جمهوری جهل، جنایت، تروریست و فاشیست اسلامی را باید با قهر انقلابی به زیر کشید!

 

رژیم هار و نفرین شده ی اسلامی ایرانی، در شرایطی که به طور کل، مشروعیت سیاسی و اجتماعی خود را در میان اقشار و طبقات مختلف اجتماعی حتی بازاریان و بورژوازی „وطنی“ در سراسر ایران از دست داده است و نمی توانست در ارامش کامل سه زندانی سیاسی یعنی زانیار، لقمان مرادی و رامین حسین پناهی را اعدام کند، از طریق هجوم تروریستی و موشک باران مقر حزب دمکرات به صورت همزمان، در تلاش بود که افکار عمومی را از مساله ی اعدام این سه زندانی سیاسی منحرف کند و به شکلی از اشکال در ارامش کامل این فعالین سیاسی و زندانی را اعدام کند. این تحرکات تروریستی و وحشیانه ی جمهوری اسلامی و حمله ی موشکی به مقرهای احزاب دمکرات کردستان و دمکرات کردستان ایران، اخرین دست و پا زدن های نظامی است که همچون مرغ سر بریده یی به این طرف و ان طرف لگد پرتاب می کند. حزب دمکرات البته با تمام جناح ها و دم و دستگاهش همواره از رگ گردن به جمهوری اسلامی نزدیک تر بوده است و بارها سر این نزدیکی، توهم به اصلاح جمهوری اسلامی مغلوب تروریسم رژیم فاشیستی ایران شده است و هیچگاه از گذشته درس نگرفته است، چون افق و استراتژی این حزب نمی تواند فراتر از نظامی از جنس نظام جمهوری اسلامی رود، به همین خاطر است که احزاب دمکرات ضمن در دست داشتن اسلحه و زندگی در „تبعید“ در اردوگاه های نظامی در خارج کشور، شب و روز در بین استراتژی „جنگ-سازش“ „سازش-جنگ“ با جمهوری اسلامی معلق می زنند، در توهم کامل به نظام جمهوری اسلامی به سر می برند و بارها از مردم کردستان خواسته اند که در انتخابات فرمایشی و کارتونی جمهوری اسلامی شرکت کرده و کاندیداهای اصلاح طلب را برگزینند. همزمان احزاب دمکرات همیشه مشغول چکمه لیسی برای غرب، دولت های تروریستی منطقه از جمله ترکیه و عربستان سعودی که مخالف استراتژیک نظام جمهوری اسلامی هستند، بوده است و این مساله باعث شده است که جمهوری اسلامی این جریانات بورژوایی از جنس خودش را هیچگاه به عنوان متحد استراتژیک با اغوش باز نپذیرد و هرازگاهی به انان ضربات جبران ناپذیر وارد کند. حمله ی تروریستی و جنایتکارانه ی جمهوری تروریست و فاشیست اسلامی ایران به حزب دمکرات و کتشار اعضا و پیشمرگان این حزب باید در سطح وسیع محکوم شود و علیه ان لازم است با قهر انقلابی در داخل و خارج کشور شیرازه ی رژیم را از هم پاشید، اما با سیاست و استراتژی بورژوایی نمی توان بورژوازی را سرنگون کرد، حزب دمکرات نمی تواند الترناتیو جمهوری اسلامی در کردستان باشد، اگر حتی جمهوری اسلامی سرنگون شود و حزب دمکرات به نان و نوایی برسد، باز هم از جمهوری اسلامی امروز بهتر نخوهد بود. جمهوری اسلامی به عنوان نماینده ی بورژوازی ایران در حاکمیت است و حزب دمکرات به عنوان نماینده ی بورژوازی کرد در کردستان ایران در حاشیه ی قدرت و در „تبعید“! تفاوت احزاب دمکرات کردستان ایران با جمهوری اسلامی در همین است که یکی در قدرت و دیگری در „اپوزیسیون“ است. فراموش نکنیم که حزب دمکرات کمتر از جمهوری اسلامی در کردستان ایران کمونیست نکشته است. اگر بیشتر نکشته باشد، کمتر نکشته است، اما الان حزب دمکرات قربانی است، جریانی با خصائل فاشیستی و بورژوایی از جنس جمهوری اسلامی، خود مغلوب و مقهور رژیمی شده است که حزب دمکرات بارها و بارها برای ماندگاری این رژیم فاشیستی تلاش کرده است. در دوران انتخابات سال 2009 وقتی کروبی و موسوی جنایتکار به عنوان اصلاح طلب ظاهر شدند و کروبی در یکی از بندهایش برای تبلیغات انتخابات از حقوق اقلیت های قومی صحبت کرده بود، احزاب دمکرات کردستان از حول حلیم در دیگ افتاده و خالد عزیزی رهبر وقت حزب دمکرات اعلام کرد، در صورتی که جمهوری اسلامی صندوق های رای را روانه ی کوی سنجق کند، او و حزبش به کروبی رای خواهند داد. امروز جمهوری اسلامی صندوق رای را روانه ی کوی سنجق نکرد، بلکه با موشک باران و بمباران اردوگاه های حزب دمکرات باعث مرگ بالای بیست نفر و زخمی شدن دهها نفر شد. قاسملوی پاسیفیست و پرو خمینی هم سر سازش با جمهوری جهل و جنایت اسلامی، مانند اب خوردن کشته شد، اما حزب دمکرات هیچ گاه از گذشته یاد نگرفته است. حزب دمکرات به عنوان یک سازمان بورژوایی مخالف انقلاب رادیکال حاضر است با فاشیسم اسلامی بسازد و بسوزد و ده ها و صدها عضوش را از دست بدهد، اما نمی تواند افق انقلابی داشته باشد.

