درس های قیام روزهای اخیر

روزهای اخیر ایران را به شدت تکان داد

قیام خودجوش مردم ایران در روزهای اخیر انچنان حاکمیت را ترسانده است که تمام اراذل واوباش مفت خور و جانی این رژیم را برای سرکوب مردم بسیج کرده اند و تلاش می کنند با کشت و کتشار، دستگیری های وسیع، شکنجه و قطع اینترنت (برای جلوگیری از بازتاب این میزان از سرکوب و خشونت سیستماتیک دولتی و فاشیستی به جامعه به بیرون از مرزها و همچنین تاثیرات جریانات اپوزیسیون بر رادیکالیزه شدن جریانات داخل از طریق اینترنت) رژیم در تلاش بوده است کنترل اوضاع را دوباره به دست بگیرد.

حوادث روزهای اخیر تمام توهمات مردم در مورد جناح های ادمخوار حکومتی و اپوزیسیون لاشخور پرو رژیم و فاشیست و سلطنت طلب و کل جبهه ی „اپوزیسیون“ انتی انقلابی را بیش از هر زمانی نشان داد. فرخ نگهدار همکار رسمی جنایتکاران حکومتی در تله ویزیون بی بی سی رژیم را سرزنش می کرد که چرا یک دفعه قیمت بنزین را بالا برده است و به رژیم راهکارهای نئولیبرالی ایی که در غرب به پیش می روند برای بالا بردن قیمت ها توصیه می کرد. اسپرم پهلوی از ترس شکل گیری جریانات انقلابی در مناطق مختلفی مانند کردستان و از ترس پاکسازی کردستان از فاشیسم حکومتی اعلام می کرد که ایران را پس می گیرد و ان هم بدون اینکه حاضر باشد یک میلیمتر از این گربه کم شود.

مجاهدین فاشیست ضد خلق، ده ها میکروب و شعبان بی مخ را با اسامی فیک همچون خر ولگرد در فضای مجازی ول کرده بود تا برای „حضرت“ مریم و فاشیسم اسلامی مجاهدین تبلیغ کنند و با تظاهرکننده ی اجاره یی تظاهرات فیک „علیه“ رژیم „اخوندی“ و برای سر کار آوردن رژیم „اخوندی“ جدید سازمان می داد.

حزب آنتی کمونیست ضد کارگری ایران در کنار فاشیست های سلطنت طلب و زیر پرچم ساواک سرود فاشیستی می خواند.

کومه له منتظر بود که مردم اول رژیم را بیاندازند بعد سید ابراهیم علیزاده مثل خمینی نه با هواپیما بلکه با لاندکروزر وارد ایران شود و منطقه یی از کردستان را به او بسپارند.

حزب تاریخا مزدور دمکرات کردستان که برای تمام جنایتکاران منطقه و جهان مزدوری کرده است، یک بار از زبان مصطفی هجری این آخوندک بی شرف پست فطرت مردم را به „تظاهرات“ „مسالمت آمیز“ با فاشیسم تا دندان مسلح دعوت می کرد و شاخه ی دیگر این حزب که خواب دیکتاتوری کُردی را در سر می پروراند، در اوج سرکوب های فاشیستی و سیستماتیک دولتی، از ضرورت ادامه ی گفتگو با رژیم صحبت می کرد.

جریانات پرو روس و توده یی های سابق و امروزی متشکل و پراکنده از یک طرف برای سپاهیان تروریست و ادمخوار دل می سوزاندند و از طرف دیگر از انقلاب قهرامیز رادیکال به شدت در هراس بودند و بخشا هم ضرورت دفاع از خود مردم را با استناد به بندهای معاهده های „حقوق“ بشر بورژوایی در „مشروعیت“ دفاع از خود در شرایطی که دشمن حمله کرده است، توضیح می دادند.

عبداله مهتدی این کاسه لیس سلطنت طلبان و چکمه لیس امپریالیسم غرب و „عضو“ „شورای“ کاریکاتوری „گذار“ مدام از جانب رسانه های ارتجاعی و دست راستی دعوت می شد و می خواست خیابان را برای چانه زنی از بالا به کار گیرد.

