بیانیه ی هسته ی مرکزی گفتمان رادیکال به توده های مردم کردستان ایران

مردم انقلابی و مبارز کردستان ایران، همانطور که کم و بیش در جریان هستید احزاب و نیروهای مرتجع سناریو سیاهی موسوم به اپوزیسیون به ویژه جریاناتی مانند سازمان زحمتکشان کردستان ایران با تمام شاخه هایش و حزب دمکرات هر دو شاخه اش، در سالیان اخیر تلاش هایی در زمینه ی ترور و ارعاب مخالفین سیاسی خود در اپوزیسیون انجام داده اند،که چند تا از این موارد توسط اعضای سابق این جریانات در روز های اخیر افشا شده اند. نمونه ی روشن ان افشاگری شورش خراسانه در مورد تلاش باند مهتدی برای ترور رحمان حسین زاده و دیگر اعضای رهبری حزب حکمتیست در سال 2005 است، که در یک برنامه ی زنده ی فیس بوکی با بختیار بلوری اعلام شده است.
حزب دمکرات هم بارها رفقای کمونیست و اعضای شناخته شده ای امروزی “هسته ی مرکزی گفتمان رادیکال” را تهدید کرده است که در صورت ادامه دادن به نقد سیاست های این حزب به صورت فیزیکی حذف خواهد کرد. زمانی که ما در کردستان عراق بودیم و وبلاگ “علیه ناسیونالیسم” را اداره می کردیم، اعضای حزب دمکرات از طریق تماس های تلفنی مکرر باعث آزار و اذیت رفقای ما شده و با تهدید به ترور سعی می کردند رفقای ما را از ادامه ی فعالیت بازدارند. ما همان موقع با ادامه ی نقدهای رادیکال و تئوریک خود، بدون هیچ واهمه یی توانستیم این تهدید و ارعاب ها را پاسخ دهیم و بی باکانه به کار و فعالیت سیاسی و تئوریک خود در قالب وبلاگ های مختلف از جمله وبلاگ “علیه ناسیونالیسم” که مدت هاست از دسترس خارج شده است، ادامه دادیم.
مساله ی دیگر این است که این جریانات ارتجاعی و مزدور دولت هایتروریستی بین المللی و منطقه، به تهدید و ارعاب در خارج کشور و تلاش برای ترور نیروهای اپوزیسیون سرنگونی طلب و کمونیست، اکتفا نکرده و به صورت موازی در داخل کشور، از طریق سازمان دادن اراذل و اوباش شهرهای کردستان، مواد فروشان جلو سینما، کفتربازان، قاچاقچیان انسان و باج گیران و انسان های پدوفیل و ادم کش و نفوذ در مقامات محلی شهرهای کردستان در تلاش بوده و هستند به هر قیمت ممکن،صدای ازادی خواهی و برابری طلبی، صدای برابری زن و مرد، صدای مبارزه برای سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی و در یک کلام گرایش سوسیالیستی و کمونیستی را قلع و قمع کنند و خود یکه تاز میدان چانه زنی با سران جمهوری اسلامی از طریق فشار از پایین و همسویی با دخالت نیروهای امپریالیستی و جنایتکار شوند. بی دلیل نیست که سران این احزاب و جریانات از جمله جریان مصطفی هجری و باند مافیایی عبداله مهتدی به چکمه لیسی برای درجه دارهای فاشیست و تروریست امریکایی، به زانو زدن در مقابل شیوخ انسان خوار عربستان سعودی ومزدوری برای میت ترکیه و اردوغان افتاده اند.
در قطب بندی های سیاسی خاورمیانه این احزاب و جریانات سناریو سیاهی با تاریخچه ی پر از جنایت در حق توده ی مردم از همکاری با جمهوری اسلامی گرفته و نشست های مخفیانه با سران رژیم امپریالیستی و تروریستی ایران در قم، تهران و وین اتریش گرفته تا مزدوری شان برای دولت های مرتجع منطقه و دولت های امپریالیستی غربی سعی کرده و می کنند، بین سیاست سازشکارانه ی تلاش و تقلا برای اصلاح جمهوری اسلامی، فشار از پایین از طریق شعبان بی مخ هایشان برای چانه زنی از بالا و دفاع از دخالت نظامی امپریالیسم غرب و ناتو، نوعی رابطه ی “هارمونیک” برقرار کنند. این احزاب و نیروهای سیاسی و باندها و فرقه های موذی ضد مردم تلاش می کنند در میان “روشنفکران” بی مایه ی کورد، کسانی که هنوز کاملا پاسدار و بسیجی رژیم جمهوری اسلامی نشده اند، از طریق دادن امتیازهای حقیرانه و تعریف و تمجید از انان،پایگاهی برای خود دست و پا کنند تا بتوانند در محیط “علمی” و اکادمیک شهرهای کردستان هم