رویکردی مارکسیستی به بلایای طبیعی !

حسن معارفی پور

آنچه در این مطلب به آن می پردازم رویکردی مارکسیستی به بلایای طبیعی مانند زلزله، آتشفشان، طوفان و غیره است. علیرغم تنفر شدید من از سران جنایتکار جمهوری اسلامی و علیرغم تنفری که از سرمایه داری به طور کل دارم، اما هیچگاه مسائل را با ابزار احساسات و نفرت بررسی نکرده و نخواهم کرد. در این مطلب هم تلاش خواهم کرد هر چند خلاصه به گوشه ی از حقایق در دنیای طبقاتی موجود اشاره کنم .

زلزله ی 6.2 ریشتری استان آذربایجان شرقی و شمار قربانیان و تلفات آن نشان داد که در بلایای طبیعی این نه خونخواران مفت خور و سرمایه دارن انگل صفت بلکه اکثرا طبقات پایین جامعه و اقشار زحمتکش قربانی هستند . این اولین بار نیست که حوادث و بلایای طبیعی و قابل کنترل جان انسان های محروم و طبقات تحت ستم جامعه را می گیرد و زندگی هزاران نفر را تا سطح نابودی عقب می راند . اینجا برای روشن تر شدن بحث مثالی را خواهم آورد تا با استناد به مدارک مستند ثابت کنم که در بلایای طبیعی نه ثروتمندان و سرمایه دارن مفت خور و بی خاصیت، بلکه غالبا طبقات پایین جامعه، کارگران و زحمتکشان هستند که قربانی می دهند .

کمتر کسی هست که فیلم تایتانیک را ندیده باشد یا در این زمینه مطلبی نخوانده باشد یا حداقل اسم ان را نشنیده باشد . کشتی تایتانیک یک کشتی بخار بزرگی بود که صد سال پیش یعنی 15 اوریل 1912 از بندر ساوتهمپتون انگلیس به طرف بندر نیورک در حرکت بود. این کشتی متاسفانه به دلیل برخورد با یک کوه یخ بزرگ (آیسبرگ) غرق شد و نزدیک 1725 نفر در این حادثه غرق شدند . از 2300 نفر سرنشین فقط 750 نفر نجات پیدا کردند. اما آنهایی که غرق نشدند چه کسانی بودند؟! شاید برای یک بیننده سطحی اندیش و احساساتی رویکرد طبقاتی به حوادث طبیعی مانند حادثه ی فوق خنده دار باشد، اما برای کسی که الفبای مارکسیسم و انسانیت را بداند، روشن است که در این حادثه قربانیان اصلی نه بورژواهای گردن کلفت با لایه شکم چربی به قطر نیم متر، بلکه اکثرن کارگران و مردم طبقه ی پایین جامعه بودند که امکان سفر لوکس و تجملی را نداشتند و در طبقه ی زیرین کشتی، یعنی کلاس 3 کشتی بودند . با توجه به آمارهایی که موجود است می توان دید که از بین غرق شدگان بیش از 65 درصد آن را افرادی تشکیل می دادند که در کلاس 3 کشتی قرار داشتند و جز فقیر ترین قشر جامعه بودند، کسانی که برای این سفر تنها 30 دلار پرداخت کرده بودند. طبقات بالای جامعه یعنی پولدارهای مفتخور که در کلاس 1 کشتی قرار داشتند و 4350 دلار پرداخت کرده بود، جزء اولین کسانی بودند که نجات پیدا کردند و تنها درصد بسیار کمی از این مفت خورها غرق شدند .

در حوادثی مانند زلزله ی بم و زلزله ی اخیر آذربایجان شرقی هم مانند حادثه ی کشتی تایتانیک، مردم محروم و طبقات تحت ستم جز اولین قربانیان بودند. سرمایه دارن مفت خور و آخوند های لجن مفتخور و سران اوباش رژیم اسلامی در منازل چند میلیارد دلاری در تهران و شهرستان ها زندگی می کنند و گوشت مرغ زهرمار می کنند و در حوادث طبیعی مانند زلزله این آدمکشان نه قربانی بوده و نه هستند و نه خواهند بود، بلکه تنها نظاره گر این وقایع دلخراش و قابل کنترل هستند و نه تنها جوابگو نیستند بلکه هر اعتراض به تلاش برای بهبود زندگی مردم و بالا رفتن سطح معیشت و امنیت جانی شهروندان و تلاش برای یک زندگی بهتر را با زندان و شکنجه و اوین و قزل الحصار و کهریزک پاسخ می دهند .
در این راستا سران جنایت کار جمهوری اسلامی به جای امداد رسانی سریع و کمک به زلزله زدگان به شیوه های ریاکارانه اشک تمساح می ریزند و امداد رسانی های ناچیزشان را تاخیر می کنند. تاخیر در امداد رسانی و برخورد های غیر مسئولانه ی یک عده چاقوکش، دزد و مافیای وابسته به حکومت اسلامی باعث خواهد شد که آمار تلفات بالا برود و کسانی که زیر آوارند جان خود را از دست بدهند .

