در باره ی پراکسیس

فعالیت های سیاسی ایی که ما کمونیست ها و فعالین سیاسی جدی و رادیکال به صورت حرفه یی و نیمه حرفه یی و یا حتی اماتور در کنار فعالیت های شغلی و تحصیلی و غیره دیگر انجام می دهیم و بدون کمترین توقع مادی وقت و زمان خود را صرف ان می کنیم، از جانب بورژوازی هزار برابر قوی تر از ما از طریق استخدام کارمندان و مزدوران و حتی از طریق استخدام طبقه ی کارگر در مشاغلی که علیه منافع طبقاتی بلند مدت این طبقه است، از دوران اولین انقلابات بورژوایی و صنعتی انجام گرفته است و امروزه در سطح بسیار وسیع تر به پیش می رود و اگر سیاست برای ما به عنوان هدفی برای تغییر وضع موجود به نفع یک زندگی بهتر و انسانی تر در مناسباتی خارج از این نظام نگاه می شود، سیاست و فعالیت سیاسی برای مزدوران نظام به مثابه ی شغل و ماموریتی که که در مقابل پرداخت مزد، صورت می گیرد، نگاه می شود. بنابراین نباید زیاد غیر منتظره باشد که ما در میدان فعالیت تبلیغاتی و پراکسیس به بورژوازی خونخوار باخته اییم، چون همین بورژوازی از طریق تبدیل کردن سیاست به مشاغل حرفه یی و پرداخت مزد به طبقه ی کارگر به خاطر خیانت به منافع طبقاتی اش و یا سرکوب هم طبقه یی هایش، عملا جلو فعالیت عملی رادیکال و مستقیم توده یی را از ما گرفته است. روزنامه نگارانی که در رسانه های بورژوایی برای بورژوازی خونخوار و معلون پارس می کنند، پلیس هایی که تا دندان مسلح در مقابل تظاهرات کنندگان چپ و کمونیست باتوم و اسلحه ی سرکوب را به کار می گیرند، کارمندان دولتی و بروکرات ها، قضات و زندانبانی که هم طبقه یی های خود را حکم داده، محاکمه و زندانی می کنند، ارتشیانی که در جنگ ها به کله ی طبقه ی کارگر دیگر کشور ها شلیک می کنند، مدیران شرکت ها و سرکارگر ها که در ازای مزد استخدام شده اند، „روشنفکران“ ، مدرسین دانشگاه ها و مدارس و حتی مروجین مذهبی ایی که در ازای پول „علوم“ بورژوایی و ضد انسانی ترین فرمول های بهره کشی را به مردم یاد می دهند و یا مدفوع کثیف مذهب را به خورد مردم می دهند،  ووو اغلب از لحاظ جایگاه طبقاتی جزو طبقه یی محسوب می شوند، که به طبقه ی خود خیانت کرده اند. این خیانت نابخشودنی است. ما ناچاریم که در میدان مبارزه ی عملی با همه طبقه یی هایی که به ما خیانت کرده اند، وارد جنگ شویم. به قول بزرگترین رهبر کمونیست جهان لنین، ما تلاشمان در ابتدا بر اقناع این پفیوزهاست و در صورتی که اقناع نشوند، ناچاریم به اجبار اتکا کنیم.

در نهایت می توان گفت که انسان هایی که سیاست را نه یک سرگرمی برای پز دادن و یا وقت گذرانی و  نه یک شغل مزدوری و غیره بلکه به عنوان وسیله یی برای رسیدن به اهداف انسانی و انقلابی به کار می گیرند، در مقابل موج میلیونی مزدوران متخصص بورژوازی که به صورت تخصصی و اموزش دیده، مشغول مهندسی افکار توده ها هستند، مسلم است که ضعیف تر عمل می کنند، به ویژه در شرایطی که موج های ارتجاعی یکی پس از دیگری در سطح جهانی کثیف ترین اتهامات را روانه ی کمونیست ها می کنند و کمونیسم فوبیا را در سطح جهانی گسترش می دهند.

