و هیچ کس به خاطر گرایش جنسی اش قضاوت و محاکمه نشود، سیستمی که در ان توانایی انسان، رنگ پوست، قومیت و غیره مانع رسیدن انسان به این حقوق برابر نشود

 

Answer to sexist insults and threats by supporters of the Iranian regime.

„I will fuck your wife and your mother” – is that really the only answer you have for Hassan Maarfi Poor’s political statements and activity?

As his girlfriend (not wife, because we don’t need any religious or state legitimation for our love) let me tell you that each of us is one person for her*himself. If you want to argue against one person – what is the sense of threatening another person? Is the rape of one person your only answer to radical criticism of your political orientation by another person? It is obvious that you want to insult Hassan because you don’t have any arguments with content.

But don’t you see that you are insulting yourself? You are calling yourself a rapist. You are telling Hassan, me and whoever wants to read it, that you will do something to me which means you are planning to do it without caring about my consent. You are clearly showing us that for you a woman’s affairs are actually the affairs of men somehow in power over her. But none of you is in power over me.  Maybe it is hard for you to imagine: I am an independent person living my own life as I find it right – in relation with others of course, but not subordinating myself.

By telling that you will fuck me, in a very one-sided way, you are objectifying me and you are objectifying me only for the reason of being a woman, which means that you are objectifying all women.

And this is how you are demonstrating that we really need this revolution to be radical, to completely break with this system, which is built on religious patriarchy and tries to take away humanity from one half of humanity – which of course is only one line among which people are split in this dictatorship, where in the end very few are profiting from the exploitation of the many.

But the people are fed up with this. The people do not accept this humiliation and oppression any more. The people will radically change the system.

This is why the role of women is so important in this revolution: We are fighting against a system that is trying to weaken the people by splitting them in different groups, using religion to legitimize its capitalist politics of exploitation of the working class. We are fighting for an order with equal rights and possibilities for all humans beyond class and beyond categories of gender, sexual orientation, ability, skin color and ethnicity and others!

Nora Braecklein political activist

 

ایران جدال الترناتیوهای مختلف

über ایران جدال الترناتیوهای مختلف

ایران جدال الترناتیوهای مختلف

بحث های من در مورد ایران جدال الترناتیوهای مختلف

حسن معارفی پور

ضرورت دست بردن به اسلحه و مبارزه ی مسلحانه علیه جمهوری اسلامی ایران

über ضرورت دست بردن به اسلحه و مبارزه ی مسلحانه علیه جمهوری اسلامی ایران

ضرورت دست بردن به اسلحه و مبارزه ی مسلحانه علیه جمهوری اسلامی ایران

این بحث در ادامه ی بحث رفیق ژوبین خضری صورت گرفته است

 

درباره ی ضرورت اعتصاب در اوضاع کنونی

صحبت های حسن معارفی پور در صفحه ی صدای انقلاب در مورد ضرورت اعتصاب در اوضاع کنونی در ایران

Intenationale Solidarität ist notwendig

Ich frage mich: Wo bleibt die internationale Solidatität mit der Arbeiterklasse des Irans? Warum berichten die deutschen und europäischen Linken nicht von den Protesten im Iran? Wo ist euer Internationalismus?
Die meisten linke Leute und Parteien unterstützen reaktionäre Parteien und nationalistische Bewegung wie die PKK. Es gibt “linke” Parteien, die die iranische Regierung als “antiimperialistisch” bezeichnen und unterstützen, aber wenn die Bevölkerung und die Arbeiterklasse im Iran das gesamte politische und kapitalistische System in Frage stellt, dann sind linke Deutsche und Europäer stumm und sprachlos!

