یک روشنگری در رابطه با کمپین نه به اعدام سیاوش محمودی

حسن معارفی پور
از انجاییکه من بنا به اعتمادی که به دکتر قراگوزلو و محمد عبدی پور دارم و حضور فعالانه ی هر دو را در جریان „کمپین نه به اعدام سیاوش محمودی“ دیدم، لازم دانستم از این کمپین به طور جدی حمایت کنم و از دوستان و رفقای خود بخواهم که در واریز کردن پول دیه برای جلوگیری از اعدام یک نوجوان محکوم به اعدام به خاطر قتل یک انسان متجاوز و جنایتکار تلاش و کوشش نهایی خود را به عمل بیاورند و در اسرع وقت در حد توان خود مبالغی هر چند ناچیز را واریز کنند. درخواست من از جانب تعدادی از رفقا از کشورهای مختلف اروپایی جواب مثبت گرفت و تعداد مشخصی همکاری کرده و همچنین تعدادی از رفقا قول همکاری و واریز کردن پول بین دویست تا پانصد یورو را در روزهای اتی دادند. این نوع همبستگی انسانی در نوع خود بی نظیر است و باید با تمام قدرت از ان حمایت شود. مساله یی که برای من تعجب اور بود، اعلام پایان کمپین از جانب محمد عبدی پور با اعلام این خبر که پولی که قرار بود بابت دیه پرداخت شود جمع اوری شده است، این در حالی بود که چند ساعت قبل از پایان کمپین خود محمد عبدی پور به من اطلاع داده بودند که ما به 160 میلیون تومان دیگر برای نجات جان سیاوش نیازمندیم. مساله یی که تعجب من را برانگیخت این بود که چطور ممکن است در این بحران اقتصادی مبلغ 160 میلیون تومان جمع اوری شود، لذا تصمیم گرفتم که با خانواده ی سیاوش تماس بگیرم و در مورد درستی یا نادرستی این خبر سوال کنم. برادر سیاوش به من گفت که تاکنون سی میلیون تومان جمع شده است و پایان فراخوان کمپین از جانب محمد عبدی پور به ضرر این خانواده است و ممکن است باعث مرگ سیاوش شود. من در اینجا کپی پیام های برادر سیاوش را می اورم تا مساله برای همه روشن باشد.
„یه اقایی به اسم محمد علیزاده تازه برادرش اززندان ازاد شده وحکم اعدام داشت بهش رضایت دادن ازاد شد ودر اداره حمایت از زندانیان سقز گفت که شماره کارت خودتونو بدید من تبلیغات میکنم تا دیه برادرت جور بشه_مادرم شماره کارت داد ویک روز بعدش گفتن اون کارت عابربانکو بیارید همراه با رمز بانکی تحویل اداره بده تا موجودی حساب معلوم بشه. مادرم کارتو تحویلشون داد تقریبا ۳۰میلیون جمع شده گفتن شماره کارت محمد علیزاده ویکی از کارمندان اداره هم پخش کردیم تا اوناهم جداگانه پول جمع کنن خلاصه امروز خونه نبودم وقتی اومدم خونه گفتن محمد علیزاده اومده اینجا وازمادرم فیلم گرفته ومادر پیر وبی سوادم باگریه جلو دوربین تقاضای کمک کرده وقتی اینو شنیدم ناراحت شدم رفتم پیش محمد علیزاده گفتم لطف کن اون فیلمو پاک کن وپخش نکن_اگه میخواستیم این کارو بکنیم خیلی وقت پیش خودمون این کارو میکردیم محمد علیزاده عصبانی شد گفت اگه اینجوریه کارو متوقف میکنم واون مقدار پولی که جمع شده رو ازتون میگیریم شرمنده من اسمشو اشتباه گفتم عبدی پور درسته ادم خوبیه ولی امروز این جوری از ما ناراحت ش نمیگم کلاه برداره یا نیست چون نمیشماسمش تهمت نمیزنم اما چند روز پیش گفت حدوپ ۷۰تومان جمع کرده امروز گفت پولی بهتون نمیدیم اون ۳۰تومان پول که توحساب مادرته اونم نمیدیم بهتون حالا اطلاعیه داده که دیگه مردم پول به حساب ما واریز نکنن فقط بخاطر همین که من گفتم اون فیلم که ازمادرم گرفتی رو حذف کن. اگه باهاش حرف بزنی ممنون میشم البته توکارت خودش ویکی دیگه از همکارانش پول جمع شده ونمیگن چقده وبه ماهم نمیدن والا امروز بامن دعوا کرد حتی توماشین گفت میزنم تودهنت حالا شما میخوای چکار کنی که کار درست بشه اگه من اطلاعیه