مقاله یی از دیوید گربر در باره ی کارهای سرکاری با توضیحاتی از من

https://meidaan.com/archive/20656
علیرغم اینکه شدیدا با ایدئولوژی انارشیستی که از نظر من شدیدا ضد دمکراتیک و بعضا لمپنیستی است، مخالفم و انارشیسم را تنها توهمی پوچ و خیالبافی رمانتیک و صوفی مسلکانه برای تغییر جهان می دانم، اما این مقاله ی دیوید گربر و کتاب های او در زمینه ی انسان شناسی و از منظر انسان شناسی جز بهترین تحقیقات هستند. متاسفانه یکی از بزرگترین مشکلات انسان شناسی در تمام جهان حاکم بودن „استفراغ“ پست مدرنیستی و „نسبی گرایی فرهنگی“ بر متدلوژی انسان شناختی عصر ماست و به رسمیت شناخته شدن استفراغ پست مدرنیستی زیر نام „متدلولوژی انتقادی“ باعث شده است که هر گونه گرایش رادیکال و مارکسیستی در انسان شناسی شدیدا زیر نام „اروپاسنتریسم“ و غیره حاشیه یی شود. هر چند که ما به پوزه ی این پست مدرنیست ها افسار خواهیم زد.
مساله دیگر این است، که طرفداران نسبی گرایی فرهنگی و پست مدرنیسم و این دشمنان حقیقت عینی و یونیورسال، پست مدرنیسم را مثابه ی یک تیکه زباله ی متعفن،(اگرچه خود پست مدرنیسم چیزی جز بازگشت به فئودالیسم و دوران ماقبل سرمایه داری، نیست) را می ستایند و همین تکه زباله توانسته است انارشیسم و کل سیستم فکری و جهان بینی چپول های اروپایی را شدیدا تحت تاثیر خود قرار دهد و جنبش های انارشیستی شدیدا پست مدرن شده اند. در این شرایط لمپنیسم و تفکرات مالیخولیایی و سکس گروهی در خانه های تیمی و دیوار نویسی و زیر پل شاشیدن و حمله به یک شیشه ی مک دونالد و ستارباکس، به „الترناتیو“ „انقلابی“ بورژوازی تبدیل می شود!
به هر حال این مقاله را خواندنی و خوب می دانم.