درباره ی مبارزه ی مسلحانه

درباره ی مبارزه ی مسلحانه

رفیق امین قضایی در روزهای اخیر مقاله یی در مورد ضرورت مبارزه ی مسلحانه نوشته است، که من ضمن تایید کلی نفس بحث انتقاداتی به ان دارم. مبنا قرار دادن یک نیروی مرتجع مانند پژاک که خود محصول توافق شاخه هایی از جمهوری اسلامی و پ ک ک بوده و هست، برای مبارزه ی مسلحانه توسط امین از نقطه نظر من نادرست است. مساله ی دیگر این است که پژاک حتی از نیروهای سنتی ناسیونالیسم کرد به مراتب عقب تر است و بارها و بارها پشتک های سیاسی زده و به دامن سپاه پاسدارن، اسلام شیعی و جمهوری اسلامی افتاده است. دفاع امین از روژئاوا علیرغم بند و بست های پیاپی و مکرر سران ی پ گ و ی پ ژ با قدرت های بزرگ جهانی و منطقه یی و بازی بین روسیه و امریکا و غیره. بی موضعی روژئاوا در مقابل جمهوری اسلامی و امتیاز دادن نیروهای روژئاوا به دیکتاتور جلادی مانند بشار اسد. استقرار مقرهای حکومت مرکزی بشار اسد در پایتخت روژئاوا. تغییر نام روژئاوا به شمال سوریه از طرف پ ی د و عقب نشینی های مکرر استراتژیک و تاکتیکی. نداشتن برنامه ی منسجم تئوریک و گیج زدن تئوریک بین راست و چپ، انارشیسم و ناسیونالیسم، مذهب و عشیره گرایی. تلاش برای سیهم کردن عشایر در قدرت سیاسی و فرستادن هیئت پیش عشایر منطقه ی روژئاوا ووو مسائلی هستند که از دیدگاه بسیاری از مدافعان روژئاوا دیده نمی شوند و به دلیل عدم اطلاعات دقیق از وضعیت روژئاوا موضع گیری عجیب غریب می کنند. این مساله در میان نیروهای چپ اروپایی بسیار فاحش تر است.

در مورد پژاک

پژاک از نظر من یک نیروی رهایی بخش حتی از شکل رهایی بخش ملی نیست، بلکه یک سازمان مرتجع، سناریو سیاهی، عقب مانده، مشکوک، متوهم به جمهوری اسلامی، ضد رهایی و لمپنیستی است.
پژاک محصول شرایط اجتماعی وِیژه یی در کردستان است. این شرایط در واقع چیزی جز توهم به اصلاح رژیم از درون نیست. پ ک ک به عنوان مادرخوانده ی پژاک خود سال های سال زیر اتوریته ی جمهوری اسلامی به صورت قانونی در شهرهای شمال کردستان ایران، به صورتی سازمانی درون یک سازمان دیگر در دل سپاه پاسداران، تروریست ترین و وحشی ترین و فاشیست ترین نیروی سیاسی نظامی درون نظام جمهوری اسلامی، فعالیت می کرد و هم اکنون پ ک ک هیچ گونه مشکل استراتژیک با جمهوری اسلامی نداشته و ندارد. پژاک البته ابزار گرفتن امتیاز پ ک ک از جمهوری اسلامی است و هر گاه احساس کند جمهوری اسلامی پیشروی می کند، پ ک ک در مرزهای کردستان ایران چهار تا گریلای پژاک را فرستاده و با خالی کردن چند تا خشاب گلوله، حضور خود را در منطقه نشان می دهند و همزمان اعلام می کنند که شعله های“مبارزه ی مسلحانه“ را روشن نگه داشته اند.
تاکید اصلی پژاک در سال های اخیر نه بر مبارزه ی مسلحانه برای سرنگونی جمهوری اسلامی، بلکه بر گسترش ادبیات کوردی و مبارزه ی مدنی و غیر سیاسی درون خود نظام و زیر سایه های این حکومت بوده و هست. پژاک تلاش کرد که اسم مغازه ها در کردستان ایران و مناطق کردنیشن به اسامی کوردی تغییر داده شود، نشریات و مجلات کوردی منتشر شود، در مناطق کورد نشین درختکاری شود و غیره. همه ی این مسائل به خودی خود مثبت است، اما افق ارتجاعی و ضدانقلابی این سازمان مرتجع، افق ناسیونالیستی و توهم امیز ان به جمهوری اسلامی، همیشه مقدم بر تلاش های تاکتیکی و نظامی در مناطق مرزی بوده است. اینکه ایا پژاک یا پ ک ک در لو دادن فعالین داخل کشور خود به نیروهای جمهوری اسلامی دست داشته اند یا نه، فعلا برای من مشخص نیست، اما در این زمینه شایعاتی توسط طرفداران سابق خود پژاک و پ ک ک در کردستان پخش شده است و تبلیغاتی که این نیروها در مورد زندانیان سیاسی سمپات خود داشته اند، تا حدود زیادی سر نخ دادن به جمهوری اسلامی بوده و هست. جنایت کاری رژیم جمهوری اسلامی در اعدام مخالفین سیاسی را نباید از نظر دور دانست.
خلاصه ی کلام این است. سرنگونی رژیم جهل و ترور جمهوری اسلامی در نهایت از کانال مبارزه ی مسلحانه می گذرد، کسی که این را رد می کند یک تبهکار است و کسی که این مساله را نمی فهمد و به سبک پست مدرن های پفیوز و لاشی معتقد است که بربریت و توحش اسلامی جمهوری اسلامی یک اقدام فئودالی نیست، بلکه مدرنیزه کردن اسلام است، نه تنها انسانی مترقی نیست، بلکه مرتجعی است که به حزب اللــــــه و اسلام سیاسی خدمت می کند.
اینکه نیروهای سیاسی چپ و کمونیست در شرایط فعلی امکان دست بردن به اسلحه برای سرنگونی نظام جمهوری اسلامی را ندارد، مساله ی روشنی است، اما نیرویی که اعلام کند دوران مبارزه ی مسلحانه به سر رسیده است و ما باید مشغول فعالیت مدنی برای به قناعت رساندن سران جمهوری اسلامی برای پذیریش دگراندیشان باشند، برای من تفاوت ماهوی و طبقاتی با رژیم خونخوار جمهوری اسلامی ندارند.