بر همه روشن است که سرمایه داری ایران با آن میزان از امکانات و پول هنگفتی که از فروش نفت و پسته و قالی و مواد مخدر و غیره به دست می آورد، اگر مافیای کثافت مذهبی و یک عده دزد و آدمکش مانند خامنه ای و رفسنجانی و دیگر اوباش اسلامی در راس این حکومت نبودند و یک سیستم فاسد بانکی و دزدهایی مانند خاوری نبود، و اگر ثروت در این جامعه نه به صورت مساوی حتی به صورت جوامع غربی بین مردم تقیسم می شد و دولت بخشی از وظایف مانند نوسازی و غیره را بر عهده می گرفت و سرمایه داران خونخوار و آخوندهای مفت خور یک کم از دزدی هایشان کم می کردند، بدون شک زلزله ی 7 ریشتری هم نمی توانست تلفات آنچنانی بدهد .

در کشوری مانند ژاپن زلزله ی 7.4 ریشتری کمترین تلفات را می دهد اما در یک کشور غنی مانند ایران با زلزله ی 5 ریشتری هم تلفات جانی و مالی زیادی به دنبال خواهد داشت. بنابراین برخلاف تصورات یک عده مذهبی خشک مغز این نه کار خدا و طبیعت و نه سرنوشت مردم بلکه نتیجه ی سیاست های بورژوازی در بخشی از این کره ی خاکی است . الیگارشی قدرت در ایران که یک عده مافیای دزد و چاقوکش مذهبی بیش نیست هیچگاه در حوادث و بلایای طبیعی تلفات نداده اند و همانطور که گفته شد آنها در خانه های امن و ضد زلزله به سر می بردند یا در ویلاهای فصلی شان مشغول حال کردن هستند و مردم بسیاری از مناطق که بر روی کمربند زلزله خیز کره ی زمین قرار گرفته اند در خانه های کاهگلی یا منازلی با امنیت و دوام پایین در مقابل زلزله زندگی می کنند .

در آخر این مطلب می خواهم اشاره کنم که اگر سرمایه داری در غرب و برخی کشورهای سرمایه داری پیشرفته یک ذره امکانات در اختیار شهروندان قرار داده است، نه در نتیجه ی خوش قلبی سرمایه دارن فاسد و یا دولت های ناسیونالیست و محافظه کار حافظ وضع موجود، بلکه نتیجه خون دادن کمونیست ها و مبارزه ی طبقاتی کارگران و زحمتکشان علیه وضع موجود و تلاش بی وقفه برای بهبود زندگیشان بوده و هست. در این کشورها، هم هر میزان از رفاه، اگر چه بسیار ناچیز است و حقوق بیکاری و هزینه های سوسیالی اندک و تحقیر آمیز به شهروندان داده می شود، نتوانسته است فاصله ی بین دارا و ندار و پورشه سوار و کسانی که پول خریدن حتی بلیط یک روز قطار را ندارند، پر کند .

برخلاف تبلیغات عده ای مرتجع و مزدور و حافظ نظم موجود که سالها به بهانه ی شوروی به سوسیالیسم توپیدند و در بوق و کرنا کردند که کمونیسم مرده است و به این بهانه هرگونه مبارزه برای یک زندگی انسانی و برابر را تحقیر کردند، باید بگویم همان طور که کارل مارکس به همراه فردریش انگس در مانیفست کمونیست اعلام می کنند، تنها با کمونیسم است که فاصله طبقاتی به کلی از بین خواهد رفت و فاصله بین شهر و ده و دارا و ندار، فاصله ای که قرن ها وجود داشته از بین خواهد رفت. تنها با کمونیسم است که فاصله ی بین منطقه ی محروم و شمال شهر از بین می رود، تنها با کمونیسم است که زندگی میلیون ها انسان متحول میشود و از مالکان ابزار تولید سلب مالکیت می شود و تنها با سوسیالیسم و کمونیسم است که سرکوبگران جنایتکاری مانند خامنه ای و دیگر همکاران کثافتش سرکوب خواهند شد. همچنین باید اعلام کنم هر میزان از رفرم و نقاشی چهره منحط و ضد بشری کاپیتالیسم و هر میزان از خنده رویی سران مرتجع دولت های بورژوایی نمی تواند و نباید بتواند باعث توهم توده های کارگر و زحمتکش به نظام نابرابر سرمایه داری که خود بزرگترین قاتل جان کارگران و زحمتکشان است، بشود .

مرگ بر جمهوری اسلامی
زنده باد سوسیالیسم
13.08.2012

Advertisements

Autor: hassanmaarfipoor@gmail.com

Hassan Maarfi Pour, Poltischer Aktivist und Forscher des Marxismus حسن معارفی پور نویسنده ی مارکسیست و فعال سیاسی

Ein Gedanke zu „رویکردی مارکسیستی به بلایای طبیعی !“

Kommentar verfassen

Trage deine Daten unten ein oder klicke ein Icon um dich einzuloggen:

WordPress.com-Logo

Du kommentierst mit Deinem WordPress.com-Konto. Abmelden /  Ändern )

Google+ Foto

Du kommentierst mit Deinem Google+-Konto. Abmelden /  Ändern )

Twitter-Bild

Du kommentierst mit Deinem Twitter-Konto. Abmelden /  Ändern )

Facebook-Foto

Du kommentierst mit Deinem Facebook-Konto. Abmelden /  Ändern )

w

Verbinde mit %s