رژیم هم که خشم توده های مردم، خشم فروختفه یی که نتیجه ی چهل سال استثمار، سرکوب، جنایت، جنوساید، زن کشی، تجاوز، محدود کردن تمام ازادی های اجتماعی و فردی و در یک کلام فاشیسم است را مشاهده کرده بود، دست و پای خود را گم کرده بود و همچون ماری زخمی به هر طرف زهر می پاشید. این ترس و خوفی که به رژیم وارد امده بود، خود را در عرعر کردن خامنه یی، روحانی، „امام“ جمعه های شهرهای مختلف، مسئولین قضایی و اراذل و اوباش بسیجی، پلیس و غیره نشان می داد. رژیم در یک حالت دفاعی عجیبی قرار گرفته است، مثل بوکسری که به خاطر ضربات سنگینی که به کله ش وارد امده است، کنترل اوضاع را از دست داده است و تنها کاری که می کند گارد گرفتن و ضربه زدن در صورت توان است.

اعتراضات روزهای اخیراگرچه قابل انتظار بود و مانند دی ماه هم برای اپوزیسیون و هم برای رژیم غیر منتظره نبود، اما به شکلی از اشکال هنوز سازماندهی لازم را پیدا نکرده بود. کشتارها و سرکوب وحشیانه ی رژیم اما به مردم این درس را داد که برای ضربه ی نهایی باید سازمان یافته و تعرضی عمل کرد. باید از حالت دفاعی بیرون امد و با به دست گرفتن اسلحه در سطح توده یی تمام میکروب هایی که از این رژیم دفاع می کنند و برای این رژیم می جنگند را بی رحمانه پاک کرد. وقتی رژیم مردم غیر مسلح را می کشد، مردم باید هم کشتن تمام نیروهای وابسته به این رژیم که به صورت اکتیو و یا حتی پاسیو از این رژیم دفاع می کنند، را نه تنها مشروع، بلکه ضروری بدانند.

تکانی که این قیام نامنظم به رژیم داد، هیچ جنگ و حمله ی نظامی نمی توانست بدهد. مردم اگر بخواهند و اراده کنند می توانند رژیم های به مراتب سرکوبگر تر و جنایتکار از رژیم فاشیست اسلامی ایران را سرنگون کنند. این امر باید عملی شود و عملی هم خواهد شد. قیام مدرسه ی ارتقای اگاهی طبقاتی است، اما اگر فکر کنیم توده های مردم و کارگران به صورت خود به خودی به اگاهی می رسند و لذا سازماندهی پیدا می کنند، به قعر اکونومیسم سقوط کرده ایم. من همیشه به سبک لنین به انتقال اگاهی طبقاتی از بیرون طبقه توسط روشنفکران ارگانیک طبقه ی کارگر به قول گرامشی اعتقاد داشته و دارم و این مساله را کاملا ضروری می دانم. گرامشی می گوید برای رسیدن به نقطه ی تبدیل ضد هژمونی انقلابی به هژمونی انقلابی، حس کردن ظلم به خودی خود کافی نیست، حس باید با فهم و شعور ادغام شود، تا بتواند هژمونی طبقه ی حاکم را به شکست بکشاند و خود به صورت هژمونی تحقق پیدا کند و در این شرایط وجود روشنفکران ارگانیک برای تبدیل حس ظلم و ستم به اگاهی و فهم و در نهایت تشکیلات و به دست گرفتن قدرت سیاسی در نتیجه ی سرکوب دولت حاکم فعلی، ساقط کردن ان برای همیشه و استقرار سوسیالیسم ضروری است.

سرنگونتان خواهیم کرد و دانه به دانتان را محاکمه می کنیم
گولاگ برای شما دیسکو خواهد بود جانیان

حسن معارفی پور

Kommentar verfassen

Trage deine Daten unten ein oder klicke ein Icon um dich einzuloggen:

WordPress.com-Logo

Du kommentierst mit Deinem WordPress.com-Konto. Abmelden /  Ändern )

Google Foto

Du kommentierst mit Deinem Google-Konto. Abmelden /  Ändern )

Twitter-Bild

Du kommentierst mit Deinem Twitter-Konto. Abmelden /  Ändern )

Facebook-Foto

Du kommentierst mit Deinem Facebook-Konto. Abmelden /  Ändern )

Verbinde mit %s