گزارشی از کنفرانس شبکه ی آنتی راسیستی استان بادن ورتمبرگ

گزارشی از کنفرانس شبکه ی آنتی راسیستی استان بادن ورتمبرگ
روز شنبه 28.01.17 شبکه ی آنتی راسیستی بادن ورتمبرگ، در ادامه ی فعالیت های سیاسی خود در زمینه ی مبارزه با راسیسم و فاشیسم، کنفرانسی را در شهر کارلسروهه ی المان برگزار کرد که در ان فعالین سیاسی چپ و کمونیست، انارشیست، فعالین اتحادیه های کارگری، وکلای مدافع حقوق پناهندگی، پناهجویان و در مجموع شبکه یی از انسان های مبارز آنتی راسیست، در این استان در ان شرکت کردند.
شبکه ی آنتی راسیستی که زیر عنوان همبستگی برای همگان، سیاست های ضد انسانی و کاسبکارانه ی دولت های اروپایی در زمینه ی مسائل پناهندگی را به انتقاد تند می بندد، در ماه های اخیر چندین کمپین بزرگ، اکسیون اعتراضی و تظاهرات را در شهرهای مختلف المان از جمله هایدلبرگ سازمان داده است. این شبکه متشکل از گروه های مختلف چپ و رادیکال است، که از زاویه ی نقد سیاست های پناهندگی به نقد سیاست های راسیستی، ضد انسانی، فاشیستی و تبعیض امیز دولت ها، احزاب و جنبش های اجتماعی راست و مناسبات بورژوایی می پردازند. برزگترین تظاهراتی که این شبکه در ماه های اخیر سازمان داد، تظاهرات بزرگ علیه سیستم کنترل زندگی پناهجویان،طبقه بندی پناهجویان بر اساس کشورهایشان، طبقه بندی پناهجویان به پناهجویان به درد بخور و قابل استثمار و پناهندگان به درد نخور، دیپورت پناهجویان ووو در شهر هایدلبرگ در یک اکتبر سال 2016 بود، که در این تظاهرات من به نمایندگی از پناهجویان چندین سخنرانی و مصاحبه ی مطبوعاتی انجام دادم.
روز گذشته شنبه 28.01.2017 کنفرانس شبکه ی انتی راسیستی به عنوان یکی از حرکات اعتراضی برگزار شد و در ان سخنرانی هایی راجع به وضعیت کلی پناهندگی، راهکارهای چپ، شیوه ی برخورد به مساله ی پناهندگی، راسیسم، رهایی پناهجویان به عنوان بخشی از طبقه ی کارگر جهانی از مناسبات سرکوبگرانه و تبعیض امیز بورژوایی، مسائل حقوقی، نقض حقوق انسانی پناهجویان در المان با قوانین قرون وسطایی، قانون های مزخرف و انسان ستیزانه یی که زیر نام قانون انتگریشن و ادغام تبلیغ می شوند و در واقع چیزی جز درست کردن یک زندان سر باز برای پناهجویان نیست، طبقه بندی پناهجویان، نئولیبرالیزه کردن قوانین پناهندگی، وضعیت طبقه ی کارگر در المان، برخورد تشکل های کارگری به مساله ی پناهندگی، ضرورت اتحاد طبقاتی بین پناهجویان و طبقه ی کارگر المان و روشنگری و افشاگری و سازماندهی انقلابی برای حاشیه یی کردن راست افراطی و فاشیسم و ده ها مورد دیگر بحث و گفتگو شد.
در طول این بحث و گفتگوی سخنرانان، من چندین بار به نمایندگی از گروه پناهندگی „سپیس“ در شهر هایدلبرگ و به نمایندگی از پناهجویان نقدهای تندی به برخوردهای پوپولیستی و ضد مارکسیستی چپ موجود به مساله ی پناهندگی و اومانیسم بورژوایی، به گرایشات انارشیستی و اتوپیستی که به دنبال تغییرات کوچک هستند و همچنین نقد های تندی به سیاست های شبه فاشیستی دولت های اروپایی، دمکراسی پارلمانی، سرمایه داری به طور کل و راهکارهای بورژوایی و پارلمانی برای عبور از سرمایه داری مطرح کرده و به صورت قاطع و روشن اعلام کردم که رهایی انسان مدرن از چنگال سرمایه داری خونخوار، از خطر فاشیسم، از خطر جنگ های نیابتی، به اگاهی طبقاتی و سازمان یابی طبقه ی کارگر برای در هم شکسن ماشین دولتی بورژوازی و به زباله انداختن دمکراسی پارلمانی و بازگرداندن هویت انسان به خود انسان گره خورده است. در همین راستا اعلام کردم که نقد ما به گلوبالیزیشن و جهانی شدن، نه از زاویه ی نقد چپ پوپولیست و ناسیونالیست عقب مانده و اتوپویست، انچه که برخی از سخنرانان هم نمایندگی می کنند، بلکه از زاویه ی کاملا انقلابی و رادیکال کمونیستی است. اعلام کردم که بازگرداندن چرخ های جامعه به ماقبل سرمایه داری جهانی و توهم دولت–ملت را در سر پرواندن، اگر توهمی ابلهانه نباشد، شیادی ایی بیش نیست، که چپ پوپولیست به ظاهر اتوپوپیست و اومانیست را تا مرز فاشیسم و بازگشت به سلطنت مطلقه به قهقرا می برد. در همین راستا بود که حاضرین در سالن را به بحث های مارکس در مورد نقش استعمار در پیشبرد جوامع بربری و عقب مانده به طرف سرمایه داری، علیرغم اهداف کثیف و خبیث استعمارگران، در ان دوران و توسعه ی سرمایه داری به عنوان یک گام به پیش در مقابل سلطنت مطلقه و فئودالیسم و همچنین به کتاب امپریالیسم بالاترین مرحله ی سرمایه داری لنین ارجاع دادم که در ان سرمایه داری انحصاری را از سرمایه داری رقابتی از لحاظ تاریخی „مترقی“ تر می نامد،رجوع دادم.