Es lebe Sozialismus und internationale Solidarität

Hassan Maarfi Pour

proteste-im-iran-55799745

در مورد اعتراضات اخیر در ایران و معرفی صفحه ی صدای انقلاب

über در مورد اعتراضات اخیر در ایران و معرفی صفحه ی صدای انقلاب

در مورد اعتراضات اخیر در ایران و معرفی صفحه ی صدای انقلاب

ایران در استانه ی انقلاب پرولتری

استراتژی و تاکتیک های چپ رادیکال و طبقه ی کارگر برای عبور از وضع موجود و تبدیل این شرایط به یک شرایط انقلابی

تکرار تبلیغات جمهوری اسلامی به ضرر طبقه ی کارگر است

قبل از هر چیزی باید بگویم که، بستن این اعتراضات به ناف احمدی نژاد و رئیسی، اگاهانه یا ابلهانه تبلیغ برای خط بیت رهبری است، در راستای منافع جمهوری اسلامی و برای ماندگاری این رژیم است. در این گیر و دار و طغیان و شورش گرسنگان در ایران،  رسانه ی امپریالیسیتی، ضد انقلابی و پرو رژیم همچون بی بی سی گرفته و حتی بعضی چپ های نا امید و افسرده ی سیاسی خارج کشور، هر یک تلاش می کنند به نوعی این اعتراضات رادیکال و از پایین را که ریشه در چهل سال سرکوب سیستماتیک و ساختاری، استثمار و بهره کشی حاکمان و سرمایه داران متحدشان از طبقه ی کارگر دارند، را به ناف رئیس جمهوری پیشین و تیم او ببندند. اگر این عمل اگاهانه باشد، می توان آن را عملی در راستای خدمت به ماندگاری رژیم جهل و جنایت پیشه ی امپریالیست اسلامی دانست و اگر ابلهانه هم چنین مواضعی گرفته شود، باز هم پیامد مشابهی دارد و در خدمت ارتجاع است. چپ روی کودکانه همیشه به راست روی ارتجاعی ختم می شود.

کمونیسم به مثابه ی جنبش

چپ و کمونیسم ایران بارها قربانی حماقت و مواضع معوج و ضد کارگری خود شده است. چپ و کمونیستی که درک درستی از نقد اقتصاد سیاسی نداشته باشد و به تئوری مارکسیسم مسلح نباشد، همیشه گول هیاهوی راست و رسانه های تا مغز استخوان ضد انقلابی و ضد کمونیستی مانند بی سی سی مدافع پر و پا قرص این رژیم تروریست و فاشیست را خواهد خورد. کمونیسم و سوسیالیسم علمی مورد نظر ما نه یک جنبش ایدئولوژیک و عقیدتی بلکه جنبش اجتماعی حی و حاضر حکومت شوندگان است که تمایلی به پیروی و استثمار در سایه ی حکومت فعلی ندارند و دنیای دیگری را می طلبند. کمونیسم جنبشی است که به صورت تفکر و جهان بینی نقش می بندد. جنبشی که منفعتش رهایی طبقه ی اجتماعی مشخصی است.

کمونیسم به عنوان یک منفعت طبقاتی و یک سیستم اجتماعی تولیدی

کمونیسم یک منفعت است که باید اشباع شود، منفعتی که به صورت تئوریک نقش می بندد و تئوریزه می شود. کمونیسم چیزی جز نفی مالکیت خصوصی بر ابزار تولید و اشتراکی کردن آن نیست. ما می خواهیم در جهانی زندگی کنیم که کسی از نیروی کار دیگران برای خود سرمایه و رفاه فراهم نکند. در جهانی که همبستگی اجتماعی بین انسان ها جای رقابت و لت و پاره کردن یکدیگر را بگیرد. در جهانی که خودخواهی و اگوئیسم انسان برای همیشه گور خود را گم کند، در جهانی که هر انسان به اندازه ی توان خود کار کند و به اندازه ی نیازش از امکانات اجتماعی بهره مند شود. اگر تلاش برای رسیدن به این جهان نامشروع است، پس من ازاین عدم مشروعیت به رادیکال ترین شکل ممکن دفاع می کنم. برای رسیدن به این جهان، ما نمی توانیم سرمایه داران و اریستوکرات ها و اخوند های خونخوار و انگل که به زندگی انگلی عادت کرده اند و از طریق عرق و خون دیگران برای خود زندگی لوکس و مرفه فراهم کرده اند، را متقاعد کنیم که دست از این زندگی مرفه بکشند و در یک شرایط برابر زندگی کنند. بورژوازی و حاکمان مدافع وضع موجود و متحدین این نظام، هر نوع تغییر موقعیت شان از یک موقعیت مسلط به موقعیت تحت سلطه را نوعی مرگ برای خود می دانند و به همین خاطر حاضرند، بمیرند اما در یک شرایط برابر با دیگر اقشار جامعه زندگی نکنند. فاشیسم و راسیسم اینجا خود را به صورت تنفر شدید از اقشار پایین جامعه و تهی دستان و طبقه ی کارگر نشان می دهد.

