همبستگی طبقاتی و انسانی یا بازتولید فرهنگ گدایی و گداپروری؟

احساس باید به کنترل منطق در آید وگرنه خطرناک می شودی

کی از ارتجاعی ترین و تحقیر آمیز ترین شیوه های کمک به انسان ها، کمک های سرکوبگرانه با فرهنگ گدایی و گداپروری است. میلیون ها نفر در کشورهای مختلف از جمله ایران در زیر خط فقر مطلق به سر می برند. هزاران پناهجوی ایرانی در کشورهای دوم شام شب ندارند و علاوه برا ان به بیماری های متعددی که به خاطر استرس و نداشتن تغذیه ی کافی مبتلا شده و با این بیماری ها دست و پنجه نرم می کنند. اغلب این انسان ها حاضرند در فقر و بدبختی زندگی کنند، اما حاضر نیستند از مردم درخواست کمک مالی کنند، چون ذره یی غرور و شرافت انسانی دارند.ما به عنوان گروهی از فعالین سیاسی چپ و کمونیست تبعیدی از دو سال قبل یک صندوق همیاری و همبستگی درست کرده ایم و در تلاشیم که کمک به انسان های تحت ستم و مبارز را از قالب کمک های سرکوبگرانه و گداپرورانه بیرون بکشیم و به نوعی همبستگی را سیستماتیک کنیم. قبلا مردم از ما درخواست کمک می کردند، اما ما به این نتیجه رسیدیم که ما باید از انسان های انقلابی و مبارزی که در شرایط سختی هستند درخواست کنیم که همبستگی های انسانی و طبقاتی ما را قبول کنند. به تعبیر دیگری ما خودمان به صورت اکتیو دنبال کسانی می گردیم که واقعا در شرایط سختی هستند و با همبستگی های مالی ما تبدیل به انسان های بی خودی نخواهند شد، بلکه می توانند زندگی خود را برای جنگ با این سیستم آدمخوار بازتولید کنند. در این میان کسانی پیدا می شوند که یک بلندگو به دست گرفته و در این فیس آباد از صبح تا شب به آدم شناس و ناشناس (انسان های فیکی که ممکن است مامور رژیم جمهوری اسلامی باشند) زنگ می زنند و درخواست کمک می کنند. این شیوه ی جمع آوری کمک هیچ تفاوتی با گدایی در خیابان ندارد و از آنجایی که ما خواهان سیستمی هستیم که گدایی را برای همیشه ریشه کن کند، نمی توانیم خود با کمک خود به تولید و بازتولید گدایی کمک کنیم. این مساله برای ما در صندوق همیاری غیر قابل تصور و غیر قابل قبول است، در صورتی که ما چند بار به این قبیل انسان ها هم کمک کردیم. مساله روشن است، ما از فرهنگ سخیف گداپروری دفاع نمی کنیم و گدایی و کمک های سرکوبگرانه را ناقض حقوق انسانی انسان می دانیم، اما برای همبستگی با انسان های انقلابی و مبارز متناسب با توانایی مان کمک می کنیم. ما نه قول پول های گنده به کسی می دهیم و نه کسی را سر کار گذاشته و می گذاریم. هر وقت به کسی گفته باشیم که براش این مبلغ را واریز می کنیم و مبلغ را تصویب کرده اییم، مبلغ دیر یا زود واریز شده است و حساب ما با اعضای صندوق و رفقایی که به آنان کمک شده است روشن است. اسامی کسانی که به آنان کمک شده است، پیش رفقای شورای صندوق که یک شورای پنج نفره است، محفوظ است، مگر اینکه کسی به ما فشار آورده باشد که چرا به فلانی کمک نمی کنید و ما هم گفتیم ما کمک کرده اییم و حتی فراتر از چیزی که در اساسنامه ی صندوق امده است کمک کرده اییم. ما همبستگی را سیستماتیزه کرده اییم و با کسانی که در فیس بوک