ادبیات کیهان شریعتمداری در میان نیروهای موسوم به اپوزیسیون

 

فرهنگ حاکم بر هر جامعه یی فرهنگ طبقه ی حاکم است. این گفته ی تاریخی مارکس بیش از هر زمانی ماهییت این اراذل و اوباش خطرناک لمپن را که در قالب „فعال سیاسی“ و بخشا برای گرفتن جواب پناهندگی به داخل احزاب سیاسی نفوذ می کنند، را نشان می دهد. کوشا شایان اگر وابسته به سازمان اطلاعات و جمهوری اسلامی هم نباشد، تفاوت بینشی با انان ندارد. جمهوری جهل و جنایت تروریستی اسلامی با ضد فرهنگ سازی و اسلامی سازی جامعه که سروش این جنایتکار تروریست یکی از تئوریسین های ضد فرهنگ، اسلامی و فاشیستی بود، توانسته است بر روی بخش زیادی از نیروهای موسوم به اپوزیسیون تاثیرات بزرگی بگذارد. یکی از این تاثیرات سنت انتقام جویی و لت و پار کردن مخالفین سیاسی و در صورت لازم دستور ترور و دادن جایزه در ازای ترور مخالفین است، به جای بحث سیاسی و گفتگوی انتقادی و „متمدنانه“ است. این ادبیات من را یاد ادبیات یک اطلاعاتی جنایتکار به اسم نادر کیانی می اندازد، که به درون کومه له نفوذ کرده بود و تا سطح کمیته ی مرکزی هم داشت پیش می رفت. خزعبلات نادر کیانی در نشریه ی جهان امروز، ارگان رسمی „حزب“ „کمونیست“ ایران چاپ می شدند. نادر کیانی زمانی که بعد از سال ها دادن اطلاعات خصوصی و تشکیلاتی کومه له به جمهوری اسلامی، توسط یکی از اعضای وابسته به سازمان زحمتکشان شناسایی شد. زمانی که او در یک کافی نت در شهر سلیمانیه ی کردستان عراق مشغول دادن اطلاعات تشکیلات کومه له به رژیم تروریست جمهوری اسلامی شناسایی شد و توسط اتحادیه ی میهنی، شاخه ی جمهوری اسلامی در کردستان عراق دستگیر شد و بعد از مدتی بدون کوچکترین مشکلی تحویل ایران داده شد. نادر کیانی تا امروز هر چند مدت یکبار ادبیاتی مشابه ادبیات کوشا شایان، کسی که به احتمال زیاد خود از افرادی است که به ایران رفت و امد دارد، را علیه من و دیگر کمونیست های جدی و انقلابی به کار می گیرد، با این تفاوت که نادر کیانی اطلاعاتی و مهره ی سوخته ی یک نظام فاشیستی اسلامیستی است و این شعبان بی مخ خود را کمونیست کارگری می خواند.

سازمان مرتجع و فاشیستی مزاحمین خلق هم دقیقا به همین سبک مخالفین خود را لت و پار می کرد. یکی از رفقا که سال ها در مجاهدین خلق بود تعریف می کرد که این سازمان اعضایی که „پرنیسپ“ های سازمانی (پرنسیپ های ضد بشری و ضد عقلانی) را زیر پا می گذاشتند، خلع سلاح کرده و او را در یک جا نگه می داشتند و هفتصد نفر روی او تف می انداختند. می گفت تعدادی از اعضای سازمان مرتجع و فاشیست مزاحمین خلق سر این مسائل خودکشی کردند.

برای من یک لمپن یک لمپن است، چه رهبر حزب کمونیست کارگری ایران باشد، چه شعبان جعفری که استخوان فعالین سیاسی را می شکست. لمپنیسم بخشی از سنت جمهوری اسلامی و نظام شاهنشاهی است که متاسفانه از طریق فرهنگ حاکم و حاکمان که انحصار „صنعت فرهنگ“ در ایران را در دست دارند، به درون احزاب موسوم به اپوزیسیون مثل حزب کمونیست کارگری و حکمتیست هم سرایت پیدا کرده است.

گزارش های روزنامه ی „کیهان شریعتمداری“ و „سایت اکام نیوز“ و „کومه له از درون“ در مورد فعالین سیاسی از جمله خود من را بخوانید و با این هذیان گویی فاشیستی این ادم شارلاتان کوشا شایان مقایسه کنید.

شرم اور است که سایت حزب حکمتیست این میزان از خزعبلات و اتهامات کثیف و پلیسی را علیه شخص من، منی که در جنبش کمونیست ایران در خارج از کشور برای معرفی سوسیالیسم و کمونیسم به توده ی مردم اروپایی بیش از هر کدام از اعضای رهبری این جریانات کوشا بوده ام، را پخش می کند.
در مورد پدرام نواندیش این دلقک بیسواد و انسان بیمار که این خزعبلات جنون امیز کوشا شایان علیه من را انتشار داده است، لازم است بگویم که کیس سکسیستی اش و به تباه کشاندن زندگی یکی از رفقای داخل که الان به خاطر برخوردهای سکسیستی و جنون امیز این مردک بی شعور بیمار، کمونیسم و فعالیت سیاسی را کنار گذاشته است، اگر لازم بدانم همه چیز را افشا میکنم. این رفیق ما امروز باهام تماس گرفت و خواهش کرد که این مساله را که هفت سال او را ازرده است، پخش نکنم، تا بیشتر از این زجر نکشد، اما اگر لازم باشد خود او پخش خواهد کرد. پدارم نواندیش خودش می داند که منظورم چه کسی است!!

به جای اتهام پراکنی پلیسی به طرف من و کسانی که مچتان را می گیرند، پلیس را در حزب خودتان پیدا کنید. همان پلیس هایی که اطلاعات دانشجویان ازادی خواه و برابری طلب و روابط گله گشاد شما را با رفقای داخل را لو دادند و باعث به تباهی کشاندن زندگی ده ها و صد ها نفر مثل ما شدند!

توده ی مردم جویای حقیقت خودشان قضاوت خواهند کرد. لجن پراکنی به دیگران از درون قصری که از تاپاله ساخته شده است، باعث می شود که تاپاله روی سرتان بریزد و خفه شوید! پس بهتر است به جای لجن پراکنی به من و امثال من، برای افکار عمومی روشنگری کنید که به چه دلیل عضو کمیته ی مرکزی تان به ایران „تردد قانونی“ دارد!!

تا این مساله را روشن نکنید، حتی یک فعال جدی داخل هم شما را جدی نمی گیرد!

حسن معارفی پور

خزعبلات این دلقک را در زیر بخوانید!

http://jahantelegraf.com/2018/04/04/ye-lompan-be-name-hasan-marefipor/

Advertisements

Kommentar verfassen

Trage deine Daten unten ein oder klicke ein Icon um dich einzuloggen:

WordPress.com-Logo

Du kommentierst mit Deinem WordPress.com-Konto. Abmelden /  Ändern )

Google+ Foto

Du kommentierst mit Deinem Google+-Konto. Abmelden /  Ändern )

Twitter-Bild

Du kommentierst mit Deinem Twitter-Konto. Abmelden /  Ändern )

Facebook-Foto

Du kommentierst mit Deinem Facebook-Konto. Abmelden /  Ändern )

w

Verbinde mit %s