کشف یک زن جوان Entdeckung an einer jungen Frau

برتولت برشت

ترجمه ی: حسن معارفی پور

وداع ناشتای صبح، زنی سرد و بی قرار، بی قرار به نظر می رسید.
.از انجایی که یک رشته از موهایش خاکستری بود، نمی توانستم دیگر تصمیم بگیرم که بروم

در حالت سکوت سینه هایش را گرفتم و زمانی که سوال کردم که چرا من، مهمان یک شب، چرا بعد از گذراندن یک شب تمایلی به رفتن ندارم، در صورتی که قرار بر این بود، تنها همین یک شب باشد
:نگاهی بهش انداخته و بی تعارف این را گفتم

ایا فقط همین یک شب است، می خواهم بمانم یا بروم
از وقتت استفاده کن؛ این بد است که تو بی قرار باشی

و بگذار گفتگوی مان را سریعتر انجام دهیم
چون ما فراموش خواهیم کرد، که تو رفتنی هستی

.و این مساله اهنگ اشتیاق (میل جنسی) را در من گلویم خفه می کند

Entdeckung an einer jungen Frau

 

Bertolt Brecht

Des Morgens nüchterner Abschied, eine Frau
Kühl zwischen Tür und Angel, kühl besehn.
Da sah ich: eine Strähn in ihrem Haar war grau
Ich konnt mich nicht entschließen mehr zu gehn.

Stumm nahm ich ihre Brust, und als sie fragte
Warum ich, Nachtgast, nach Verlauf der Nacht
Nicht gehen wolle, denn so war’s gedacht
Sah ich sie unumwunden an und sagte:

Ist’s nur noch eine Nacht, will ich noch bleiben
Doch nütze deine Zeit; das ist das Schlimme
Daß du so zwischen Tür und Angel stehst

Und laß uns die Gespräche rascher treiben
Denn wir vergaßen ganz, daß du vergehst.
Und es verschlug Begierde mir die Stimme.

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s