بدم کسی اطلاعیه منو نگاه نمیکنه بخاطر اینکه من گفتم اون فیلمو که از مادرم گرفتی پخش نکن اونم اطلاعیه داده که پول ندن خدا شاهده الان پدرومادرم بامن دعوا دارن میگن گفته پول خیلی جور شده و من خرابش کردم شاید یک شماره کارت دیگه بده مطمین باشید استعلام همون حساب بانکی که پخش کرده رو بذاره فیسبوک گفته بود فردا قراره ۲۰میلیون دیگه هم بریزن به حسابش والا من نمیشناسمش بخدا هیچوقتم نمیگم ادم بدیه دقیقا همین کارا پیش اومد که عرض کردم اومده بود یک برگه داده بود دست مادرم واونم باگریه تقاضای کمک کرده بود عبدی پور هم ازش فیلم گرفته بود که پخش کنه همین که اینارو شنیدم بخدا زنگ زدم بهش ورفتم پیشش گفتم اگه میشه اون فیلمو پاک کن دلمون نمیخواد فیلمی از مادر بیچارم پخش بشه_همین جوری که تاحالا پول جمع شده لطف کنید ادامه بدید بخدا این حرف من بود درجواب حرفش بمن گفت خفه شو بیغیرت اگه غیرت داشتی تاحالا کاری برای برادرت میکردی بعد گفت بزنم تو دهنت.منم که بچه نیستم ۳۰سال سن دارم بهم برمیخوره_اما بخدا قسم بازم احترامشو نگه داشتم گفتم پاکش کن راضی نیستم فیلم پخش بشه واز ماشینش پیاده شدم ورفتم این حرفارو جلو پدرم بهم گفت ازخودش بپرس اگه غیر ازاین بود هرچی میخوای بهم بگو کارت بانکی مادرمو گذاشته پس کارت بانکی خودش چی میشه مادرم که پیره گناه داره توی این سن وسال باگریه فیلمش پخش بشه بخدا من یکی از غصه دق میکردم. میدونم بهتر بود اما من یکی حاضرم روزی صدبار اعدام بشم ولی مادرم پیش مردم گریه نکنه.“ (این پیام ها به صورت تیکه تیکه از واتس اپ توسط برادر سیاوش محمودی برای من ارسال شده است)
در اینجا لازم دانستم اصل پیام را بیاورم، تا برای مردم قضیه روشن شود. ما از یک طرف با این پیام طرف هستیم که در پشت پخش نشدن فیلم مادر مردسالاری و غیرت کوردی خوابیده است و از طرف دیگر با گزارشی که محمد عبدی پور نوشته و من ان را در اینجا کپی می کنم.
„شاید برای افرادی جای سوال باشد که چرا پایان کمپین نه به اعدام سیاوش محمودی اعلام شد .
لازم میدانم آنچه امروز باعث اعلام پایان کمپین گردید طی این گزارش به اطلاع عموم برسانم
دوستان موقعیکه خانواده سیاوش محمودی به مامراجعه کردند درلحظه اولیه گفتند که ازخودشان یکصد میلیون تومان دارند وگفتند درجهت تامین دیه یاریمان کنید ماهم باتوجه به اینکه مخالف اعدام بودیم ودرراستای انسانیت قول دادیم که کمپینی درراستای کمک مالی راه اندازی کنیم بامشورت بادوست عزیزی وزحمت بیانیه ی اعلام موجودیت کمپین راه اندازی شد ودوستان زیادی دراین راستازحمتهای فراوانی کشیدند به گونه ای که تابه امروز حول وحوش هشتادمیلیون تومان از داخل وخارج جم آوری گردیده است .اما کسانی بودند وبرایشان جای سوال بود که چرا اعضای خانواده سیاوش درهیچ جایی به جز شماره حساب خانم نسرین شریف زاده هیچ اثری از آنان نیست باتوجه به نادیده نگرفتن درخواست دوستان سوال کننده وظیفه خود دانستیم که خواست دوستان راتامین کنیم همراه یکی ازدوستان به خانه پدری سیاوش مراجعه کردیم بعداز احوال پرسی گفتم خیلی خوب پیش رفته ایم حالا باپول خودتان ۱۸۰میلیون تومان پول داریم امیدواریم پول به دویست میلیون تومان برسدوباچندین نفرمعتمد به خونه مقتول برویم وبااون مبلغ رضایت بگیریم. درکمال ناصادقی پدر سیاوش گفت ما۱۰۰میلیون تومان نداریم پنجاه میلیون داریم اونهم خانمم احتیاج به عمل جراحی به مبلغ پانزده میلیون تومان داردوهمچنین خودم مریضم وبچه هایم بیکارند شایدبتوانم بیست میلیون ازاون پنجاه میلیون تومان ازخودم بدم. گفتم مرد حسابی چراروز اول نگفتی بیست