نفوذ پیدا کنند و اسم و رسمی برای خود دست و پا کنند. اخبار و گزارشاتی که به دست ما رسیده اند، نشان می دهند که این احزاب توانسته اند تا حدودی از طریق سیاست لمپن پروری و ارعاب چپ ها و کمونیست ها، با اتکا به لمپن های چاقوکششان، کسانی که بخشا یک سرشان به سازمان اطلاعات و سر دیگرشان به این احزاب و باندهای لمپن پرور وصل است، سیاست های خود را تا حدودی در جامعه ی کردستان به پیش ببرند و لایه های چاقو کش و لمپن شان را به عنوان بادیگارد همچون شعبان جعفری ها، برای این “روشنفکران” جاهل و بی مایه ی خود فروش و مزدور، اجیر کنند، تا در صورت مخالفت کمونیست ها و فعالین سیاسی با سیاست های ارتجاعی شان، بتوانند با تهدید و ضرب و شتم فعالین چپ و کمونیست، یکه تاز میدان فعالیت سیاسی در شهرهای کردستان ایرانشوند.
همزمان با این مساله ما شاهد شکل گیری جریانات ارتجاعی سلفیستی کوردی و باندهای مافیایی وابسته به جریان مفتی زاده هستیم که در داخل و خارج کشور به شکلی از اشکال در راستای همین سیاست های سناریو سیاهی احزاب ناسیونالیست کورد برای به بربریت کشیدن جامعه و تبدیل جامعه کردستان ایران به عربستان سعودی تلاش و کوشش می کنند.زمانی که مذهب و دین در میان اکثریت مردم کردستان جایگاهی ندارد و مردم تا مغز استخوان از حکومت جمهوری اسلامی که بنیاد خود را بر دین و مذهب قرار داده است و بربریت امپریالیستی و سرمایه دارانه اش را با اتکا به همین مذهب توجیه می کند، بیزارند، نیروهای وابسته به جریانات ارتجاعی اسلامی، کسانی که رهبرانشان (احمد مفتی زاده ها) در دوران انقلاب 57 مزدور خمینی جلاد و جنایتکار بوده اند، امروز به گفتمان ناسیونالیستی و میهن پرستی از جنس کوردی ان روی اورده اند و تحت پوشش احزاب ناسیونالیست کورد و در رابطه ی تنگاتنگ با این احزاب کار و فعالیت می کنند.
اینجاست که فراکسیون های بورژوازی کورد علیرغم اختلافات جزئی ایی که داشته و دارند، بر سر مبارزه با انقلابی گری رادیکال و سوسیالیستی، بر سر به قهقرا کشیدن جامعه ی کردستان ایران، حفظ مناسبات برده دارانه ی سرمایه داری و تقسیم ثروت و قدرت در صورت به قدرت رسیدنشان در اینده ی سرنگونی جمهوری اسلامی، موقتا و تاکتیکی یا به صورت طولانی مدت با هم متحد می شوند و مقامات محلی شهرهای کردستان، از فرماندار و شهردار و دیگر اوباش حکومتی از جمله پاسداران کورد موسوم به “پیشمرگ مسلمان” به سر دیگر این توافق “مقدس” ناسیونالیستی، مذهبی، فاشیستی و پرو امپریالیستی تبدیل شده و می شوند.
بی دلیل نیست که امکان فعالیت “سیاسی” و “فرهنگی” در یک جامعه ی اختناق زده مثل جامعه ی ایران و زیر حاکمیت یکی از جانی ترین و فاشیستی ترین حکومت های اواخر قرن بیست و اوایل قرن بیست و یکم، تا این میزان در یک فضای “باز” و “ازادانه” البته در چارچوب رژیم جمهوری اسلامی، برای این دشمنان قسم خورده ی کمونسم و طبقه ی کارگر فراهم شده است.
اراذل و اوباش پاسدار و مزدورین محلی به این پی برده اند که دیر یا زود این رژیم ملعون و جنایتکار خواهد رفت و در صورتی که یک انقلاب رادیکال و اجتماعی کل جامعه ی ایران را زیر و رو کند، اگر شانس بیاورند و زنده بمانند، باید سال ها در زندان به سر ببرند و کار اجباری و بدون اجر و مزد انجام دهند، لذا همسویی با احزاب سیاسی ناسیونالیست کورد و جریانات مافیایی سناریو سیاهی به صورت نیم بند را به پیوستن به مردم و اعلام پشیمانی از جنایت هایشان ترجیح می دهند، چون از این طریق هم می توانند توسط حاکمیت جنایتکار تحمل شوند و به کار و زندگی انگلی شان ادامه دهند و هم از جانب احزاب و جریانات سناریو سیاهی موسوم به اپوزیسیون به ویژه باندهای ارتجاعی سازمان زحمتکشان و حزب دمکرات، به راحتی از گذشته ی پر از جنایات انان، به خاطر همکاری های فعلی شان با این احزاب چشم پوشی شود.