پوپولیسم و کردایه تی و قومپرستی را باید رسوا کرد و نباید اجازه داد، که مظلوم نمایی کردن حزب دمکرات باعث ایجاد توهم در جامعه نسبت به این جریان مرتجع شود. ما تروریسم رژیم هار و جنایتکار جمهوری اسلامی را با مبارزه ی رادیکال، قهرامیز و مسلحانه باید پاسخ دهیم، اما به هیچ وجه زیر پرچم ارتجاع احزاب دمکرات به اصطلاح سکولار،ا ما اسلامی و ارتجاعی مزدور جمهوری اسلامی، غرب، عربستان سعودی و ترکیه نمی شویم.

الان ممکن است خیلی از پوپولیست های کورد اسمان را به زمین بیاورند و اعلام کنند که وقت ان نیست که از گذشته و حال ننگین حزب دمکرات صحبت کرد! نخیر دوستان، اتفاقا در هیچ شرایطی نباید دشمنان طبقاتی تان را دست کم بگیرید و از نقد انان کوتاه بیایید. ما به هر بهانه یی دشمنانم را نقد می کنیم و تعارفی با کسی هم نداریم. اگر دشمنت در موقعیت قربانی هم باشد، باز هم دشمن است و چیزی از دشمن بودنش کم نمی شود. منتها موقعی که یک دشمن قوی تر دشمن ضعیف تر را زمین گیر می کند، باید اول دشمن قوی را نابود کرد بعد سراغ بعدی رفت. این از لحاظ استراتژیک، منطقی و „اخلاقی“ درست است.

مرگ بر جمهوری اسلامی
مرگ بر اصلاحات
زنده باد سوسیالیسم

حسن معارفی پور

Autor: hassanmaarfipoor@gmail.com

Hassan Maarfi Pour, Poltischer Aktivist und Forscher des Marxismus حسن معارفی پور نویسنده ی مارکسیست و فعال سیاسی

Kommentar verfassen

Trage deine Daten unten ein oder klicke ein Icon um dich einzuloggen:

WordPress.com-Logo

Du kommentierst mit Deinem WordPress.com-Konto. Abmelden /  Ändern )

Google+ Foto

Du kommentierst mit Deinem Google+-Konto. Abmelden /  Ändern )

Twitter-Bild

Du kommentierst mit Deinem Twitter-Konto. Abmelden /  Ändern )

Facebook-Foto

Du kommentierst mit Deinem Facebook-Konto. Abmelden /  Ändern )

Verbinde mit %s