در دفاع از کارل شمیت، علیه جریانات موسوم به اپوزیسیون چپ و راست ایرانی

حسن معارفی پور

مارکس می گوید منتقدین هگل از او یک لاشه ی سگ درست کرده اند، ما در مقابل این منتقدین لازم است از این لاشه ی سگ دفاع کنیم. نیروهای موسوم به اپوزیسیون ایرانی به ویژه چپ های لیبرالی که از جناح های مختلف امپریالیسم و فاشیسم به دلایل مختلف دفاع می کنند، از مارکس یک لاشه ی مردار ساخته اند، ما برای زدن انان و دفاع از مارکس به خود مارکس رجوع نمی کنیم، بلکه به یکی از شخصیت های اصلی نازی یعنی کارل شمیت Carl Schmitt مراجعه کرده و با نقدهای او به پارلمانتاریسم و لیبرالیسم این چپ های پرو رژیم (توده و اکثریت، حزب چپ طوفان، مجله ی هفته و غیره) یا چپ های لیبرال طرفدار امپریالیسم فاشیستی آمریکا و غرب (حزب کمونیست کارگری ایران و شاخه های مختلف لیبرالیسم چپ)، همچنین به نقد نیروهای مرتجع موسوم به اپوزیسیون ناسیونالیسم کورد می رویم. نشست چهار حزب ناسیونالیست کورد و تلاش کومه له برای همکاری با دشمن مستقیم مردم ایران و کردستان یعنی جمهوری اسلامی ایران را با تئوری „دوست- دشمن“ کارل شمیت به رادیکال ترین شکل ممکن به نقد می کشیم.

کوتاه در مورد کارل شمیت

کارل شمیت (1888-1985)شخصیت بسیار بحث برانگیزی در تاریخ فلسفه و حقوق در قرن گذشته است. کارل شمیت از کودکی به خاطر پیش زمینه های کاتولیسیستی اش به شدت ضدیهود بود و همین مساله و مساله ی کاریکاتوری بودن جمهوری وایمار که از نوعی سلطنت مطلقه و دمکراسی پارلمانتاریستی تشکیل شده بودند، باعث شدند که او به فاشیسم آلمانی و حزب نازی گرایش پیدا کند و جذب فاشیسم آلمانی شود. شمیت در سال 1933 به عضویت حزب نازی آلمان درامد و تا سقوط فاشیسم به دست ارتش سرخ و همکاری امریکا، عضو این حزب بود. او در سال 1934 به خاطر نظریه ی „اقتدار گذشته“ اش به کودتاچیان روهم ربط داده شد و به زندان محکوم شد. در زندان به اسم مستعار Schlaues Karlchen (کارل کوچک و زرنگ) به نوشتن ادامه داد و اثار متعدد اما کوتاهی نوشت. نوشته های شمیت علیرغم کوتاه و بخشا پراکندگی موضوعات آن بودن ان به شدت عمیق اند و همه ی مسائل سیاسی و فلسفی را از یک زاویه ی حقوقی بررسی می کنند. شمیت قانون فاشیستی موسوم به قانون نورنبرگ که به شدت یهودی ستیزانه بود، را ارج نهاد و از ان تحت نام „قانون آزادی“ یاد کرد. بعد از سقوط فاشیسم توسط آمریکایی ها دستگیر و برای بار دوم زندانی شد. کارل شمیت به خاطر همکاری با فاشیسم سال ها در زندان به سر برد. او علیرغم پراکنده گویی و بخشا تکرار مکررات یک نوع خوانش تئوریک و عمیق را در کتاب هایش می توان پیدا کرد. اما کارل شمیت تنها کارل شمیت فاشیست نیست، بلکه شخصیتی به شدت دو پهلو و ضد و نقیض است که از رادیکالترین نقدها به لیبرالیسم و امپریالیسم و دمکراسی پارلمانی گرفته تا دفاع از دمکراسی مستقیم در کنار دفاع او از اقتدار فاشیستی ازش منتشر شدند. شمیت معتقد بود که لیبرالیسم به معنی نابودی دمکراسی و دیکتاتوری اقلیتی ممتاز بر اکثریتی خاموش است. کارل شمیت یک شخصیت به شدت اقتدارگرا بود که با تئوریزه کردن نظریه ی „دوست-دشمن“ خوانش جدیدی در علم کشف می کند که با مبارزه ی طبقاتی بین پرولتاریا و بورژوازی به عنوان دو دشمن ذاتی نزدیک است. تفاوت شمیت در این بحث اینجاست که این نظریه را نه از موضع طبقاتی، بلکه از موضع ملی بین دولت ها ملت ها به کار می گیرد.

