کوتاه در باره ی ترکیب کنگره ی سکولار دمکرات های ایرانی

22366618_10155715796682246_1320959150297889038_n

سکولار دمکرات های ایرانی یا ناسیونالیست های منزوی ایزوله و وطن پرست و پوپولیست!
تاکنون اسمی بی مسما تر از اسم „سکولار_دمکرات“ نشنیده ام. عده یی مشنگ از اینجا مانده و از انجا رانده که در خارج کشور کسی انان را نه به رسمیت می شناسد و نه جدی می گیرد، کسانی که نه از پشت لپ تابشان فراتر می روند و نه روی زمین سفت کاری می کنند. عده یی وطن پرست پان ایرانیست به اضافه چهار پنج تا چپول سرخورده از کمونیسم و کارگر، مجموعه یی شاعر که به جای شعر پرت و پلا می نویسند و می توانستند به جای ضایع کردن ورقه ی کاغذ و سیاه کردن صفحه ی اینترنت، با کمی آب دهان، شامپو یا صابون کارشان را تمام کنند و به جای „تجاوز به مغزها“، احساسات فروخفته ی جنسی خود را در قالب استمنا بیان کنند و به رهایی برسانند. مجموعه ی لابی و فاشیست ایرانی که به فاشیسم ان هم از جنس خونی و بیولوژیکی ان معتقدند و در اروپا پای منقل و بافور کپک زده اند و هر گاه می خواهند تنهایی و هیچ و پوچ بودن خود را به کنار نهند فیلشان یاد هندوستان کرده و خود را از نژاد اریایی و خون پاک و مقدس ایرانی معرفی می کنند. مجموعه ی سرخورده از اسپرم مقدس خانواده ی شاهنشاهی، تعدادی چپول بی سر و پای بی ارزش و رسوا که کشتی شان به گل نشسته و نه تنها کمونیسم را کارگری نکردند، بلکه کارگران را ضد کمونیستی کردند، اینها ترکیب „کنگره ی سکولار دمکرات“ های ایرانی بخوانید قهوه خانه ی سوسیال فاشیست های ایرانی است.
این فاشیست ها را باید رسوا کرد. اینها اغلب سناریو سیاهی، راسیست و مرتجع هستند و چهار پنج نفر شاعر و کمونیست رومانتیک مال جریانات کمونیسم کارگری که همواره دم از „کمونیسم دخالتگر“ می زدند، الان به لیسیدن چکمه ی این طیف راسیست و پان ایرانیست افتاده اند.
ثریا شهابی باید از خودش خجالت بکشد و به گذشته ی خودش تف کرده باشد که در این جمع پان ایرانیست و پان فاشیست شرکت کرده است.
همیشه کمونیسم کارگری را جریانی خرده بورژوایی و پلاستیکی می دانستم و دورانی که در این جریان بنا به هر دلیلی ان هم به مدت بسیار کوتاه فعالیت داشتم، همواره خط دیگری را نمایندگی می کردم. این را تمام کمونیست کارگری ها هم می دانند، بی دلیل نبود دو جریان کمونیسم کارگری پلنوم کمیته ی مرکزی را به مباحث شخ من اختصاص می دادند و همواره اعلام می کردند خطی که من نمایندگی می کنم در چارچوب „کمونیسم کارگری و حکمتیسم“ و غیره نیست. لازم به ذکر است که در بین نیروهای کمونیست کارگری کم نیستند کسانی که تمام مطالب من را قبول دارند، اما به خاطر ترس از برخورد رهبری باهاشون جرات لایک کردن این مطالب هم ندارند.

من این کمونیسم پلاستیکی را نمی خواهم. فعالیت و همکاری با فاشیست ها توهین به کرامت انسان یک انسان مترقی و کمونیست است. اگر کسی کمونیست باشد، با کله تو لجن فاشیسم شیرجه نمی برد.

حسن معارفی پور

Autor: hassanmaarfipoor@gmail.com

Hassan Maarfi Pour, Poltischer Aktivist und Forscher des Marxismus حسن معارفی پور نویسنده ی مارکسیست و فعال سیاسی

Kommentar verfassen

Trage deine Daten unten ein oder klicke ein Icon um dich einzuloggen:

WordPress.com-Logo

Du kommentierst mit Deinem WordPress.com-Konto. Abmelden /  Ändern )

Google+ Foto

Du kommentierst mit Deinem Google+-Konto. Abmelden /  Ändern )

Twitter-Bild

Du kommentierst mit Deinem Twitter-Konto. Abmelden /  Ändern )

Facebook-Foto

Du kommentierst mit Deinem Facebook-Konto. Abmelden /  Ändern )

w

Verbinde mit %s