سرکوب „گفتمان“ بازمانده ی دوران ویکتوریایی

میشل فوکو در بحث های خود در مورد گفتمان به بررسی سرکوب شدن گفتمان های ویژه در دوران مشخص از تاریخ به ویژه در عصر ویکتوریایی می پردازد. علاوه بر ان فوکو اشاره می کند که اشکال مختلف رفتاری به شدت تحت سرکوب و مراقبت قرار می گرفتند از جمله عطسه کردن و خمیازه کشیدن. صحبت کردن در مورد مسایل جنسی در دوره ی ویکتوریایی به شدت تقبیح می شد و کسانی که این گفتمان ها را باز می کردند به شدت مورد سرزنش قرار گرفته می شدند. در اواخر عصر ویکتوریایی ما شاهد نوعی طغیان اجتماعی علیه این سرکوب های سیستماتیک و ایدئولوژیک که به اشکال مختلف از جمله در قالب هنجارهای اجتماعی و قضاوت های اخلاقی پشت این هنجارها به جامعه تحمیل می شدند، هنجارهایی که با تحمیل ان از جانب دولت به شهروندان یکی از اشکال سرکوب جامعه به وحشیانه ترین شکل ممکن بود، بدون انکه شهروندان به خاطر عدم رعایت این هنجارهای ضد ارزش شکنجه شوند. این هنجارها به مرور زمان از جانب اکثریت مردم جامعه در عصر ویکتوریایی پذیرفته شده بودند. شکست این هنجارها اما خود نوعی انقلاب فرهنگی بود و جامعه ی تشنه ی ازادی، جامعه یی که به خاطر سرکوب های نرم و خشک عقده یی شده بود، راهی جز تعرض مستقیم به این نرم های اجتماعی و فرهنگی نداشت. اگرچه اعتراض به بربریت و توحش ویکتوریایی یک انقلاب اجتماعی رادیکال و ساختارشکن نبود، اما از انسان های جان به لب رسیده در یک مقعطی دیگر تاب تحمیل این توحش از جانب بالایی ها برای سرکوب پایینی ها را نداشته و به شکل نرم طغیان خود را در تغییر فرم لباس و غیره نشان دادند. بی دلیل نبود که ما در همان اواخر دوران ویکتوریایی شاهد تغییر در فرم لباس پوشیدن مردم (مردان لباس زنانه م پوشیدند و زنان هم لباس مردانه) گسترش روابط جنسی ازاد و انارشیک و حتی همجنگسرایی به عنوان نوعی „دیالکتیک“ منفی هستیم. میشل فوکو می نویسد؛ درسال های اخیرعصر ویکتوریایی „گفتمان“ حتی در مورد شکستن تابوهایی که در عمل شکسته شده بودند یعنی شکستن فرم لباس پوشیدن، حاکم شدن روابط جنسی ازادانه و انارشیستی در غرب، باز هم به صورت غیر مستقیم بیان می شد. به قول مارکس انسان ها تفکر مردگان را قرن ها بعد از سوسیالیسم با خود حمل می کنند. این انسان هایی که توانسته بودند در عمل خود را از گفتمان های ارتجاعی دوران ویکتورایی و سرکوب گفتمان رها کنند یا به تعبیر مناسب تر توانسته بودند اعمالی که در گذشته جزو تابوها حساب می شدند را پشت سر بگذارند، اما گفتمان در مورد همین اعمال زشت و زننده به حساب می امد. همان جمله ی تاریخی مارکس در هیجدهم برومر که در بالا نقل به مضمون کردم، دقیقا وضعیت دوران رهایی از فرهنگ ویکتوریایی و بازتولید ارتجاع ویکتوریایی در دوران پسا ویکتوریایی را نشان می دهد که به صورت ایدئولوژیک از طریق ممنوعیت گفتمان یا تن دادن به ان را نشان می دهد. فارغ از اینکه میشل فوکو این مساله را از زوایه ی به شدت سطحی و صرفا „گفتمانی“ با اهداف و انگیزه های دیگری بررسی می کند، ما می توانیم از کتاب های او به ویژه کتاب سکسوالیته و حقیقت (اراده به دانایی) برای فهم اوضاع و مناسبات مادی و واقعی دوره ی ویکتوریایی بهره بگیریم. هدف من از مراجعه به فوکوی نیچه گرا که بعدها نئولیبرال و طرفدار خمینی جلاد شد، دفاع از سیستم فکری و سیاسی او نیست، بلکه بهره گیری از متون و نوشته های او برای اگاهی پیدا کردن از مناسبات واقعی و ماتریالیستی بین انسان ها در دوره های یی از تاریخ است.

