ملاحظاتی در باب رابطه‌ی سرمایه و منطق ذات هگل ‌


توضیح مترجم


این مقاله نخستین بار توسط «اٌسکار نگت»، رفیق دیرینه و وفادار«هانس یورگن کرال»، ویرایش شد و در مجموعه‌ مقالاتی باعنوان «روزآمدبودن و پیامدهای فلسفه‌ی هگل»، درسال 1970 ازسوی انتشارات «زورکامپ» فرانکفورت انتشار یافت. (صفحات ۱۳۷ تا ۱۵۰)´.

 هانس-یورگن کرال، آگاه‌ترین و باسوادترین شاگرد آدورنو، این مقاله را به‌عنوان بخشی از تز دکترای خود در یکی از کلاس‌های درس آدورنو ارائه داد و هم‌چنان یکی از آثار مهم در تأکید پیوندهای هگلیِ اندیشه‌ی مارکس به‌شمار می‌رود.

 مرگ ناگهانی  کرال دریک تصادف رانندگی در بیست‌وهفت سالگی، آثار، اندیشه‌ها و پراکسیس انقلابی او را که از نگاه دشمنان‌اش هم بسیار قابل تأمل و غیرقابل انکار بودند، نیمه‌تمام گذاشت. چنان‌که هورکهایمر، پس از مرگ کرال در نامه‌ای به خانوادهاش نوشت: «اگر پسر شما زنده می‌ماند، یک متفکر برجسته می‌شد». نکته‌ی دیگر آن‌که، تاکنون مطلب زیادی از کرال به فارسی ترجمه نشده و تنها مطالب موجود، دو مقاله است که توسط  «امین حصوری» و «امید مهرگان» به فارسی ترجمه شده و در اینترنت موجود است. کرال درواقع کتابی از خود به‌جا نگذاشت و پایان‌نامه‌ی دکتری‌اش نیز که قراربود باعنوان «قوانین طبیعی توسعه‌ی سرمایه‌داری در آموزه‌های مارکس»، درباره محتوای تاریخی-فلسفی ماتریالیسم تاریخی نزد آدورنو ارائه شود، بهدلیل مرگ زودهنگام این متفکر برجسته و انقلابی، به پایان نرسید.

درحال حاضر، تنها  بخشهایی از نوشته‌های او که در قالب مقاله و سخنرانی ارائه شده بود و توسط رفقایش جمعآوری شده، درکتابی به نام «قانون اساسی و مبارزه‌ی طبقاتی» منتشر شده‌است. مقاله‌ی پیش‌ِرو نیز درواقع بخشی از رساله‌ی دکترای کرال است و همه‌ی آن نیست.

به‌عنوان کسی که تا حدود زیادی تحتِ تأثیر اندیشههای کرال قرار گرفتهام و در سال‌های اخیر درمورد این شخصیت برجستهی انقلابی و مارکسیست سخنرانیهایی داشته‌ام، باید اشاره کنم که کرال در این مقاله (و در نوشته‌های دیگرش)، هم‌چون مارکسِ جوان، برخی مسائل کلیشهای درمورد هگل را تکرار میکند که مارکس نیز در آثار جوانی خود بیان کرده بود؛ موضوعات و مسائلی که در طول زمان به تدریج کنار گذاشته شدند. یکی از این مسائل، قراردادن ماتریالیسم و ایده‌آلیسم درمقابل هم است. به باور من، این مسئله یک اشتباه معرفت‌شناختی است که در دوره‌ای ازسوی مارکس رخ داده، اما مدعیان مارکسیسم عامیانه بدون تأمل در دیگر آثار او و بدون توجه به منتفی‌شدن ضمنی و صریح این موضوع نزد مارکس، آن را چنان تکرار کردهاند که حتا متفکران برجسته، انقلابی و مارکسیست مانند کرال را نیز تحت تأثیر قرار دادند. حال‌آن‌که ماتریالیسم نه‌تنها نقطه‌ی مقابل ایده‌آلیسم نیست، بلکه درمقابل معنویت‌گرایی یا “شپیرتوالیسم” قرار دارد. با این‌حال، مقاله‌ی درخشان کرال مسائل بسیار پیچیده‌ی فلسفی را با جمله‌هایی کوتاه و روان، به بهترین شکل بیان می‌کند. موضوع حیاتی و مهمی که کرال بر آن تأکید می‌ورزد، بازتاب علمِ منطقِ هگل، روشِ‌ هگلی و به‌ویژه منطقِ ذات و پدیدارِ هگلی در سرتاسر نقد اقتصاد سیاسی مارکس و نیز انتقال مفاهیم مربوط به منطقِ ذات و پدیدارِ هگلی به حوزه‌ی نقد اقتصاد سیاسی مارکس است؛ همان مسئله‌ای که مارکسیسم عامیانه و ساختارگرا و دیگر جریانات ضدفلسفی و ضد دیالکتیکی همواره آن را انکار می‌کنند.

 ( واژه‌های داخل کروشه از مترجم‌اند.)

Leave a comment