ما باید این مساله را هر روز بیشتر از قبل تاکید کنیم، که چپ و کمونیست جامعه در مرحله ی نهایی باید دست به اسلحه ببرد و با اسلحه جواب سرکوبگران را بدهد. انحصار بهره گیری از اسلحه در تمام سیستم های به اصطلاح دمکراتیک در همه جای این کره ی خاکی وجود دارد و خلع سلاح توده ی مردم و واگذاری اسلحه و ابزار سرکوب به دولت، بخش جدایی ناپذیری از پدیده ی „دولت-ملت“ است. ما کمونیست ها اعلام می کنیم که ابزار سرکوب نباید انحصاری باشد و تمام شهروندان جامعه باید امکان دفاع مسلحانه از خود را در صورت تعرض یک نیروی سیاسی به انان و در صورت نقض حقوق شان از جانب افراد دیگر را داشته باشند. حق دفاع از خود در مقابل تعرض „قانونی“ یا غیر قانونی دیگران، باید حق مسلم هر شهروند در جامعه ی مورد نظر ما باشد، البته ما زمینه های تعرض را در جامعه ی اتی به کلی از بین خواهیم برد.

به همین خاطر باید گفت که برای براندازی جمهوری جهل و جنایت جمهوری فاشیست اسلامی، باید از راهکار مبارزه ی قهرامیز انقلابی بهره گرفت و دست به اسلحه برد و پز دادن های نیروهای مرتجع دمکرات شده که با نشخوار ادبیات اصلاح طلبان حکومتی و پاسیفیست های اروپایی، تمرین دمکراسی می کنند و در رسانه های تروریست پرور و مدافع تروریسم دولتی حاضر می شوند، تا خزعبلات کثیف و ضد انقلابی خود را به مغز توده های منتقل کنند را باید متوقف کرد و با این ایدئولوژی های کثیف و ضدبشری در سطح عظیم مخالفت کرد.

نباید گول دغلکاری های بورژوازی خونخوار و نیروهای بورژوایی و مدافعین وضع موجود که خود را به شکل منتقد دراورده اند، را خورد و اعلام کرد که مساله ی در شرایط فعلی دمکراتیزه کردن جمهوری اسلامی از راه های مسالمت امیز است. کسانی که به دنبال هر گونه تغییر بنیادین هستند، کسانی که به دنبال رهایی ابدی از چنگال توحش و بربریت مدرن سرمایه داری هستند، نمی توانند راهکارهای پوپولیستی، رفورمیستی، پست مدرنیستی، پسااستعماری و غیره را توصیه کنند. مساله ی ما با ماشین سرکوب بورژازی مساله ی دمکراتیزه کردن این ماشین سرکوب نیست، بلکه مساله براندازی شلاقی است که با ان اکثریت مردم سرکوب می شوند، به هیمن خاطر در کنار در هم شکستن ساختار دولتی بورژوازی و از میان برداشتن انحصار سرکوب در نتیجه ی یک مبارزه ی مسلحانه، باید شدیدا با پاسیفیسم بورژوایی که این روزها زیر نام تزهای جامعه شناختی توسط گیدنز ها و هابرماس ها و غیره به خورد توده ی دانشجو و غیر دانشجو می رود رفت.

ماشین سرکوب و توحش سرمایه داری قابل اصلاح نیست، باید این ماشین را در یک تحول انقلابی و رادیکال با ابزار اسلحه ی پرولتاریا به زیر کشید و هر گونه مقاومت ضد انقلابی را با شکل انقلابی و با بهره گیری از اسلحه در هم شکست. کسانی که اعلام می کنند مبارزه ی مسلحانه و انقلاب خشونت است، در واقع از شلاق خشونت و توحش بورژوازی لذت غریبی می برند و ماندگاری توحش را به نفع خود ارزیابی می کنند. اما هدف ما نابودی این سیستم و این شلاق و بردگی است.

ما از ابزار مبارزه ی مسلحانه در شرایط ویژه بهره می گیریم و ترسی از بیان ان هم نداریم. بگذار این لیبرال های پفیوز مدافع وضع موجود برای خود بع بع کنند. قهر ضد انقلابی را باید با قهر انقلابی در هم شکست و به قول لنین انقلاب چیزی جز درهم شکستن خشونت سازمان یافته ی دولتی نیست. ما این خشونت سازمان یافته ی دولتی را با سازمان مسلح حزب کمونیستی طبقه ی کارگر در هم خواهیم کوبید.

حسن معارفی پور