کوتاه در باره ی آنارشیسم

کوتاه در باره ی آنارشیسم

به مرور زمان متوجه شدم که سخت ترین کار زندگی کار کردن با چپول های انارشیست و پست مدرن است که در زندگی تنها یک چیز را فهمیده اند و ان این است که مثل گاو و گوسفند با هم دیگر در خونه های اشتراکی و کثیف غیر قابل تحمل، زندگی کنند و زباله ی کنار خیابان را جمع اوری کنند و بخورند و شیشه ی مک دونالد را بشکنند. تمام جنبش های انتی فاشیستی المان را می توان با یک نقد رادیکال مارکسیستی برای همیشه از میدان به در کرد و با نوشتن یک برنامه ی منسجم انقلابی متلاشی کرد، چون این ها جنبش نیستند، بلکه همچون حباب های روی اب هستند که اعضایشان در یک مقطع از زندگی به خاطر داشتن وقت زیاد و نداشتن سرگرمی و رد هر نوع „اتوریته“ به هیپی گری انارشیستی تمایل پیدا کرده و هیپیسم و سیاست را با هم اشتباه گرفته اند. در همین راستا جریانات انارشیستی از تلاش برای بحث و گفتگو بر سر برنامه ی مشترک حذر می کنند. فعالین این جنبش ها اغلب خرج و مخارج رفت و امد به دانشگاه و مدرسه اشان را از خانواده و یا نهادهای دولتی می گیرند و به ندرت کسی در بین انان پیدا می شود، که در زمان فعالیت های به اصطلاح سیاسی اش به کار و فعالیت مولد و یا کتابخوانی و غیره مشغول باشد. اغلب این ادم ها همچون گربه های خانگی در یک پروسه یی از زندگی انارشیستی اجتماعی شده اند و بعضا سکس گروهی و تن فروشی „مردان“ “ الترناتیو“ را مترقی می دانند و رهایی زن را اینگونه می بینند که زنان هم بتوانند تن مردان را با پول بخرند. این گروه های لمپنیستی و این قشر لمپن پرولتاریا که مارکس انان را زیر نام خطرناک ترین طبقه ی نام می برد، نه تنها به پیشرفت انقلاب خدمتی نکرده و نمی کنند بلکه می توان گفت که همیشه دشمنان طبقه ی کارگر برای رسیدن به قدرت هستند. فراموش نکنیم در طول تاریخ این کمونیست ها بودند که همواره انارشیست ها را حمایت کرده اند، اما انارشیست ها در خیانت به کمونیست ها از هیچ کثافت کاری فروگذار نبودند. قیام ضد انقلابی و ضد کمونیستی کرونشتات به همکاری امپریالیسم خارجی و با مزدوری انارشیست ها برای امپریالیسم غرب و دولت فرانسه صورت گرفت.

در بین انارشیست های پفیوز المانی یک نفر را نمی شناسم که جرات داشته باشد، اعلام کند که انارشیست است و همیشه اعلام می کنند که اونا خودشان را چپ می دانند ولی موضع مشخصی نمی گیرند. در شش سال فعالیت سیاسی ام در المان تاکنون یک انارشیست دیده ام که ذره یی مطالعه ی انارشیستی داشته باشد و با انارشیست ها اشنا باشد.
هر بزی که بع بع کرد و از گله فرار کرد را نباید انقلابی خواند. انارشیسم هیچ سنخیتی با انقلابی گری کمونیستی ندارد. انارشیسم لمپنیسم محض است. انارشیسم برای بورژوازی از شام شب ضروری تر است. کمونیسم جنبش غریزی و غریزه ها نیست. کمونیسم جنبش اگاه طبقه ی کارگر برای براندازی سلطه ی بورژوازی و حاکم کردن سلطه ی پرولتری و شکستن پوزه ی سرکوبگرانی است که تاکنون از خون دیگران تغذیه کرده اند. هر بزی سلطه ی طبقه ی کارگر را قبول نکند و اعلام کند، هر نوع سلطه یی را در هر شرایطی رد می کند، مستقیما به اسیاب بورژوازی اب می ریزد. انارشیسم ربطی به انقلابی گری ندارد. باید این جنبش لمپنیستی را منزوی کرد و پرچم سرخ کمونیسم و طبقه ی کارگر را به پرچم عمومی جنبش های مترقی و رادیکال تبدیل کرد. رهایی بشر در گرو رهایی طبقه ی کارگر است و رهایی طبقه ی کارگر با رد تمام اشکال سلطه امکان پذیر نیست، بلکه با درهم شکستن انقلابی ماشین دولتی بورژوازی و الغای مالکیت خصوصی بر ابزار تولید و اجتماعی کردن تولید ممکن است. دیکتاتوری پرولتاریا و سوسیالیسم، دولت پرولتری و حاکمیت و سلطه ی ستم کشان و سرکوب شدگانی که قرن ها مورد استثمار قرار گرفته اند، الترناتیو بورژوازی است نه لمپنیسم و زندگی در سوراخ های چند نفره و خوردن زباله و لجن به صورت گروهی.
طبقه ی کارگر یک طبقه ی مدرن است و هیچ تمایلی به زندگی پرمتیو و عقب مانده و پوشیدن لباس های مندرس و تغذیه ی ناسالم نباید داشته باشد.
طبقه ی کارگر پرنسیپ های بورژوایی که در خدمت بشر امروز نیستند را خواهد شکست و اصول و پرنسیپ های جدید را تعریف خواهد کرد.
بگذار انارشیست ها و لیبرال ها بع بع کنند و اعلام کنند که دیکتاتوری پرولتاریا خشونت دولتی است. بگذار انها فردگرایی لمپنیستی شان را تبلیغ کنند و سلطه ی طبقاتی و جمعی را انکار کنند، ما کمونیست ها هر زباله یی که مانع رسیدن طبقه ی کارگر و بشریت به رهایی باشد را با قهر انقلابی از سر راه بر خواهیم داشت و هر مقاومت ضد انقلابی، ارتجاعی، ضد کمونیستی و ضد کارگری ایی را با قهر انقلابی و با اسلحه ی نقد و نقد اسلحه در هم خواهیم کوبید.

حسن معارفی پور

Advertisements