به قول ماکس وبر جامعه شناس میهن پرست لیبرال المانی، باید تفاوت زیادی بین کسانی که از سیاست می زیند و کسانی که برای سیاست زندگی می کنند قائل شد. پراکسیس انقلابی و پرولتری اگرچه به مراتب ضعیف تر از پراکسیس ارتجاعی و بورژوایی است، اما حقانیتش در تلاش بی وقفه برای رهایی طبقه ی کارگر و رساندن انسان ها به حق و حقوق واقعی و انسانی خودشان در چارچوب مناسباتی که بهره کشی انسان از انسان خاتمه می باید،  است. نباید از این وضعیت نا امید شد، باید برای تغییر کفه ی ترازو به نفع رهایی انسان از مناسبات مزدوری سرمایه داری به پراکسیس انقلابی و رادیکال کارگری بیش از پیش دامن زد و وقت زیادی را صرف فعالیت های فکری، تئوریک و سازمانی برای خنثی کردن تلاش های بورژازی در راستای مهندسی افکار کرد. نباید در دام تحلیل های هپروتی دمکراتیسم و پارلمانتاریستی افتاد و مساله ی اقلیت و اکثریت را مطرح کرد. اکثریت جاهل را باید کنترل و اگاه کرد، باید رهبری کرد. نباید در وارد دور باطلی که در نهایت طبقه کارگر بازنده ی ان خواهد بود، شد. طبقه ی کارگر از لحاظ حقوقی حق دارد که محصول کار و فعالیت ذهنی و جسمی خود را صاحب شود، این عمل با دمکراسی و پارلمانتاریسم و سیستم حقوقی و قضایی بورژوازی ممکن نیست، باید این سیستم را با پراکسیس انقلابی و ابزار اسلحه نابود کرد و هر مقاومتی را در هم شکست. در هیچ مناسبات طبقاتی در هیچ جای این کره ی خاکی حقوق انسان حفظ نمی شود، انسان ها تنها زمانی به حقوقشان می رسند که تمام دم و دستگاه دولتی بورژوایی که عملا مانعی بر سر راه رسیدن انسان به حقوقش هستند را نابود کرده باشند و در انجا تقسیم کار انسانی و خلاق را بر اساس تمایل و علاقه ی انسان و نه ناچار کردن انسان ها به انجام کار مزدوری در ازای پول، شکل داد.

انسان های انقلابی و جدی کسانی هستند که در ارتجاعی ترین دوران و در شرایطی که افق و چشم انداز ارتجاعی در جامعه حاکم است، با پراکسیس انقلابی در مقابل موج های ارتجاعی ایی از پراکسیس که بورژوازی در سطوح مختلف تولید می کند، به مقابله بر می خیزند و هیچگاه تسلیم شرایط موجود نخواهند شد.

در مورد پراکسیس

پراکسیس از نقطه نظر من فعالیت اگاهانه ی عملی و تئوریک در راستای ساختن جهان مادی توسط خود انسان و با ارداده ی خود انسان بیش نیست. این که اراده گرایی محض نمی تواند به پراکسیس „عقلانی“ دامن بزند و همیشه به نتیجه ی از پیش تعیین شده برسد امری روشن است، اما وجود پراکسیس انسانی به مثابه ی عنصر فعال برای تغییر و پیشبرد جامعه همیشه در تاریخ مبارزه ی طبقاتی از دوران بردگی تاکنون وجود داشته است و این عنصر فعالیت عملی انسانی و عنصر فعالیت ذهنی بوده اند که در یک رابطه ی دیالکتیکی با هم دیگر قرار داشته و جامعه را به پیش برده اند. پراکسیس مورد نظر مارکسیسم از این منظر خود را از اگاهی سوبژکیتو کانت و  روح هگل جدا می سازد. به تعبیر مارکس انسان محصول شرایط اجتماعی عصر خویش است ولی تغییر همین شرایط با عنصر پراکسیس انسانی صورت می گیرد و این تغییر نمی تواند تنها تغییراتی ذهنی باشد، از همین زاویه می توان گفت که تئوری و پراکسیس برای مارکس کاملا در هم تنیده اند. پراکسیس انسانی تئوری را تولید می کند و تئوری انقلابی پراکسیس انقلابی را شکل می دهد.

یک خاطره در مورد مفهوم پراکسیس

در یک جریان سیاسی من و رفقایی که صاحب یک خط و سبک سیاسی مشترک بودیم، بارها متهم شده بودیم که ما صرفا ادم های „تئوریک“ بدون پراتیک هستیم. در یک جلسه ی بزرگ من هم کسانی که اتهام سخیف را به طرف من و دیگر رفقا وارد کرده بودند، به سخره گرفتم و اعلام کردم که مقصود شما از پراتیک، برداشتن کیسه سیمان های سنگین از یک محل به محل دیگر و درست کردن عصای کوردی (گوچان) است. گفتم هر کس بیشتر گوچان درست کرده باشد، از منظر شما پراتیک بیشتر داشته است. برداشت های کودنانه از مفاهیم پیچده و علملی مارکسیستی متاسفانه بخشی از هویت چپ های وطنی را شکل می دهد. باید چپ وطنی حسابی خانه تکانی کند و خود را از شر تحلیل های صد من یک غاز رها کند. چسپیدن به فرمالیسم و فراموش کردن ماهییت، جزئی جدایی ناپذیر از معضل چپولیسم در سطح جهانی و به ویژه ایران است.

حسن معارفی پور

 

Autor: hassanmaarfipoor@gmail.com

Hassan Maarfi Pour, Poltischer Aktivist und Forscher des Marxismus حسن معارفی پور نویسنده ی مارکسیست و فعال سیاسی

Kommentar verfassen

Trage deine Daten unten ein oder klicke ein Icon um dich einzuloggen:

WordPress.com-Logo

Du kommentierst mit Deinem WordPress.com-Konto. Abmelden /  Ändern )

Google+ Foto

Du kommentierst mit Deinem Google+-Konto. Abmelden /  Ändern )

Twitter-Bild

Du kommentierst mit Deinem Twitter-Konto. Abmelden /  Ändern )

Facebook-Foto

Du kommentierst mit Deinem Facebook-Konto. Abmelden /  Ändern )

Verbinde mit %s