سازمان های مدافع حقوق بشر و زیست بین شکاف کار و سرمایه

حقوق بشر یا حقوق پایه یی انسان با ان چیزی که سازمان های به اصطلاح مدافع این حقوق ادعا می کنند، دو چیز کاملا متفاوت است. دفاع این سازمان ها از حقوق بشر، سازمان هایی که اغلب وابسته به جنایتکارترین و تروریست ترین دولت ها هستند، مانند دفاع یک جلاد شکنجه گر از حقوق انسان است. این دیگر بسیار مسخره و تهوع اور است که شما در موضع جلاد انسان کش از انسان دفاع کنی.
سازمان های حقوق بشری بخش عظیم بودجه شان را از دولت های امپریالیستی و خونخوار، کلیساهایی که مراکز عمده ی پدوفیلی هستند، از استثمار نیروی کار جوان و بی تجربه و تحریک این نیرو برای گدایی کسب می کنند و درصد ناچیزی از ان را در اختیار مردمان سیل زده، جنگ زده، فقرا و غیره قرار می دهند. بخش عظیم درامد این سازمان ها به جیب کسانی که در راس این سازمان ها قرار دارند، می ریزد. امار دقیقی در این مورد در دست نیست و این سازمان های ریاکار و فرصت طلب مافیایی بر روی خون کودکان سوری و افریقایی و اتیوپیایی بیزینس کثیف پول قاپی باز کرده اند. من خود به شخصه از نزدیک با چندین سازمان کار کرده ام و از نزدیک با بند و بست های مالی ایی که این سازمان ها هیچ گاه حاضر به انتشار ان نیستند اشنا هستم و می دانم که این سازمان ها یک مونارشی فاصد از مجموعه یی انگل خونخوار درست کرده اند و رئیس روسای انان اگر با صاحبان کارخانجات از لحاظ درامدی رقابت نکنند بی شک کمتر از انان صاحب سرمایه و پول نیستند. حتی شکل کمک کردن این سازمان ها به مردم به مراتب ضدانسانی، راسیستی و تحقیر امیز است، ان هم اگر یک درصد کمک کنند. کاسه ی گدایی به دست گرفتن و گدایی را سیستماتیزه کرد، تغییری در ماهییت گدایی که به نظر من شدیدا تحقیرامیز و ضد انسانی است نمی دهد. شما به عنوان یک گدا در خیابان بارها تحقیر خواهی شد، اما در اروپا همین سازمان ها به گدایی فرمت „مقولانه“ تر و نهادینه بخشیده اند و حتی برای گدایان کارت شناسایی و انیفورم درست کرده اند تا گدایی از مسیر موسساتی بگذرد و دید مردم به نسبت این شکل از گدایی تغییر کند و این شکل از گدایی ظاهرا در سراسر اروپا „مشروع“ و مقبول به نظر می رسد. کمک های خیریه به هیچ وجه نمی توانند راه حل بحران های اقتصادی مردم فقر زده، نابرابری های اقتصادی و اجتماعی باشند و این سازمان ها در واقع در شکاف بین کار و سرمایه همچون الاغ می چرند.
دو سازمان فاصد به اصطلاح مدافع حقوق بشر که من شخصا از نزدیک با انان تماس داشتم و به محض اینکه متوجه شدم که چه کثافتی پشت پرده می گذرد، از انان شدیدا فاصله گرفتم و مسیر سخت و طاقت فرصای مبارزه ی طبقاتی بدون دادن کوچکترین امتیازی به یک سازمان فاسد را در پیش گرفتم. بدون شک در اینده با امار و مستندات کثافت کاری های این مافیاهای خونخوار و جلاد که از نوجوانان و جوانان سوء استفاده می کنند و همچون مافیای اخاذی، رمالی، گدایی به زندگی خود ادامه می دهند را افشا خواهم کرد و با امار و مستندات به مردم نشان خواهم داد که دفاع از حقوق پایه یی انسان فرسنگ ها با دفاع فرصت طلبانه، ریاکارانه و فاسد سازمان های به اصطلاح مدافع حقوق بشر فاصله دارد.

من به مرور زمان بعد از سال ها مبارزه به این نتیجه رسیده ام که هر سازمانی از حقوق بشر و غیره دفاع کرد و در عین حال ضد کمونیست بود را باید به زباله دان تاریخ انداخت و رسوا کرد.

هر کس کمونیست نباشد و سازمان یافته در یک سازمان غیرکمونیستی کار کند، بدون شک مدافع بربریتی است که بورژازی درست کرده است و بر روی لاشه ی مردها نشخوار می کند.

هر انسان عاقلی اگر عقل در کله اش باشد کمونیست خواهد شد و اگر کسی عقل نداشته باشد، پس اصلا فکر نمی کند. هیچ کس نمی تواند به „عقلانیت“ به „حقوق انسان“ باور داشته باشد و در عین حال ضد کمونیست باشد. کمونیسم تنها راه برای نجات بشر از فاضلاب بربریت بورژوازی است و هر چیزی غیر از ان لجنزاری بیش نیست.
زنده باد کمونیسم
حسن معارفی پور

Autor: hassanmaarfipoor@gmail.com

Hassan Maarfi Pour, Poltischer Aktivist und Forscher des Marxismus حسن معارفی پور نویسنده ی مارکسیست و فعال سیاسی

Kommentar verfassen

Trage deine Daten unten ein oder klicke ein Icon um dich einzuloggen:

WordPress.com-Logo

Du kommentierst mit Deinem WordPress.com-Konto. Abmelden /  Ändern )

Google+ Foto

Du kommentierst mit Deinem Google+-Konto. Abmelden /  Ändern )

Twitter-Bild

Du kommentierst mit Deinem Twitter-Konto. Abmelden /  Ändern )

Facebook-Foto

Du kommentierst mit Deinem Facebook-Konto. Abmelden /  Ändern )

Verbinde mit %s