میلیون تومان ازخودم میدم گفت اگه میگفتم بیست میلیون دارم شماها اقدام به کمپین نمی کردی. گفتم اوکی گرفتم ولی روز اول هم من به عنوان فردی از اعضای کمپین به پدرومادر سیاوش قول داده بودم درنهایت تلاش خود از ۳۰تا ۵۰میلیون تومان روی ماحساب کندولی خوشبختانه دوستان ما خیلی تلاش کردند وبیشتر از اون مبلغی که قول داده بودیم جمع کردند وبا درمیان گذاشتن خواست دوستان ازخانم شریفزاده خواستم باصداوتصویر خودش از مردم تقاضای کمک مالی جهت تامین دیه فرزندش کندوتصویرش راظبط کردم ودرکان گروه تلگرامی برای چند لحظه ای قرار گرفت فورا از طرف فرزندش که تازه رسیده بود خونه به من زنگ زدوگفت چرافیلم مادرم درتلگرام است نباید هیچ کس مادرم راببیند وماراضی نیستیم منم گفتم باشه برمیدارم برداشتم بعد از چند دقیقه دیگر همان شخص تماس گرفت واومد پیش من وشروع کرد به صحبت کردن وگفت ما گدانیستیم وتلگرام جای بچه است ومن فردا از کانال تلگرامی شکایت میکنم وچیزهای دیگری….منم گفتم همین الان گروه رامی بندم ومطمن باش گروه را می بندم وخوشبختانه پولها همه توحساب مادرت واریز شده است بعدا هم مادرش وهم پدرش تماس گرفتند که فیلم حذف شود منهم درجواب آنان گفتم چگونه شما پول میخواهید ولی حاضر نیستید حتی فیلم کوتاهی داشته باشی. پس ماهم حاضر به ادامه کمپین نیستیم وقولی که از اولین روز دا ده ایم بیشتر جمع آوری شده است پس همین الان پایان کمپین نه به اعدام رااعلام میکنم سرانجام پایان کار کمپین رااعلام نمودم در ضمن شاید دوستانی باشند که پول آنان تکلیفش چه میشود دوستان همچنان که قبلا نیز اعلام شده است مبلغی توسط دوستمان کاک سلطان تحویل صرافی شده وهنوز به حساب مادرسیاوش واریز نشده ومبالغی نیز در دست چندین نفرازمعتمدین شهر سقز است که حدودا ۲۳تا ۲۵میلیون تومان میباشد که تاشنبه واریز میشود باواریز شدن این دومبلغ پرینت حساب خانم شریف زاده دراختیار عموم قرار میگیرد ناگفته نماند حساب خانم شریف زاده درکنترل اعضای کمپین است.
لازم به توضیح میدانم از تمام کسانیکه دراین چندروز شرکت فعال داشته اند تشکر کنم ودرپایان بابت تاخیر این نوشته معذرت خواهی میکنم
اگرچنانچه کسانی سوالی داشتند درخدمت هستم
به درود رفقا“ (برگرفته از صفحه ی فیس بوکی محمد عبدی پور)
در اینجا ما با یک سوء تفاهم کشنده سر و کار داریم. این سوء تفاهم به هیچ وجه بر سر این نیست که عبدی پور خواسته سر این خانواده شیره بمالد یا پولی که برای نجات سیاوش در حال جمع اوری است بالا بکشد. من چند سالی است با محمد عبدی پور تماس دارم و از رفقای مشترکمان از امنیت و سلامت او در زمینه ی مسائل مالی و غیره باخبر شدم و از این بابت نگران نیستم. انچه پیش امده است یک مساله ی فرهنگی است. اینجا فرهنگ ارتجاعی و فئودالی اسلامی کوردی در مقابل فرهنگ مترقی قرار می گیرد. عبدی پور و دیگر رفقا در کمپین ده ها برابر خانواده ی سیاوش برای نجات جان سیاوش تلاش کرده اند، این در حالی است که خانواده ی سیاوش با جان فرزندشان بازی می کنند و در روز روشن دروغ می گویند. ابتدا به عبدی پور می گویند که صد میلیون دارند، بعد صد میلیون به پنجاه میلیون کاهش پیدا می کند و بعد بیست و پنج میلیون و پدر خانواده می خواهد این بیست و پنج میلیون را برای بیماری همسرش و نه جان پسرش هزینه کند. انچه برای من روشن است تقابل دو فرهنگ است که سال هاست در حال جنگ هستند. فرهنگ مترقی چپ و کمونیستی در کردستان هیچ گاه با فرهنگ اسلامی و مردسالارانه سر آشتی نداشته و نخواهد داشت. بی گمان فرهنگ غالب که یک فرهنگ منسوخ قرون وسطایی امیخته به چانشی اسلام و ناسیونالیسم است، بر روی فرهنگ مترقی تاثیر گذاشته و همیشه سعی کرده فرهنگ مترقی سوسیالیستی را به عقب براند.