شمیت و نقد لیبرالیسم، بازخوانی چپ از یک فاشیست

پیرو نقدهای رادیکال شمیت به لیبرالیسم ما شاهد بازخوانی تحلیل های شمیت و بازسازی او از یک موضع چپ هستیم. ارنست فرانکل، اتو کیرشهایمر و فرانس نویمان از شاگردان از یک موضع چپ به بازخوانی و بازسازی نظریات شمیت پرداخته و هسته ی های رادیکال این تئوری را قابل دفاع خوانده اند. جنبSش دانشجویی 68 در آلمان به خصوص جریان دانشجویی اس د اس (تشکل سوسیالیستی دانشجویان آلمانی) هم به نظریات و نقدهای شمیت در مورد پارلمانتاریسم تمایل پیدا کرد و سعی کرد در راستای بازخوانی ها و بازسازی های چپی که تاکنون از نظریات شمیت در نقد پارلمانتاریسم و دمکراسی بورژوایی مطرح شده است، دست به بازسازی این نظریات و به کارگیری ان علیه سرمایه داری لیبرالی بزند. یکی از شخصیت های برجسته ی این جنبش که اقدام به بازسازی شمیت کرد الکساندر کویوه بود که یک هگل شناس مطرح بود و سوسیالیسم خود را تنها سوسیالیسم راستین معرفی می کرد. او معتقد بود که کارل شمیت تنها کسی است که می توان با او به صورت اصولی صحبت کرد و راه نشان می دهد. هلموت لیتم و گونتر ماشکه هم از فعالین جنبش چپ دانشجویی بودند که به مباحث شمیت علاقمند شدند. گونتر ماشکه بعدها به کوبا پناهنده شد و به عنوان یکی از متفکرین راست جدید شناخته می شود.

هابرماس به عنوان یکی از نمایندگان مکتب فرانکفورت و چپ لیبرال به شدت به نقد کسانی که در دهه ی شصت به دفاع از بحث های شمیت در نقد لیبرالیسم پرداخته بودند، پرداخت و انان را زیر نام „چپ فاشیستی“ دسته بندی کرد. نقد هابرماس از یک موضع کاملا ارتجاعی بود، چون او از دولت بورژوایی در مقابل تلاش نیروهای چپ برای نابودی دولت، دفاع می کرد.
بالیبار در بین چپ های پست مدرن فرانسوی به بازخوانی شمیت پرداخت و اثار شمیت را با لویاتان هابز مقایسه کرد.

بحثی که من در اینجا مطرح می کنم نه از دفاع صد در صد از تمام نظریات کارل شمیت فاشیست و مرتجع، کسی که تئولوگی کاتولیکی را سکولاریزه کرد، بلکه از موضع نقد چپ لیبرال و سوسیال دمکرات های خائنی است، که به مراتب مرتجع تر و خطرناک تر از کارل شمیت هستند.