راهکار ما برای دگرگونی در وضع موجود

ما با اریستوکرات ها، راسیست ها، فاشیست ها، صاحبان سرمایه، حکومتی ها و در یک کلام طبقه ی حاکم، در هیچ جای دنیا و به ویژه در ایران منفعت مشترکی نداریم و ما به عنوان سرکوب شدگان، استثمارشدگان، اکثریت تحت ستم، بعضا اقلیت های حاشیه یی شده، نمی توانیم با دیسکورس (گفتمان)، طبقه ی مسلط را قانع کنیم که دست از حکومت کردن، دست از سرمایه و منافع خود بکشد، به همین دلیل ما برای رسیدن به منافعمان راهی نداریم جز در هم کوبیدن قهرامیز و انقلابی این جانیان که خون ما را در شیشه کرده اند.

شورش گرسنگان، شورشی طبقاتی است

در شرایطی که نزدیک به چهار دهه حاکمیت یکی از هار ترین نظام ها در ایران هر گونه امکان دستیابی کارگران به آگاهی طبقاتی و سوسیالیستی را از بین برده است، نباید شکی داشت که در میان کارگران گرایشات متعددی وجود دارد که ممکن است مطلقا در تضاد با همدیگر باشند؛ اما منفعت مشترک طبقاتی، و سرنوشت مشترک طبقاتی، مقدم بر ایدئولوژی است و ایدئولوژی را شکل می دهد. کارگران زمانی که به صورت طبقه وارد میدان می شوند و با اعتصاب و اعتراضات خیابانی شان، به چیز دیگری غیر از انقلاب و سرنگونی طبقه ی حاکم رضایت نمی دهند، تنها آن موقع است که گرایشات فکری و عقیدتی تابع منافع می شود و منفعت مشترک طبقاتی برای رسیدن به رهایی بر هر نوع عقیده پیشی می گیرد. اما این به معنی آن نیست که ما به صورت پوپولیستی با گرایشات بعضا راسیستی، مذهبی، لمپنیستی، سکسیستی و غیره برخورد کنیم. ما به عنوان نیروهای چپ و کمونیست تحت هیچ شرایط تبلیغات خود علیه ناسیونالیسم، مذهب، سکیسم، لمپنیسم و گرایشات ارتجاعی در بین طبقه ی کارگر و خارج از ان قطع نخواهیم کرد. ما در پروسه های مختلف قبل از انقلاب، در دوران اعتلای انقلابی و بعد از انقلاب با تمام قوا در پی فرهنگ سازی رادیکال و انقلابی خواهیم بود و تحت هیچ شرایطی به گرایشات عقب مانده و ضد بشری اجازه ی نفوذ به سازمان ها و تشکیلات های رادیکال کارگری نخواهیم داد. ما به تبلیغات خود علیه ارتجاع در هر شرایطی ادامه خواهیم داد.