مساله ی مهمتر از مساله ی فرهنگی مساله ی حقوقی قضیه است. اگر در اروپا شما مورد تعرض قرار بگیرید و کسی قصد تجاوز یا کشتن شما را داشته باشد، می توانید او را بکشید، بدون اینکه زندان یا اعدام شوید. در این قوانین بربریستی هم چنان اجرا می شوند و در بسیاری از مواقع جای قربانی و جلاد بر طبق قوانین فاشیستی و اسلامی عوض می شوند.
از نقطه نظر فلسفه ی حق حماقت انسان ها و یا اختلاف فرهنگی نمی تواند مانعی باشد که انسان های احمق به بردگی گرفته شوند، اعدام شوند یا از حقوق و آزادی و برابری خود محروم شوند. ما کمونیست ها از این فلسفه ی حق دفاع می کنیم. بنابراین برخورد احساساتی و غیرعقلانی به مسائل را نه تنها درست نمی دانیم، بلکه ان را در خدمت اجرای قوانین ارتجاعی می دانیم. از نقطه نظر فلسفه ی حق من برخورد محمد عبدی پور در مورد پایان دادن به کمپین با اعلام خبر دروغین „جمع شدن پول“ را کاری ضد اخلاقی، ضد حقوقی و در چارچوب نابودی عقلانیت مورد نظر ما می دانم و باید این برخورد احساسی با تمام قدرت نقد شود. این عمل محمد عبدی پور می تواند عملا مانع جمع شدن پول دیه شود و جمع نشدن پول دیه به قتل سیاوش خواهد انجامید. لذا لازم است از این زوایه عبدی پور را به شدت نقد کرد و در نقد هیچ نوع سازشی حتی با نزدیک ترین رفقا را لحاظ نکرد.
اشتباه دیگر عبدی پور این است که از طریق کمپین دفاع از زندانیان سیاسی ظاهرا همانطور که برادر سیاوش می گوید شماره حساب یا شماره حساب های دیگری را اعلام کرده است. این عمل اگر حتی بر اساس ضرورت شکل گرفته باشد، نوعی بی اعتمادی را نزد افکار عمومی دامن می زند. درست کردن یک هیئت نظارت انتخابی بر ورودی و خروجی های شماره حساب مادر سیاوش بهترین گزینه است. اعلام کردن روزانه ی پول های جمع شده باید با شفافیت کامل صورت بگیرد. اینکه خانواده ی سیاوش بخواهند تمام سیصد میلیون تومان را از مردم بگیرند و در صد میلیون تومانی که خودشان قول داده بودند، جور کنند، صرفه جویی کنند، عملا در بازی بیزنس با خون پسرشان قرار گرفته اند. کاری که ما اجازه ی ان را نمی دهیم. کسب وکار با اعدام سال هاست توسط جریان نئوفاشیستی اکس مسلم در آلمان و اوباش وابسته به حزب کمونیست کارگری ایران-جریان تقوایی به پیش می رود. کاری که از بنیاد ضد انسانی است و ربطی به مبارزه علیه اعدام ندارد. من به شخصه این گونه برخوردها را چه از جانب خانواده ی زندانیان و چه جریانات سیاسی و غیره صورت بگیرد، به عنوان یک عمل ضد بشری محکوم می کنم.
مساله ی دیگر ضروت اعلام کمپین جدیدی متشکل از چهار نفر معتمد جامعه است که سابقه ی مبارزاتی پاکی دارند. وقتی عبدی پور کمپین را تمام شده اعلام می کند، لازم است برای جلوگیری از اعدام سیاوش کمپین دیگری را اعلام کرد، در غیر این صورت حماقت خانواده ی سیاوش و لجاجت محمد عبدی پور می تواند به مرگ سیاوش بیانجامد. اتفاقی که نباید بیفتد.

13.12.2019 هایدلبرگ آلمان

Kommentar verfassen

Trage deine Daten unten ein oder klicke ein Icon um dich einzuloggen:

WordPress.com-Logo

Du kommentierst mit Deinem WordPress.com-Konto. Abmelden /  Ändern )

Google Foto

Du kommentierst mit Deinem Google-Konto. Abmelden /  Ändern )

Twitter-Bild

Du kommentierst mit Deinem Twitter-Konto. Abmelden /  Ändern )

Facebook-Foto

Du kommentierst mit Deinem Facebook-Konto. Abmelden /  Ändern )

Verbinde mit %s