نقدی بر نقد نقادانه

علیه خانواده ی مقدس کومه له ی امروزی

علیه خانواده ی مقدس کومه له ی امروزی

حسن معارفی پور

مقدمه

عنوان این مطلب از کتاب „خانواده ی مقدس“ اولین اثر مشترک مارکس و انگلس گرفته شده است. عنوان اولیه ی کتاب «نقد نقادانه ی نقد» را جنی مارکس به مارکس و انگلس پیشنهاد می کند. „نقد نقادانه“ یک جریان چپ هگلی بود که دور و بر برونو باوئر جمع شده بودند و در روزنامه ی „نقد ادبیات“ می نوشتند.  قبل از انتشار مارکس بدون هماهنگی با انگلس عنوان آن را به خانواده ی مقدس تغییر می دهد و «نقد نقادانه ی نقد» که تسویه حساب با جریان ارتجاعی و یهودستیز (آنتی سمیت) دور و بر برنو باوئر است را به مثابه ی توضیح عنوان اضافه می کند. مارکس و انگلس تصمیم می گیرند که با بخشی از نمایندگان جریانی که خود را تحت نام هگلی های جوان می شناخت به صورت تئوریک تسویه حساب کنند و مسیر خود را از آنان به کلی جدا کنند. مارکس البته در دانشنامه ی آلمانی- فرانسوی متونی همچون „درباره ی مساله ی یهود“ و „نقد فلسفه ی حق“ و انگلس „نقدی بر جوانب اقتصاد سیاسی“ را منتشر کرده بودند، مباحثی که المنت های اولیه ی ماتریالیسم تاریخی و نقد اقتصاد سیاسی، پروژه هایی که بازتاب آن را در کل آثار مارکس و انگلس می توان مشاهده کرد، را به صورت ضمنی در خود دارند.  مباحث مارکس در کتابچه ی „درباره ی مساله ی یهود“ ضمن نقدی رادیکال و انقلابی به نظریات ارتجاعی برنو باوئر دفاع از رهایی انسان به طور عام را در هسته ی بحث خود قرار می دهد. مارکس از طریق خواندن مباحث انگلس در نقد اقتصاد سیاسی و وضعیت طبقه ی کارگر در انگلستان است که به بحث اقتصاد سیاسی تمایل پیدا می کند و نقدی را شروع می کند که از دستنوشته های اقتصادی فلسفی موسوم به دستنوشته های پاریس ادامه شروع می شود و تا انتشار کاپیتال و پایان عمرش ادامه می دهد. „خانواده ی مقدس“ یا „نقد نقد نقادانه“ اما همچنان تحت تاثیر ماتریالیسم فوئرباخی باقی می ماند و مارکس و انگلس نتوانستند به صورت کلی خود را تا نوشتن „تزهای فوئرباخ“ از فوئرباخیسم حاکم بر ماتریالیسم عصر رها کنند. „ایدئولوژی آلمانی“ اثر مشترک دیگر مارکس و انگلس تکامل واقعی ماتریالیسم تاریخی است. ماتریالیسمی که ماتریالیسم فوئرباخی را به شکلی از اشکال ایدئالیسم مذهبی می خواند که مذهب جدیدی به اسم آتئیسم را جایگزین مسیحیت کرده است.

مارکس علاوه بر پرداختن به نقد اقتصاد سیاسی در حوزه های دیگری از جمله تاریخ (تکامل ماتریالیسم تاریخی) در کتاب „ایدئولوژی آلمانی“ و دهها اثر سترگ فلسفی، اقتصادی، انسان شناختی و غیره تولید کرده است. نقد مارکس به جریان انارشیستی شرکت کننده در بین الملل اول، نقد به کارل فوگت، لاسال، باکونین، پرودون، دورینگ، ارزیابی مارکس از انقلابات 1848، کمون پاریس و غیره جملگی نقدی تئوریک و رادیکال و با چشم انداز رادیکال انقلابی برای تغییر وضع موجود به نفع سوسیالیسم و کمونیسم هستند. حتی ژورنالیستی ترین مقالات مارکس و انگلس از جمله „هیجدهم برومر لوئیس بناپارت“، „جنگ داخلی در فرانسه“ „انقلاب و ضد انقلاب در آلمان“ و غیره را می توان عرصه ی تئوریک ترین مباحث دوران خود خواند. مارکس و انگلس بدون شک زمانی که نقدی را به کسی مطرح می کردند، قبل از هر چیز نقدشان متکی به یک نگرش عقلانی و مترقی و فاکت های علمی بود که فاکت های شبه علمی دیگران را با ان کنار می زدند و همچنین راه رهایی را نشان می داد. در عین حال آثار مارکس و انلگس همواره از منطق رهایی انسان، از الغای مالکیت خصوصی بر ابزار تولید، اشتراکی کردن ابزار تولید از جمله زمین و کارخانجات و غیره بحث می کنند و راه رهایی را در انقلابی کردن حال به نفع آینده به مخاطب نشان می دهند.

کل مطلب را به صورت پی دی اف در لینک زیر دریافت کنید.

Kommentar verfassen

Trage deine Daten unten ein oder klicke ein Icon um dich einzuloggen:

WordPress.com-Logo

Du kommentierst mit Deinem WordPress.com-Konto. Abmelden /  Ändern )

Google Foto

Du kommentierst mit Deinem Google-Konto. Abmelden /  Ändern )

Twitter-Bild

Du kommentierst mit Deinem Twitter-Konto. Abmelden /  Ändern )

Facebook-Foto

Du kommentierst mit Deinem Facebook-Konto. Abmelden /  Ändern )

Verbinde mit %s