کوتاه در مورد سخنرانی من به زبان المانی در “دکان” سیاست و فرهنگ در شهر هایدلبرگ Laden für Politik und Kultur

کوتاه در مورد سخنرانی من به زبان المانی در “دکان” سیاست و فرهنگ در شهر هایدلبرگ
Laden für Politik und Kultur
حسن معارفی پور

به خاطر درخواست چند تن از رفقای نازنین خلاصه یی از این سخنرانی را طولانی را اینجا می اورم. ترجمه ی کل سخنرانی در این وضعیت از عهده ی شخص من با دو تا بچه و هزار و یک گرفتاری دیگر خارج است. امیدوارم این خلاصه بتواند کمک کوچکی به فهم دقیق تر موضع گیری کمونیستی در مقابل اوضاع جاری در ایران بکند.

در این سخنرانی به بررسی اعتراضات و تظاهرات های ضد حکومتی مردم ایران در شهرهای مختلف، شورش های شهری از دی ماه سال گذشته پرداخته و علاوه بر ان یک بررسی ماتریالیستی و تاریخی از شکل گیری جنبش اسلامیستی، جنگ اسلام علیه بشریت و ایده های آزادی خواهانه در دوره ی انقلاب مشروطه، شکل گیری فاشیسم اسلامی و حکومت اسلامی در فرمت مدرن و امروزی ان پرداخته و علاوه بر ان به بررسی قطب بندی های اجتماعی و طبقاتی در جامعه ی ایران، پلاریزه شدن جامعه، اعتراضات ضد حکومتی و سرنگونی طلبانه ی مردم و در یک کلام به بررسی وضعیت ایران بین الترناتیو های مختلف پرداختم.

برای شرکت کنندگان در این سخنرانی لازم بود ابتدا یک تصویر عینی، تاریخی و ماتریالیستی از شکل گیری سرمایه داری در ایران، جنبش های دهقانی علیه سیستم ارباب رعیتی و ایده ی شکل گیری مدرنیته به عنوان روبنای سیاسی سرمایه داری ارائه داده شود، به همین خاطر از انقلاب مشروطه و شکل گیری اولین گروه های چپ و کمونیست به خصوص حزب کمونیست سابق ایران، گروه پنجاه و سه نفر، حزب توده و جنبش چریکی شروع کرده، به تقابل و تشابهات بخشی از این جنبش ها با جنبش امپریالیستی اسلام سیاسی مدرن که زیر نام “انتی امپریالیستی” بودن بخشی از چپ را به زیر شاخه ی خود تبدیل کرده بود، پرداخته شود و همزمان موقعیت جنبش ارتجاعی سبز در سال های 2009 و تفاوت این جنبش با جنبش اعتراضی ساختار بر افکن دی ماه سال گذشته مشخص شود و همزمان مساله ی اعترا ضات خیابانی و اعتصابات کارگری مطرح شود.

در مورد پلاریزه شدن سیاسی و طبقاتی جامعه ی ایران صحبت های فراوان ارائه داده و همچنین به بررسی الترناتیوهای راست (شبه انقلابی گری “ضد آخوندی” و نیهلیستی)، ارتجاع سلطنتی و مشروطه خواهی و در مقابل ان الترنایتو چپ و سوسیالیستی که ضرورت مبارزه برای رسیدن به سوسیالیسم را در حرف و عمل دنبال می کند، پرداخته ام.

در نتیجه گیری نهایی وضعیت اتی ایران را از سه حالت خارج ندانسته و اعلام کردم که یا جمهوری اسلامی از طریق یک انقلاب توده یی و قهرامیز به نمایندگی طبقه ی کارگر و نیروهای چپ و کمونیست جامعه ی ایران و اپوزیسیون چپ خارج کشور زمین گیر خواهد شد، یا در نتیجه ی یک رفراندوم فرمال توسط نیروهای محافظه کار و پاسیفیست موافق ادامه ی حاکمیت جمهوری اسلامی رفورمیزه و پروتستانتیزه خواهد شد و یا در نتیجه ی دخالت نظامی غرب در ایران، نیروهای فاشیستی و اپوزیسیون انسان خوار مانند مجاهد، سلطنت طلب، مشروطه خواه، ناسیونالیسم قومی، قبیله یی و مذهبی به دوران قبل از انقلاب 57 برخواهد گشت.