این گروه هایی که من در ابتدا دسته بندی کردم، اگرچه خود را به قطب چپ و یا بخشا به ناف سوسیال دمکراسی وصل می کنند، اما نیروهایی به شدت اپورتونیست هستند، که از نظر من جملگی در چارچوب جریانات نئوفاشیستی غربی قرار می گیرند، پس در مقابل این شارلاتان های طرفدار دولت بورژوایی و لیبرالیسم برده دارانه، در مقابل این نیروهایی که هر کدام این یا ان جناح امپریالیسم جهانی یا منطقه یی را حمایت کرده و منافع توده ی مردم را به دولت های ارتجاعی و جنایتکار می فروشند، لازم نیست به مارکس رجوع کرد، تا انان را تار و مار کنیم، بلکه کافی است به مهمترین کتاب شمیت „درباره ی امر سیاسی“ و نقدهای بسیار دقیق و نزدیک به نقدهای مارکسیستی او را که از نظریات مارکسیست ها و سوسیالیست های غیر مارکسیست همچون سومپیتر گرفته است، را علیه اوباش چپ لیبرال و سوسیال دمکرات نئوفاشیست، از حزب چپ ایران گرفته تا احزاب دمکرات کردستان و سازمان های زحمتکشان و محفل سپاهی مجله ی هفته و به ویژه حزب کمونیست کارگری ایران که همچون سگ برای ترامپ دم تکان می دهد، تا یک استخوانی جلوش پرت شود به کار گیریم.

لیبرالیسم به عنوان یکی از روبناهای نظام سرمایه داری برخلاف ادعایش نه برابری حقوقی و نه برابری اقتصادی را با خود همراه کرده است و نه می تواند همراه کند. لیبرالیسم مکانی است، همانطور که شمیت می گوید که در ان دوست و دشمن به گفتگو می نشیند و در اوج بی شرمی همین دشمنان قسم خورده، دولت ائتلافی به اسم دمکراسی تشکیل می دهند. شمیت این را خلاف دمکراسی می خواند و معتقد است که بین دوست و دشمن گفتمانی نمی تواند وجود داشته باشد و من هم بر این مساله مهر تایید می گذارم. اگر ما در یک موقعیت قانون طبیعی باشیم، بی گمان یا دشمنانمان را باید نابود کنیم یا انان ما را نابود می کنند. گفتمانی بین دوست و دشمن در موقعیت طبیعی نمی تواند وجود داشته باشد، بنابراین پارلمانتاریسم و پارلمان به عنوان مکانی برای دیسکورس بین دشمن توسط بورژوازی و دولت بورژوایی برای جمع اوری تناقض منافع زیر نام دمکراسی علیه دمکراسی تشکیل می شود. برای رسیدن به دمکراسی راه دیگری جز نابودی قهرامیز سیستم بورژوایی دولت یعنی پارلمانتاریسم نه وجود دارد و نه می تواند وجود داشته باشد، به همین خاطر بحث شمیت در اینجا به شدت به مباحث مارکسیستی نزدیک می شود. یکی از نقدهای بسیار دقیق شمیت نقد به جنگ های امپریالیستی است که در گذشته به عنوان جنگ های برحق و امروزه زیر نام دخالت بشردوستانه (بخوانید دخالت بشرکشانه) توسط بورژوازی امپریالیستی به خورد مردم داده و توجیه می شود است. شمیت جنگ های امپریالیستی را به شدت محکوم می کند، حزب کمونیست کارگری ایران اما از جنگ های امپریالیستی دفاع می کند. شمیت گفتگو با دشمن را نفی می کند، حزب کمونیست کارگری دنبال لاس زدن با پمپئو است. احزاب کوردی با دشمن قسم خورده ی توده ی مردم به دور از چشم جامعه نشست دارند. یک بار برای درجه دارهای امریکایی می رقصند و یک بار برای اوباش تروریست رژیم ایران و یا رژیم ترکیه. احزابی که تحت عنوان اپوزیسیون ایرانی در اینجا اسم بردیم، نمونه ی واقعی جریانات لیبرال هستند، جریاناتی که توسط شمیت به دقیق ترین شکل ممکن نقد شده اند.