در اینجا لازم است اشاره کنم که هدف از این بحث این است که این کانتکس را به وضعیت امروز کومه له تعمیم داده و نشان دهم که چگونه در کومه له گفتمان های ویژه یی شدیدا سرکوب می شوند. اگر گفتمان در مورد نقد کمونیسم کارگری و منصور حکمت به صورت زیرزمینی تا حدودی در کومه له وجود داشت، این گفتمان در مورد کسانی همچون من (حسن معارفی پور) و رفقای دیگری که به اشکال مختلف سرکوب شدند،( چه گفتمان انتقادی و چه گفتمان دفاعی) به طور کل در تمام کومه له با بیشترین سرکوب و فشارهای سیاسی و منزوی کردن روبرو خواهد شد. کومه له در چند سال اخیر از طریق اجیر کردن اعضای شعبان بی مخ خود در تلاش بود شهرت و جایگاه اجتماعی من و دیگر رفقای فعال در „گفتمان رادیکال“ را در جنبش کمونیستی ایران تخریب کند، بدون اینکه حتی یک نقد سیاسی از جریان کومه له علیه من و دیگر رفقا منتشر شده باشد. تمام بحث های کومه له علیه ما، بحث هایی به شدت سطحی و مبتذل، در حد پشت سرگویی و فحاشی جنسی با اسم فیک و تهدید و شاخه شونه کشیدن در فضای مجاز بوده و هست. زمانی که کومه له در باتلاقی که خود درست کرده بود تا در ان من و رفقایم را غرق کند، با افتادن خود کومه له به گرداب باتلاق (در یک جنگ تئوریک و سیاسی) این حزب به راحتی جنگ را باخت و رسوا شد، چون کومه له شنا کردن بلد نبود و قوانین بازی در برخورد به مخالفینش را هم رعایت نمی کرد و از طرف دیگر ما این حزب را به گرداب بحث سیاسی و تئوریک دعوت کرده بودیم. وقتی که کومه له به جای نقد و بررسی نظریات ما، به اجیر کردن مجموعه یی شعبان بی مخ ادامه دهنده ی فرهنگ بسیجی های بی ترمزی که شب و روز به گور و استخوان جانباختگان و „ناموس“ و „شرف“ قسم می خورند، پرداخت، عملا شکست مفتضحانه ی خود را قبول کرده بود. مردم انقلابی و مترقی در جامعه، تحت هیچ شرایطی این میزان از سقوط سیاسی و نزول دادن بحث های تئوریک به مباحث مبتذل پیش پا افتاده یی که در دهات های کردستان ایران هم قبیح هستند، را نمی توانند زیر نام „گفتمان“ „انتقادی“ از کومه له قبول کنند و در گذشته هم نپذیرفته اند. این مساله باعث شد که کومه له با بالا بردن پرچم سفید و ممنوعیت و تابوئیزه کردن گفتمان در مورد شخص من، شکست خود در مقابل ده ها مقاله ی رادیکال و تئوریکی که به چرخش بخشی از بدنه ی این جریان به چپ و به طرف مباحث من را دامن زده بود، را اعلام کند و مثل لاک پشت توی لاک خود فرو رود. مساله به این هم ختم نشد، آوردن اسم من در کومه له از جانب رهبری کومه له ممنوع اعلام شد و فرهنگ منسوخ عصر ویکتوریایی، چیزی که منتقدان رادیکال ان را به شدت مورد نقد و بررسی قرار داده اند، این بار به خاطر جلوگیری از دامن زدن به گفتمان رادیکال در این حزب، زنده می شود و سرکوب گفتمان به عنوان سنتی ویکتوریایی به پرنسیپ نانوشته یی در تشکیلات کومه له تبدیل می شود. همین مساله ی سرکوب گفتمان نوعی طغیان نرم „پسا ویکتوریایی“ را در کومه له در پی داشت. زمانی که فعالین چپ و کمونیست درون این جریان، رهبری کومه له را در فضای مجازی ناسیونالیست و مرتجع می خوانند، زیر عکس من در حین سخنرانی پناهندگی در شهر مانهایم، از جانب یکی از رفقای کمونیست بدنه ی کومه له در داخل اردوگاه نوشته شده بود: «بهترین و صادق ترین کمونیستی که دیده ام»! این کامنت در فیس بوک یک جواب انقلابی به سال ها تبلیغات کثیف و بعد تابوئیزه کردن تبلیغات و ممنوعیت گفتمان در کومه له در مورد من بود. کامنتی که به مراتب بیشتر از هشت موشکی که جمهوری اسلامی ایران به مقر حزب دمکرات شلیک کرد، به کومه له خسارت وارد اورد.

حسن معارفی پور

Kommentar verfassen

Trage deine Daten unten ein oder klicke ein Icon um dich einzuloggen:

WordPress.com-Logo

Du kommentierst mit Deinem WordPress.com-Konto. Abmelden /  Ändern )

Google Foto

Du kommentierst mit Deinem Google-Konto. Abmelden /  Ändern )

Twitter-Bild

Du kommentierst mit Deinem Twitter-Konto. Abmelden /  Ändern )

Facebook-Foto

Du kommentierst mit Deinem Facebook-Konto. Abmelden /  Ändern )

Verbinde mit %s