در مورد فساد در جریانات سیاسی ایرانی

 

هر جریان سیاسی در آلمان حتی جریانات بورژوایی پول هایی که سالانه از شرکت های بزرگ، بانک ها، کلیسا ها و دولت می گیرند را به صورت علنی در اینترنت منتشر می کنند. من با شورای پناهندگی و شبکه ی انتی راسیستی استان بادن ورتمبرگ سومین استان پرجمعیت و دومین استان بزرگ المان از لحاظ مساحت کار می کنم. کمک های مالی ایی که سالیانه به شورای پناهندگی می شود، در جلسه ی پایانی اخر سال با تمام جزئیات مخارج، بدهی ها، حقوق کارمندان، هزینه ی اجاره ی سالن، هزینه ی برگزاری جلسات مختلف، هزینه ی برگزاری تظاهرات، با دقیق ترین شکل ممکن به همراه صورتحساب ورودی و خروجی پول اعلام می شود.
کدام حزب سیاسی ایرانی، کدام تشکیلات سیاسی ایرانی تاکنون این کار را کرده است؟ هیچ تشکیلاتی! به همین خاطر فساد، دزدی، کلاه برداری، سوء استفاده از امکانات و پول هایی که به اسم سازمان و حزب از دولت ها، کلیسا، سرمایه داران „خیر“ گرفته می شود، توسط اشخاصی که در راس این جریانات هستند، می تواند به راحتی برای کارهای شخصی و سفرهای „سیاسی“ مورد بهره برداری قرار گیرند.
یکی از کارهای جدی ایی که اعضای این تشکیلات، احزاب، تشکلات، ان جی او های رنگانگ و شبکه ها می توانند بکنند این است که از مسئولینشان درخواست کنند، که تمام درامد ها و مخارج را به صورت علنی یا حداقل در تشکیلات خود اعلام کنند!
اگر حاضر به این کار نبودند، باید به کمیته تشکیل دهند و از رهبری خود درخواست کنند که روشنگری کند.
مساله ی دیگر مساله ی امنیتی است. کسی که از لحاظ اقتصادی در یک تشکیلات فاسد باشد، به راحتی در قبال پول بیشتری که یک دولت یا یک سازمان جاسوسی به او می دهد، خودش را می فروشد.
احزاب و سازمان های سیاسی چپ و کمونیست (من مشخصا روم به این سازمان هاست و نه سازمان های راست، سازمان های راست هر غلطی می کنند به من مربوط نیست) لازم است در زمینه ی مسائل امنیتی اعضای خود بسیار دقیق عمل کنند. لازم نیست مثل سازمان های جاسوسی دولت های بورژوایی تلفن و ایمیل کسی را کنترل کرد، اما این احزاب و سازمان ها باید در جریان باشند، اعضایشان کجا می روند، چکار می کنند و اگر مدتی ازشان خبری نبود، باید فورا با انان تماس بگیرند! کدام حزب و سازمان سیاسی چپ و کمونیستی ایرانی این کار را کرده است؟! بدون اغراق می توان گفت هیچ کدامشان!

اما این احزاب و سازمان های مرده پرست که با مرگ هر کدام از اعضایشان مثل لاشخور بر جنازه اش نشسته و اشک تمساح می ریزند، زمانی که اعضا و هوادرانشان در راه های دشوار پناهندگی در راه رسیدن به دنیای بردگی غرب هستند و به کمک نیاز دارند، انان را شدیدا بایکوت می کنند و حتی جواب تلفنشان را نمی دهند.

حزب یا سازمانی که در قبال اعضا و هوادارانش مسئول نباشد و فقط منتظر باشد که بمیرد، تا با تبلیغات بر روی جنازه یی که هیچ توانایی برای افشاگری یا دفاع از خود ندارد، حزب سیاسی که چه عرض کنم، تکیه ی درویشی هم نیست.

اگر در میان جنبش چپ و کمونیستی ایران یک انسان درست حسابی پیدا شود و بگوید که این سنت های منسوخ مرده پرستی و زنده کشی را کنار بگذارید. بگوید که انسان ها تا زمانی که زنده اند را باید حفظ کرد و وقتی که مردند دیگر تنها چیزی که از انان باقی می ماند، یک اسم و یک سری خاطرات است، به چشم دشمن نگاه می شود، اما اگر کسی مثل „گروهبان چهار“ در مقابل هر توصیه یی که به او می شود، „بله قربان گو“ باشد، ان موقع مهم نیست که این ادم اطلاعاتی است یا چه سابقه یی داشته و دارد و ایا امروز هم مساله ی امنیتی دارد یا نه!

به این لودگی و درویش گرایی خاتمه دهید! به خودتان بیایید! درویش تربیت نکنید! کادر کمونیست جدی و معتقد درست کنید! به نسل جوانتان اعتماد کنید به جای اینکه انان را به خاطر انتقادات درستشان به سنت گرایی پوسیده و درویش گراییتان سرکوب کنید!

فاسد نباشد و فساد را بازتولید نکنید!

حسن معارفی پور

Advertisements

Kommentar verfassen

Trage deine Daten unten ein oder klicke ein Icon um dich einzuloggen:

WordPress.com-Logo

Du kommentierst mit Deinem WordPress.com-Konto. Abmelden /  Ändern )

Google+ Foto

Du kommentierst mit Deinem Google+-Konto. Abmelden /  Ändern )

Twitter-Bild

Du kommentierst mit Deinem Twitter-Konto. Abmelden /  Ändern )

Facebook-Foto

Du kommentierst mit Deinem Facebook-Konto. Abmelden /  Ändern )

w

Verbinde mit %s