نتیجه گیری

نقد شمیت به لیبرالیسم نقدی بسیار عمیق است که می توان ان را در چند بستر خلاصه کرد: لیبرالیسم نابودی دمکراسی است، لیبرالیسم مساله ی دوست و دشمن را در نظر نمی گیرد، لیبرالیسم لاابالی گری را برای انسان به وجود می اورد و سیاست زدایی می کند. لیبرالیسم مصرف گرایی را برای سوژه و سطحی نگری را به دنبال خود می اورد. شمیت می گوید که انسان باید برای آرمانش حاضر باشد جانش را بدهد، لیبرالیسم این اراده را از انسان می گیرد، اراده ی سیاسی بودن و سوژه گی در سیاست.
این تحلیل های عمیق شمیت را با مباحث یک دلقک دیوانه مانند حمید تقوایی و بهمن شفیق و نئولیبرال های حزب کمونیست کارگری ایران مثل مصطفی صابر و سایرین مقایسه کنید، تا متوجه شوید، که حتی یک فاشیست مثل کارل شمیت از تمام این ها مترقی تر و رادیکال تر به نقد وضع موجود نشسته است.
لوکاچ شمیت را یکی از نمایندگان ویرانی عقل معرفی می کند، بسیاری از متفکرین او را با ماکیاولی مقایسه می کنند. نقد شمیت به ماکیاولی اما این است که ماکیاولی از یک موضع دفاعی به مساله ی سیاست نگاه می کرد و شمیت از یک موضع تعرضی.

در این شکی نیست که شمیت یک راست فاشیست بود، که حرف های درستی هم زده است و در این شکی نیست که در نهایت او را بایستی شخصیتی به شدت متناقض، جنجال برانگیز و در کلیت خود نماینده ی نابودی عقل خواند، اما تمام این مسائل نباید دلیلی باشند که ما در مقابل لاشه ی متعفن چپ لیبرال امپریالیستی از بحث ها و نقدهای او به لیبرالیسم، دمکراسی بورژوایی و نقد امپریالیسم یاد نگیریم.
ما کمونیست ها باید دشمن خود را جدی گرفته و با دشمن با تمام قدرت مبارزه کنیم. هر گونه گفتگو با دشمن طبقاتی را ما باید با تمام قدرت رد کنیم و برای زمین زدن دشمن در میدان مبارزه ی طبقاتی و قهرامیز تلاش کنیم. هر توهمی به دشمن خودکشی و نابودی امر سوژگی سیاسی است. ما در حال جنگ با جمهوری اسلامی هستیم و احزاب موسوم به اپوزیسیون در حال لاس زدن با تروریست های این رژیم فاشیستی و آدمخوار در خارج کشور. ما شبانه روز در حال مبارزه با سیاست های تروریستی و امپریالیستی دولت های جنگ طلب و فاشیست غربی هستیم، اما امثال حزب کمونیست کارگری ایران در حال دم تکان دادن برای ترامپ و پمپئو و دفاع از یک مزدور دولت امریکا به اسم مسیح علینژاد.
ما در حال جنگ با جمهوری اسلامی هستیم، اما اوباش سایت مجله ی هفته در حال تبلیغ برای سپاه پاسداران، به عنوان تنها نیروی „رهایی بخش“ در منطقه اند.
ما در حال جنگ با سرمایه داری هستیم و اوباش و جنایتکاران دهه ی شصت که در حزب نئوفاشیستی موسوم به حزب چپ ایران جمع شده اند، در حال تلاش برای نجات دادن جمهوری اسلامی و تلاش برای متقاعد کردن چپ استالینیست اروپایی برای دفاع از ایران.
این احزاب موسوم به اپوزیسیون که در این مقاله به انان اشاره شد، با همان تئوری شمیت جزو دشمن قرار می گیرند. ما این جنایت های این احزاب را نه می بخشیم و نه فراموش می کنیم.
در اینده ی نه چندان دور حقتان را کف دستتان خواهیم گذاشت. گفتگو با این احزاب نئوفاشیستی دشمن توده ی مردم موقوف!

Kommentar verfassen

Trage deine Daten unten ein oder klicke ein Icon um dich einzuloggen:

WordPress.com-Logo

Du kommentierst mit Deinem WordPress.com-Konto. Abmelden /  Ändern )

Google Foto

Du kommentierst mit Deinem Google-Konto. Abmelden /  Ändern )

Twitter-Bild

Du kommentierst mit Deinem Twitter-Konto. Abmelden /  Ändern )

Facebook-Foto

Du kommentierst mit Deinem Facebook-Konto. Abmelden /  Ändern )

Verbinde mit %s