جار می زدند و شب نشینی های مجازی می گذاشتند که می خواهند به پناهجویان کمک کنند و بعد هم مثل کلیسای کاتولیک شماره حسابشان را چک می کردند ببینند چقدر از جاهای دیگر کمک دریافت کرده اند، متفاوتیم و در عین حال هم گول هر شارلاتانی که در این فضای مجازی داد و فریاد راه بیاندازد و بخواهد به شیوه یی احساسی و گدامنشانه از مردم سوء استفاده کند، تا پول بگیرد و خانواده ش را در ایران با این پول ها نجات دهد را نمی خوریم. صندوق ما اولویت هایی برای کمک به انسان ها دارد. اولین اولویت این است که طرفی که با او اعلام همبستگی مادی و معنوی می شود، پیش زمینه ی فعالیت های سیاسی کارگری و چپ داشته باشد. دومین این است که با کمک ما تبدیل به انسانی نشود که فرهنگ گدایی را بازتولید کند، که سیستم ملعون سرمایه داری غربی را به خاطر کمک هایی که از اروپا می ایند ستایش کند. به تعبیر دیگر به ضد کمونیست و ستایشگر دولت های امپریالیستی غربی تبدیل نشود. هر کس به دنبال آن است که گدایی را به عنوان یکی از ضد انسانی ترین ویژگی های جوامع طبقاتی از بین ببرد، لازم است برای ریشه کردن کردن فرهنگ گدایی و سیستماتیزه کردن همبستگی اقدام کند. در اروپا هزاران نهاد و بیناد وجود دارند که همبستگی را نهادینه و سیستماتیزه کرده اند. بنیادهایی مانند بنیاد رزا لوگزامبورگ به دانشجویان چپ و کمونیست از خانواده های کارگری و دانشجویانی خارجی و فعال در حوزه های مختلف اجتماعی بورسیه می دهد. کمک سرخ آلمان به عنوان بزرگترین سازمان آنتی فاشیستی اروپا شاید اولین سازمان سرخی باشد که توسط کلارا زتکین برای کمک به خانواده ی فعالین سیاسی و زندانی درست شد. کمک سرخ از طریق جمع اوری کمک مالی برای خانواده های سیاسی و زندانیان کمونیست و انارشیست توانسته بود به یکی از مهمترین سازمان ها برای حفظ همبستگی بین کمونیست ها و ادامه ی مبارزه علیه سوسیال دمکراسی و فاشیسم تبدیل شود. ما در صندوق همیاری می خواهیم جا پای جای امثال کلارا زتکین بزاریم و هیچ سنخیتی با سازمان های خون آشام موسوم به سازمان های حقوق بشری، که تنها دلیل ماندگاری آنان فقر و بدبختی است، نداریم و این سازمان ها را دراکولایی می دانیم که بین فقر و ثروت از خون ستمکشان ارتزاق می کنند. نابودی فقر و پایان دادن به سرمایه داری به معنی پایان دادن به تمام سازمان های حقوق بشری و خون آشام هم خواهد بود. ما به جهان بهتری نیاز داریم، بدون فقر، استثمار، بهره کشی انسان از انسان، جهانی بدون نیاز به مهاجرت و پناهجو، جهانی که در آن مناسبات کالایی پایان بیابد و ارزش اضافی تولید و بازتولید نشود. در جهان ما فرهنگ گدایی نمی تواند جایی داشته باشد. هر کس خواهان کمک به انسان های تحت ستم است، در هر جای دنیا که زندگی می کند، لازم است با انسان های مشابه صندوقی درست کند و کمک های کوچکی که به هم گره می خورند را جمع اوری کند، تا این کمک ها برای مبارزه علیه وضع موجود به کار گرفته شوند و به دست کسانی برسد که با تمام قدرت علیه این وضع می جنگند.

حسن معارفی پور

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s