این شورش در ایران یک شورش کاملا طبقاتی و خودجوش از پایین از جانب حکومت شوندگانی است که دیگر تمایلی به ماندن در چارچوب این حکومت و نظام مرتجع امپریالیستی ندارند و به همین خاطر شورش و طغیانی کاملا برحق، چپ و رادیکال است و شعارهای این شورش در بسیاری از شهرهای کشور، نشان از واقعیت است. اعتراضات مال باختگان به عنوان پیشدرآمد این جنبش علیه سودجویی و غارت بنیادهای مالی سرمایه داری جمهوری اسلامی نشانی است از اینکه در نهایت تضادهای طبقاتی سوخت اصلی قیام مردمی است. نباید فراموش کرد که انگل های لیبرال و پروامپریالیست پروفاشیست هم درصدد از راه به در کردن این اعتراضات نشسته اند.

شورش خیابانی غیر متشکل باید تبدیل به تشکیلات های رادیکال شود

تشکیلات برای پرولتاریا از شام شب ضروری تر است. بدون تشکیلات محصول مبارزات کارگران به جیب تشکلات اریستوکراتیک بورژوازی و جریانات پرو امپریالیست راست خواهد ریخت. کافی است که احزاب و جریانات جنایتکار فاشیست سلطنت طلب چهار تا فعال سابق کارگری سندیکالیست راست مانند منصور اسانلو را به عنوان رهبر کارگری به جامعه تحمیل کنند و یا کثافت های انسان کشی سابقا ساواکی که کمونیست ها و کارگران در دوران پهلوی جنایتکار در زندان ها شکنجه می کردند به همراه مهاجدین فاشیست توسط سازمان های تروریستی بین المللی و ناتو به عنوان الترناتیو به مردم ایران حقنه شوند، ان زمان توده ی مردم غیر متشکل در مقابل تشکیلات های دون کیشوتی خاندان پهلوی و مجاهدین فاشیست که توسط ارتش امریکا به عنوان الترناتیو برای فردای ایران شناخته می شوند و از جانب تروریسم بین المللی ناتو هم حمایت می شوند، می توانند مردم غیر متشکل را شکست دهند و یک حکومت و دولت مرتجع تر و جانی تر از جمهوری اسلامی را سر کار بیاورند. اوضاع لیبی درس آموزنده ی پیش روی ما گذاشته است، درسی که کارگران و توده های مردم معترض در ایران می توانند از ان بهره بگیرند، تا بعد از خامنه یی جلاد، رضا پهلوی و یا رجوی فاشیست سر کار نیاید.

تشکیلات هایمان را از همین امروز درست کرده، آن را سراسری کنیم و با ابزار تشکیلات هر نوع خطری را حاشیه یی کنیم.

انقلاب

انقلاب را باید از انفجار اجتماعی جدا کرد. هر انقلابی یک انفجار اجتماعی است ولی هر انفجار اجتماعی الزاما انقلاب نیست. تفاوت انفجار اجتماعی با انقلاب در این است، که در یک پروسه ی انقلابی نیروهای متشکل و رادیکال می توانند انقلاب را در مقاطع سرنوشت ساز هدایت کنند و از این طریق مانع سر کار آمدن ارتجاع و فاشیسم می شوند. برای تبدیل کردن یک قیام خیابانی به یک انقلاب اجتماعی، استراتژی، تاکتیک، موضع گیری به موقع، اقدام های اصولی و رادیکال و بعضا دست بردن به اقدامات مسلحانه برای ترساندن و شوکه کردن دشمن لازم است. مبارزه ی مسلحانه از این زاویه قابل دفاع و اصولی است، اما مبارزه ی مسلحانه برای ما کمونیست ها هیچگاه نمی تواند استراتژی ایی برای سرنگونی یک نظام و جایگزینی ان با نظام بهتر باشد. مبارزه ی مسلحانه همیشه برای ما یک تاکتیک است.

