!مظلوم نمایی و استفاده ی ابزاری حزب موقوف

فخری جواهری عضو کمیته ی مرکزی حزب حکمتیست شاخه ی رحمان حسین زاده است و سال هاست در تورنتوی کانادا، چه در دورانی که در محفل علی جوادی مشغول فعالیت بود و چه زمانی که این محفل به حزب حکمتیست اکثریت (اکثریت از لحاظ عددی) پیوست، به عنوان عضو یک عنصر فعال در اپوزیسیون فعالیت کرده و در بیشتر اکسیون های شهر تورنتو علیه جمهوری اسلامی با اسم و مشخصات خود شرکت داشته و دارد. این عضو کمیته ی مرکزی حزب حکمتیست اکثریت، چند روز پیش توسط اوباش حزب الهی وابسته به جمهوری اسلامی و طرفداران عبدالکریم سروش،( تئوریسین جانی جمهوری اسلامی، بنیان گذار انقلاب ضد فرهنگی اسلامی و یکی از عوامل اصلی پاکسازی دانشگاه های ایران از فعالین چپ و کمونیست و اندیشه های مترقی)، از ناحیه ی سر زخمی شد. من به شخصه بابت این مساله بسیار ناراحت شدم، که اعضای فعال اپوزیسیون، توسط اوباشان وابسته به رژیم ملعون و فاشیستی جمهوری اسلامی حتی در خارج کشور مورد ضرب و شتم قرار گیرند و امنیت جانی نداشته و ندراند.
ایشان به عنوان پناهنده ی سیاسی از طریق ترکیه به کانادا امده و انجا به عنوان پناهنده ی سیاسی هم پذیرش شده است، پس بازگشت ایشان به ایران و رفت و امدش بین ایران و کانادا لازم است برای هر فعال جدی سیاسی و نه الزاما کمونیست، جای سوال باشد. گرفتن پاس ایرانی برا ی رفت و امد به ایران خود یکی از مسائلی است که شدیدا سوال برانگیز است.
مساله یی که اینجا جای سوال جدی است، این است که فخری جواهری چگونه بعد از سال ها فعالیت سیاسی در خارج کشور و در احزابی که از نظر جمهوری اسلامی به عنوان نیروهای محاربه شناخته می شوند، می تواند به ایران رفت و امد قانونی داشته باشد، بدون اینکه مشکلی برای او پیش امده باشد.
چند تا هیپوتز وجود دارد:
الف. جمهوری اسلامی سر „عقل“ امده است و به شیوه های سابق مانند دهه ی شصت با مخالفین خود برخورد نمی کند و تحت تاثیر جنبش „اصلاح طلبی از درون نظام“ و گفتمان „گفتگوی تمدن ها“ های هابرماسی و خاتمی ایی قرار گرفته است.
این هیپوتز از ابتدا رد است، چون هم اکنون فعالینی همچون رامین حسین پناهی وابسته به باند عبداله مهتدی که یک جریان اصطلاح طلب پرو رژیم است و تنها برای ماموریت „تشکیلاتی“ به داخل ایران رفته بود، توسط این رژیم جنایتکار به اعدام محکوم شده است.
ب.
فخری جواهری در هنگام بازگشت به ایران، فرم توبه نامه امضاء کرده است و با نیروهای امنیتی جنایتکار جمهوری اسلامی تا حدودی همکاری کرده است.
این هیپوتز را تنها می توان زمانی ثابت کرد، که ما به داده های امنیتی یی که در سفارت و نزد نیروهای جانی رژیم در خارج کشور هستند، دسترسی پیدا کنیم و کل این داده ها را با دقت کامل بررسی کنیم، به همین خاطر این مساله فقط در حد حدس و گمان باقی می ماند.
ت.
حزب حکمتیست اکثریت از بالا گندیده است و یا این هیچ کنترل امنیتی ایی بر روی فعالینی که در سطوح رهبری حزب هم نفوذ کرده اند، ندارد.
یکی دیگر از هیپوتزهایی که به ذهن هر فعال جدی سیاسی و رادیکال می رسد، این است که حزب سیاسی ایی که، ادعای چپ ترین حزب کمونیستی و انقلابی ایران را دارد، اگر از درون نگندیده باشد، چطور می تواند اعضایی که به صورت „قانونی“ مشغول رفت و امد به ایران تحت حاکمیت هارترین نظام فاشیستی خاورمیانه، هستند را به سطح رهبری خود راه دهد. در اینجا از حزب حکمتیست رحمان حسین زاده درخواست می کنم که به صورت رسمی به این مساله پاسخ دهد!
اغلب احزاب سیاسی چپ و کمونیست (بخوانید جریانات اکسیونیست) که به هر مساله یی اویزان می شوند، تا با مظلوم نمایی و اکسیونیسم بی تاثیر، خودی نشان دهند، قبل از اینکه به درسرنا کردن اکسیون فکر کنند، لازم است در شرایط عضوگیری و … تجدید نظر کنند.

حسن معارفی پور
هایدلبرگ
03.04.2018

Advertisements

Kommentar verfassen

Trage deine Daten unten ein oder klicke ein Icon um dich einzuloggen:

WordPress.com-Logo

Du kommentierst mit Deinem WordPress.com-Konto. Abmelden /  Ändern )

Google+ Foto

Du kommentierst mit Deinem Google+-Konto. Abmelden /  Ändern )

Twitter-Bild

Du kommentierst mit Deinem Twitter-Konto. Abmelden /  Ändern )

Facebook-Foto

Du kommentierst mit Deinem Facebook-Konto. Abmelden /  Ändern )

w

Verbinde mit %s