در ادامه ی بحث ها به نئولیبرالیزه کردن اقتصاد در بعد جهانی و در دوران سرمایه داری جهانی و جهانی سازی اشاره کردم و اعلام کردم، که مساله ی پناهندگی به عنوان یک صنعت نان اور برای بورژوازی جهانی، به خاطر سوء استفاده از نیروی کار ارزان و خاموش، خارج از دیگر مسائل اقتصادی و سیاسی نیست. به همین خاطر ما در المان مشاهده می کنیم که پزشکان و متخصصین سوریه یی و ایرانی و غیره که زیر نام پناهنده امده اند، یا به دلیل حاکم بودن فضای جنگی در کشورشان پناهجو شده اند، بدون کمترین مشکلات به عنوان پناهنده پذیرفته شده و سریعا وارد بازار کار می شوند، از طرف دیگر پناهجویانی که از لحاظ پرسپکتو و شغلی به نفع بورژوازی خونخوار المان نباشند، مانند پناهجویان افغان که اغلب به خاطر حاکم بودن فضای جنگی در سال های اخیر امکان ورود به مدرسه و دانشگاه را نداشته اند،همواره در معرض خطر دیپورت هستند و به راحتی دیپورت می شوند. انجا اشاره کردم که بورژوازی و قوانین بورژوایی و بیانیه ی حقوق بشر و کنفوانسیون ژنو و سازمان های حقوق بشری بورژوایی از نقطه نظر من به دلیل نگاه کردن به جهان از پشت عینک بورژوازی و از زاویه فرد بورژوا و تلاش برای ارائه ی کمک های به اصطلاح انسان دوستانه، ضمن اینکه خدمات این نیروها شدیدا تحقیرآمیز و از موضع بالاست، همراه دولت های اروپایی مدافع حقوق بشر، خود بزرگترین ناقضان حقوق انسان هستند، در عمل برای حفظ ساختار و مناسبات ضد انسانی سرمایه داری است. اشاره کردم که ما با اتکا به این قوانین راسیستی و ضد انسانی و بورژوای به هیچ وجه نمی توانیم بشریت را به رهایی برسانیم، به همین خاطر ناچاریم مسیرهایی را در پیش بگیریم، که نه از چارچوب های تنگ حقوقی بورژوایی می گذرند و نه از زاویه ی فرد بورژوا و بورژوازی به جهان می نگرند، بلکه مسیری که از نظر این سازمان ها و دولت ها فراقانونی و ممنوع است. مسیر انقلاب برای در هم کوبیدن سیستمی که بر اسثتمار نیروی کار انسان و بهره کشی انسان از انسان بنا نهاده شده است. اعلام کردم که فاشیسم در یک قدمی ماست و اگر ما امروز نجنبیم بی گمان فردا دیر است، چون فاشیسم راهکارهای بسیار ساده ارائه می دهد و مردم ساده لوح، که از عدم اگاهی طبقاتی رنج می برند، اگرچه ممکن است از لحاظ طبقاتی به طبقات تحت ستم تعلق داشته باشند، اما در نهایت مغلوب فاشیسم می شوند و خود به سیاهی لشکر فاشیسم علیه هم طبقه یی های خود تبدیل می شوند.
در مورد نئولیبرالیزه کردن اب اشامیدنی در کشوری مانند ترکیه، نئولیبرالیزه کردن پزشکی و تلاش برای بازگرداندن شهریه های دانشجویی ابتدا برای دانشجویان خارجی و سپس برای المانی ها در‌المان هم صحبت هایی ارائه دادم و اعلام کردم، که راهکار مبارزه با سرمایه داری چه سرمایه داری رفاهی و چه نئولیبرال و افسارگسیخه، نه رجوع به چپ پوپولیست و توهم بازگشت به اندیشه های کینز و نه افتادن به دام تبلیغات فاشیستی راست افراطی است، بلکه راهکار روشنگری وسیع رادیکال، سازماندهی وسیع طبقاتی، اعتصابات پی درپی سراسری با اهداف و انگیزه های سیاسی مشخص و روشن و با مطالبات انقلابی و سوسیالیستی و در نهایت طغیان و قیام توده یی برای کنترل صنایع و بانک ها به نفع طبقه ی کارگر و انقلاب سوسیالیستی به رهبری این طبقه است.
همچنین گفتم دوران بازی با کلمات و پنهان شدن پشت کلمات برای ترس از اینکه مبادا مردم از کمونیسم برمند، به سر رسیده است، حتی دلقک ها و بازیچه های دست بورژوازی و سکسیسم موجود، چون مدونا هم امروزه از مارکس و ضرورت رجوع به مارکس صحبت می کنند، ما نباید اجازه دهیم که پوپولیسم راست با قائم شدن پشت مارکس و انقلاب و غیره یک بار دیگر مبارزه ی طبقه ی کارگر برای به زیر کشیدن بورژوازی را به مسیر ضد انقلابی ببرد. ما این اجازه را نباید به انان بدهیم. چه باید کرد؟ همان چیزی که من مکررا اشاره می کنم! باید بجنبیم قبل از اینکه به دامن طاعون فاشیسم بیفتیم.
حسن معارفی پور
29.02.17 هایدلبرگ

Advertisements