سلفیسم ناسیونالیستی و اوباش سابق رژیم را باید به همراه احزاب سناریو سیاهی افشا کرد

یکی از افرادی که در خارج کشور به این باند چاقوکش مفتی زاده وابسته است و شب و روز برنامه ی زنده ی فیس بوکی می گذارد کسی جز پیمان حیدری یک لمپن سلفیست و یک مرتجع تمام عیار نیست، که مجموعه یی لات بی سر و پا و قاچاقچی انسان، متجاوز، کلاه بردار و کلاش از جمله طیب حیدری را دور خود جمع کرده است و در داخل کشور هم در شهر سنندج چند نفری همین خط را به پیش می برند.
مورد دیگر که لازم می دانیم اشاره کنیم این است که اراذل و اوباش شهرهای کردستان، کسانی که سال ها با رژیم جمهوری اسلامی همکاری کرده اند و هر گاه مسئولیت خود را به درستی انجام نداده اند، توسط رژیم به صورتشان سیلی زده شده است، زندانی شده اند و دوباره قول همکاری داده اند، این روزها به عنوان “پناهنده” ی سیاسی به کشورهایی از جمله المان مراجعه کرده اند و در المان پناهندگی گرفته اند. یکی از این اراذل و اوباش کسی جز توفیق داباشی، لمپن باجگیر و متجاوز، چاقو کش و اسلحه کش جمهوری اسلامی نیست، که این روزها در المان به سر می برد و به عنوان پناهنده پذیرفته شده است. مورد دیگر یک مزدور جنایتکار به اسم سیوان کریم ئاسه است، کسی که با اسلحه ی هیوا تاب به کولبران حمله می کرده و بارها به کولبران تجاوز جنسی کرده است.
افشای این افراد و مزدورین سابق جمهوری اسلامی یک وظیفه ی خطیر کمونیستی است. احزاب و سازمان های سیاسی ایی که به این اوباش چاقوکش و قلدر متجاوز مجال می دهند که امکان عضویت در این سازمان ها را پیدا کنند، رهبرانشان از این اراذل و اوباش پست ترند.

ما به عنوان جمعی از فعالین رادیکال و کمونیست ایران که سال ها در ایران و کردستان فعالیت سیاسی و کمونیستی داشته اییم، بخشا زمانی عضو احزاب کمونیستی از کومه له و حزب کمونیست ایران گرفته تا حکمتیست ها بوده ایم، از این صفحه از همه ی اعضای سازمان های سناریو سیاهی، مرتجع و شبه تروریستی مانند باندهای زحمتکشان و غیره که برنامه ریزی کرده اند، جواب مخالفین سیاسی شان در اپوزیسیون را با ترور بدهند، درخواست می کنیم، که این سازمان ها را ترک کنند.
کم نیستند کسانی که به خاطر مسائل نوستالژیک و عاطفه و احساسات برای رسیدن به یک شرایط انسانی به دور از بهره کشی انسان از انسان، به دور از تبعیض و حاشیه یی کردن دیگر انسان ها، برای رسیدن به شرایطی به دور از راسیسم و فاشیسم مذهبی و قومی به این احزاب و سازمان ها پیوسته اند و هنوز در جریان جزئیات بسیاری از مسائل سیاسی و توطئه برای ترور مخالفان سیاسی و همکاری این احزاب و باندهای قومی با دولت های ارتجاعی نیستند، کسانی که قلبشان برای رهایی انسان از چنگال بردگی سرمایه داری می تپد، اما ظرف نامناسبی را برای فعالیت انتخاب کرده اند، یا به هر دلیلی تاکنون در این احزاب مانده اند، از کسانی که به خاطر روابط قوم و خویشی با این یا ان رهبر فلان جریان ناسیونالیستی، جان باختن یکی از اعضای خانواده شان در این یا ان جریان به این باندها پیوسته و هنوز توهم دارند که این سازمان ها بلاخره یک روز سر عقل بیایند و کاری در راستای خدمت به بشریت انجام دهند، در اشتباه مطلق به سر می برند، لذا درخواست می کنیم که بی وقفه و فورا به صورت جمعی این سازمان ها را ترک کنند و با صادر کردن بیانیه در فضای مجازی صدای خود را به گوش جامعه و طبقه ی کارگر کردستان برسانند. ما از تمام کسانی که خواهان ترک این باندهای ارتجاعی و سناریو سیاهی هستند، بدون هیچ چشم داشتی حمایت می کنیم و در کنار انان علیه این باندهای شبه تروریستی و چاقوکش لمپن پرور خواهیم ایستاد.

