ممنوعیت یا عدم ممنوعیت حزب فاشیستی „ان پ د“

حزب فاشیستی ان پ د یعنی حزب ناسیونالیست المان یا بهتر است بگویم حزب نازی آلمان، قرار بود امروز در بالاترین دادگاه المان ممنوع شود ولی دادگاه المان این حزب را خطری برای دمکراسی محسوب نکرد و این حزب را ممنوع نکرد. حزب کمونیست سابق المان بالای هفتاد سال است ممنوع است و این حزب ناچار شد برای ادامه ی فعالیت در فرمت دیگری ظاهر شود و تغییر اسم دهد ووو.

در مطلب کوتاهی که امروز در صفحه ی فیس بوکم در مورد ان پ د به زبان المانی منتشر کردم، نوشتم که بیشتر قضات المانی وابسته به گروه های سکسیستی و راسیستی به اسم „بوشن شافت“ یعنی هیئت یا انجمن و یا شبکه های „برادری“ هستند. سابقه ی هیئت های برادری در المان دویست سال است. این ها نره مردان راست افراطی و فاشیست هستند که به صورت درون گروهی زندگی می کنند و تنها مردان را در اجتماعات خود راه می دهند. این ها „دولت-ملت“، „دمکراسی“ و هیچ نوع پدیده ی بورژوایی و مترقی سوسیالیستی را به رسمیت نمی شناسند و خواهان بازگشت المان به دوران سلطنت مطلقه هستند. متعفن ترین لایه های راست آلمانی همین „انجمن های برادری“ هستند که در خانه های ویلایی به صورت گروهی زندگی می کنند و به شبکه های دیگر وصل اند. در میان این گروه ها سه نسل وجود دارد و همیشه مردان پیر صاحبان اتوریته هستند.نسل های قدیمی نسل های جدید را از لحاظ مالی ساپورت می کنند. یک نوع سیستم سوسیالی از نوع ارتجاعی و محافظه کارانه در بین این وحوش حاکم است. شمشیربازی و نوشیدن مشروبات الکی در حد افتضاح جزء فرهنگ این ملعون های کثافت فاشیست است و اکثریت جوانان انان مشغول تدریس در رشته ی حقوق و بعضا رشته ی اقتصاد کلان هستند.

یکی از جنایتکارترین این کثافت ها زمانی توانست به مقام پاپ ی هم برسد و در واتیکان مرکز پدوفیلی جهان مستقر شود. رهبر حزب سبز المان در استان بادن ورتمبرگ یعنی کرشمان هم عضو این انجمن های کثافت راسیستی برادری بود. به هر حال بین انجمن های راسیستی برادری و قضات رابطه یی مستقیم وجود دارد. اکثریت این راسیست های فعال در شبکه های برادری روزی قاضی می شوند و وارد این سیستم کثیف دولتی می شوند. این قضات چون خود بخشی از شبکه های راسیستی و سکسیستی انجمن برادری بوده و هنوز هم هستند، بی گمان مشکلی با حزب فاشیستی المان یعنی ان پ د نخواهند داشت. حماقت محض است که از بورژوازی راسیست المانی و دولت بروکراتیک المان که قوانین رایش سوم و ناسیونال سوسیالیسم را بروکراتیزه کرده است، توقع داشت که ضد ناسیونالیسم و فاشیسم المانی عمل کند. این حماقت و جهالت را چپ بورژوایی به دلیل موقعیت متزلزلش همواره تکرار می کند. اصلا ممنوعیت یا عدم ممنوعیت این فاشیست ها نباید مشغله ی چپ و کمونیست جامعه باشد. بدون ان پ د و با ان پ د در آلمان فاشیسم وجود دارد، اقدامات فاشیستی شکل می گیرد، کمپ اتش زده می شود، پناهجو کشته می شود، خارجیان قربانی و ترور می شوند و دولت و دستگاه سرکوب پلیسی هم از طرف راست کور است(یعنی در مقابل جنایات فاشیست های خود را به کوری می زند). در فاجعه ی ا“ن اس او“ و کشتار چندین خارجی در سال های اخیر در المان، افرادی از درون پلیس المان در تهیه ی اسلحه و رساندن ان به دست فاشیست ها سهیم و شریک بودند، دادگاه های المان هم عملا روی این ترورهای وحشیانه سرپوش گذاشته و ان را پشت گوش انداختند. ترور چند نفر یونانی و ترک موسوم به ترور دونرمن، یکی از لکه های ننگ و سیاهی بر پیشانی بورژوازی خونخوار و پلیس راسیست المان و دادگاه های این کشور هستند.

بی گمان دادگاه هایی که بخشی از قضات ان را راسیست هایی وابسته به „انجمن های برادری“ و شبکه های بعضا فاشیستی و نازیستی تشکیل داده باشند، باید در مقابل ممنوعیت یک حزب نازی و نئوفاشیستی مقاومت کنند و این حزب را خطری برای جامعه به حساب نیاورند.

پدیده ی اجتماعی فاشیسم و راسیسم در سطح جهانی و آلمان یک پدیده ی دامنگیر و اجتماعی گسترده است و عروج مجدد فاشیسم دلایل متعدد دارد، بنابراین با زدن شاخ و برگ فاشیسم نمی توان با فاشیسم مبارزه کرد. برای نابودی فاشیسم در این کشور و هر جای دنیا باید کل سیستم بروکراتیک و بورژوازی موجود، به همراه دستگاه پلیس و ارتش که در بازتولید فاشیسم در دوره های بحرانی نقش ویژه یی ایفا می کنتد را در هم کوبید و شریان های جریانات فاشیستی را به شکل ریشه یی و اقتصادی در نطفه خفه کرد. باید با پدیده ی فاشیسم در ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی مبارزه کرد و این میکروب را برای همیشه از بشریت ازادی خواه و برابری طلب دور کرد. برای این امر باید بورژوازی که این ویروس را در دامن خود پرورش داده، تقویت و بازتولید می کند، را به شیوه یی انقلابی به زیر کشید.

راهکارهای رفورمیستی برای مبارزه با فاشیسم راه به جایی نمی برند. روشنگری در مقابل فاشیسم و راسیسم و تلاش برای متقاعد کردن مردم برای دوری از این ویروس و طاعون افیون گر ضروری است، اما نابودی نهایی فاشیسم نه از قالب ممنوعیت تفکر فاشیستی می گذرد و نه با روشنگری صرف به سرانجام می رسد. باید به قول مارکس دست به ریشه برد و رادیکال عمل کرد. باید به قول تروتسکی کله هایی که این اندیشه ی جنایی و ضد بشری را تولید و بازتولید می کنند را در شرایط انقلابی به زمین سفت کوبید.
باید زمینه های اجتماعی بازتولید این طاعون کثافت را از بین برد. این عمل در قالب جامعه ی بورژوایی ممکن نیست و این امر امر این نظام نیست.

حسن معارفی پور