در پروسه ی انقلابی، توده ی مردم با اولین ابزاری که در دست دارند علیه حکومت کنندگان خواهند جنگید. در این شرایط ضرورت تحزب کمونیستی و رادیکال بسیار ضروری است. اگر احزاب کمونیست رادیکال و حزب کمونیست طبقه ی کارگر در دسترس باشد، که مدام به مردم خط بدهد و در شرایط ضروری توده ها را به اسلحه مسلح کند، رژیم فعلی امکان مقاومت را از دست خواهد داد. در غیر این صورت فاشیسم می تواند در نتیجه ی یک انفجار اجتماعی بدون برنامه قدرت سیاسی را به دست بگیرد.

مشروعیت و عدم مشروعیت

مشروعیت یا عدم مشروعیت یک نظام، بیشتر یک تز لیبرالی است که وارد ادبیات چپ هم شده است. این گفتمان به تنهایی نمی تواند مسائل پیچیده ی اقتصاد سیاسی را توضیح دهد. در حقیقت مشکل ما مارکسیست ها با طبقه ی حاکم تنها از زاویه ی عدم مشروعیت نیست، بلکه از زاویه ی حقوقی و اقتصادی است. ما تحت هیچ شرایطی در چارچوب یک سیستم بورژوایی نمی توانیم به حقوق انسانی خود برسیم و از بردگی اقتصادی رهایی یابیم، به همین خاطر لازم است که نقدهای اخلاقی و پیش پا افتاده در مورد اینکه این نظام مشروعیت سیاسی دارد یا ندارد، را کنار گذاشته و از زاویه ی نقد اقتصاد سیاسی و حقوقی به مبارزه با این سیستم برویم. اگر اکثریت مردم در یک نظام به دمکراتیک یا غیر دمکراتیک “مشروعیت” این نظام ضد عقلانی را با رای خود به رسمیت بشناسند، دلیلی ندارد که ما این نظام بردگی مدرن را سیستمی مشروع بخوانیم. به همین خاطر ما باید از این گفتمان های بورژوایی فاصله بگیریم و کل سیستم اقتصادی و سیاسی را به عنوان یک سیستم نابرابر و ظالمانه به صورت رادیکال زیر سوال ببریم و برای گرفتن حقوق انسانی خود یعنی پایان دادن به بهره کشی از طبقه ی کارگر، ازادی و برابری تحقق بخشیم.

مبارزه ی مسلحانه

مبارزه ی مسلحانه ی خیابانی در زیر سایه ی دولت جنایتکار و دیکتاتور تا خرخره مسلحی مانند جمهوری اسلامی، راهکار نهایی برای براندازی نهایی رژیم خونخوار و تروریست جمهوری اسلامی است. هر گونه رومانتیزه کردن مبارزه و تمرین دمکراسی و خزعبلاتی از این قبیل را باید در دوران اعتلای انقلابی کنار گذاشت و برای رسیدن به منافع مقطعی و نهایی دشمنان را به قهرامیزترین شکل ممکن زمین گیر کرد، تا بتوان بر فراز نظم فروریخته سیستم جدیدی را بنیان گذاشت، در غیر این صورت یک پروسه ی انقلابی می تواند، شکست بخورد و به فاشیسم یا سیستم ارتجاعی مشابه یا بدتر از سیستم قبلی ختم شود.

به دست گرفتن اسلحه و انحصار سرکوب از جانب طبقه ی کارگر باعث خواهد شد، که جریانات ماجراجو، مرتجع، فاشیست و خونخوار ضدانقلاب، امکان این را پیدا نکنند که بعد از سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی موی دماغ طبقه ی کارگر و کمونیست ها شوند.

ایران-در-استانه-ی-انقلاب-پرولتری.1ما کمونیست ها باید تلاش کنیم بیشترین ازادی های اجتماعی را گسترش دهیم و همزمان هر تعرض ضد انقلابی را با انقلابی ترین شکل ممکن سرکوب کنیم.

حسن معارفی پور

31.12.2017