نقد از جهان اطراف با نقد از خود اغاز می شود

به خودتان بیایید و به اطرافتان نگاه کنید، به تجربه ی احزاب ناسیونالیست کرد کردستان عراق نگاه کنید که دخالت نظامی امریکا در عراق را با سرچوپی جشن می گرفتند و در تله ویزیون های وابسته به احزابی مانند اتحادیه ی میهنی و حزب دمکرات بارزانی شب و روز دخالت نظامی امریکا در عراق و نابودی مدنیت و انسانیت را جشن می گرفتند و تبلیغ می کردند. دخالت نظامی امریکا و غرب در عراق باعث اوارگی میلیون ها انسان و کشته شدن بیش از یک میلیون انسان بی گناه شد. دخالت نظامی امریکا در عراق باعث سر بر اوردن انواع مختلف باند ها و فرقه های قومی، مذهبی فاشیستی، عروج داعش و فاشیسم سنی و شیعی شد. احزاب ناسیونالیست کرد کردستان ایران در تلاشند امریکا و غرب را متقاعد کنند،که ایران را مانند عراق و سوریه به نابودی بکشاند، تا اوباشی مانند عبداله مهتدی، عمر ایلخانی زاده، مصطفی هجری، خالد عزیزی و دیگر سیاستمدارن تشنه ی قدرت، خون و ثروت به هر قیمتی از طریق مکیدن خون کارگر کورد برای خود سرمایه و ثروت انباشت کنند، ان را همچون اوباش ناسیونالیست کورد کردستان عراق در حاکمیت بین خود تقسیم کنندو به عنوان مقامات محلی در کردستان ایران حکومت کنند. همین امروز باید تصمیم گرفت، فردا دیر است، باید با ترک کردن گروهی این احزاب و سازمان ها جواب دندان شکنی به انان داد و اعلام کرد که با سیاست های جنگ طلبانه و دفاع انان از تروریسم دولتی و بین المللی غرب و ناتو، با سیاست مزدوری برای شیوخ خلیج و سلطان اردوغان، با سیاست نشست های پی در پی با سازمان اطلاعات در کردستان عراق به دور از چشم جامعه و مردم، با سیاست ترور مخالفین سیاسی در اپوزیسیون، با سیاست تحمیق اعضا و تفنگچی های حزبی، با سیاست قاب گرفتن عکس عبداله مهتدی و نصب کردنش در اتاق داوطلبان جدید، با سیاست دیپورت مخالفین سیاسی درون حزبی همراهی نباید کرد و با ترک این سازمان ها در داخل خاک عراق و در خارج کشور، به صورت گروهی به انان نشان داده شود، که می توان مستقل اندیشید و خارج از چارچوب های سازمانی این باندهای سناریو سیاهی برای رسیدن به یک دنیای بدور از فقر و بندگی، سرمایه داری و راسیسم و مذهب مبارزه کرد. ماندن در این باندهای ارتجاعی خدمت به بازتولید ارتجاع و تروریسم دولتی، دخالت نظامی غرب در ایران، دفاع از بازتولید مناسبات سرمایه داری در چارچوب جمهوری اسلامی و در بهترین حالت جایگزینی این نظام منفور و ملعون با یک شکل دیگر از برده داری سرمایه دارانه، تحت نام فدرالیسم، سلطنت طلبی یا بورژوازی لیبرال و نئولیبرال است. ماندن در این احزاب و سازمان ها، خیانت به منفعت طبقاتی مردم کردستان، ایران و خاورمیانه و در یک کلام خیانت به بشریت است.

مرگ بر جمهوری اسلامی
زنده باد سوسیالیسم
هسته ی مرکزی گفتمان رادیکال
28.12.2018

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out /  Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out /  Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out /  Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out /  Change )

Connecting to %s