اعلام کردم که من به شخصه احتمال یک انقلاب توده یی را با توجه به شکل گیری تشکیلات های کارگری و اگاهی طبقاتی، گسترش ادبیات مارکسیستی و سوسیالیستی در ایران، تنفر مردم از سیستم مزدور شاهنشاهی و وحوش فاشیست و اسلامی، نا امیدی کامل از هر گونه تغییر در جمهوری اسلامی چه در قالب رفراندوم و چه در شکل رفورماسیونیزه کردن جمهوری اسلامی بیشتر می دانم و اتفاقا اعتراضات دی ماه سال گذشته را نتیجه ی خشم فرو خفته ی توده های مردمی که در سطح وسیع از توحش و بربریت فاشیسم اسلامی و سرمایه داری نئولیبرال جمهوری اسلامی به ستوه امده و از طرف دیگر هیچ تمایلی به پذیرش شکل و فرم دیگری از بربریت اسلامی و فاشیسم سلطنتی، خواه در پوشش مجاهد و دیگر فرقه های فاشیستی نداشته و همزمان هم علاقه یی به نشخوار کردن استفراغ خود یعنی طاعون سلطنتی نداشته و ندارند، می دانم و خود من به شخصه از تسلیح توده یی علیه جمهوری اسلامی، به اتش کشیدن تمام دم و دستگاه پلیس سرکوبگر این نظام و به کار گیری قهر انقلابی در رادیکال و ملیتانت ترین شکل ممکن دفاع کرده و به هیچ وجه خود را پیرو نظریات پاسیفیستی ارتجاعی گفتمان بدون خشونت و انقلاب بدون قهر و غیره ندانسته و نمی دانم.

در جواب به سوال یکی از کسانی که در این جلسه شرکت کرده بود و سوال کردند که ایا در صورت قدرت گیری کمونیست ها ما مانند رضا شاه به زور حجاب را از سر زنان جدا می کنیم یا نه؟! اعلام کردم که ما به هیچ وجه به روش های فاشیستی برای توده یی کردن سوسیالیسم و ایده های سوسیالیستی پناه نمی بریم و مبارزه ی ما با مذهب مبارزه با مناسباتی است که مذهب را به یک ضرورت تبدیل کرده است و نه با شبح و سایه ی مذهب.

نکاتی هم در مورد شباهت های سازمان مجاهدین خلق و پ ک ک به عنوان دو نیروی خرده بورژوایی اپورتونیست مطرح کردم که به مذاق مدافعین این دو سازمان خوش نیامد و به همین خاطر با اعتراض به صحبت های من جلسه را ترک کردند.

در انجا اعلام کردم که بر خلاف تصورات ابلهانه ی چپ های اروپایی در مورد پ ک ک یا سازمان های ملی مذهبی و حتی فاشیستی مانند مجاهدین یا سازمان خرده بورژوایی و ناسیونالیست چپ، طبقه ی کارگر ایران و کمونیست های مدافع این طبقه نباید تحت هیچ شرایطی به این الترناتیوهای رئال پولتیک امید ببندند و یا سعی کنند تجربه ی روژاوا را در ایران و کردستان ایران کپی برداری کنند، چون مساله ی ما با جمهوری اسلامی و سرمایه داری مساله ی صرفا ازادی های فردی و دمکراتیک و غیره نیست، بلکه مساله به مراتب عمیق تر از این هاست. مساله ی طبقه ی کارگر و کمونیست ها در ایران پایان دادن به استثمار انسان به دست انسان، در هم شکستن مالکیت خصوصی بر ابزار تولید از طریق سرنگونی دولت بورژوایی، دیکتاتوری پرولتاریا و استقرار سوسیالیسم است و هر نیروی سیاسی ایی که این مسائل را رد کند، از نظر من در زمره ی ضد انقلاب و “مرتدین” قرار گرفته و نمی تواند نماینده ی چپ و کمونیسم در جامعه باشد.

 

لینک مصاحبه در فیس بوک

 

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out /  Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out /  Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out /  Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out /  Change )

Connecting to %s